۸. خانهای در ابراهیمآباد یا «زود باش سیبتو گاز بزن!»
Dastanhaye man o ayal | داستانهای من و عیالPersian Media Production | رسانه پارسی
۱۴ مهر ۱۳۹۸ · ۱۳ دقیقه
میگه: «من دیگه بچه نیستم، خودم خیر و صلاحم رو بهتر میفهمم.» میگم: «آخه لامصب من چارتا کفش بیشتر از تو پاره کردم.» میگه: «کفش پاره به چه دردم میخوره؛ همه چی داره دیجیتالی میشه.»
برای افزودن برچسب وارد شوید