هزار و یک شب ۷۴۹ هفتصد و چهل و نهم قصهگو شهرزادفتوحی هنروزندگیشهرزاد
هنر و زندگی شهرزادهنر و زندگی شهرزاد
۸ بهمن ۱۴۰۳ · ۸ دقیقه
همراه شو بنیوش بنوش بنوشان شب هفتصد و چهل و نهم ۷۴۹ حکایت بدر باسم و جوهره اگر تو در دوستی یک وجب به من نزدیک آیی من یک ذراع پیش خواهم آمد و من اکنون از گرفتاران دام عشق توام و محبتی که تو را در دل است صد چندان در دل من است. پس نزدیک رفته او را در آغوش گرفت و لبان او را بوسه داد. پس از آن او را به سینه خود چسبانیده سخنانی گفت که او نمیدانست آنگاه گفت: از این صورت به در شو و به صورت پرندهای از بهترین پرندگان که پرهای او سپید و منقار و پاهای او سرخ باشد درآی. تصویر را تصور کن! بینخطهای هر خبر و هر داستان را ببین و تصور کن و بشنو! به روالهای ناروایی که هنوز از پسِ قرنها برقرار مانده بیندیش! هزار و یک شب ترجمهی عبداللطیف تسوجی تبریزی قصّهگو #شهرزادفتوحی تنظیم #مجتبی_میرسمیعی باشد که قصّه، چترِ باران غصّهها شود باشد که قصّه، صدفِ آرامشی باشد در دریاهای توفانی این جهان هنر و زندگی شهرزاد بشنوید https://www.youtube.com/playlist?list=PLPpgSsdZeHm0DKO5jWxbXXmC-FelHleB0 #هزارویکشب #هزار_و_یک_شب Shahrzad Art&Life @ShahrzadArtandLife مشتاق پیشنهاد و نقد و نظر شما هستم: @ShahrzadFotouhi 🌀