هزارویکشب ۷۴۲ هفتصد و چهل و دوم قصهگو شهرزادفتوحی هنروزندگیشهرزاد @ShahrzadArtandLife
هنر و زندگی شهرزادهنر و زندگی شهرزاد
۳۰ آذر ۱۴۰۳ · ۶ دقیقه
همراه شو بنیوش بنوش بنوشان شب هفتصد و چهل و دوم ۷۴۲ حکایت بدر باسم و جوهره کُحلی که در نزد ماست به چشمان او بکشیدم و نامهایی که در خاتم سلیمان نقش گشته بر او بخواندم. تو دیگر پس از این از غرق بر او بیم مدار که او در دریا چنان رود که شما در صحرا همیروید. ... همه گونه یاقوت و زمرّد و سیصد گوهر بزرگتر از تخم کبوتر به در آورد که پرتو آنها به پرتو آفتاب غالب بود. در دریا گوهر و یاقوت بیشتر از ریگهاست که در بیابان است. تصویر را تصور کن! بینخطهای هر خبر و هر داستان را ببین و تصور کن و بشنو! به روالهای ناروایی که هنوز از پسِ قرنها برقرار مانده بیندیش! هزار و یک شب ترجمهی عبداللطیف تسوجی تبریزی قصّهگو #شهرزادفتوحی تنظیم #مجتبی_میرسمیعی باشد که قصّه، چترِ باران غصّهها شود باشد که قصّه، صدفِ آرامشی باشد در دریاهای توفانی این جهان هنر و زندگی شهرزاد بشنوید 🌀 https://www.youtube.com/playlist?list=PLPpgSsdZeHm0DKO5jWxbXXmC-FelHleB0 #هزارویکشب #هزار_و_یک_شب Shahrzad Art&Life @ShahrzadArtandLife مشتاق پیشنهاد و نقد و نظر شما هستم: @ShahrzadFotouhi 🌀🌀🌀