هزارویکشب ۷۵۰ هفتصد و پنجاهم قصهگو شهرزادفتوحی هنروزندگیشهرزاد @ShahrzadArtandLife
هنر و زندگی شهرزادهنر و زندگی شهرزاد
۱۸ بهمن ۱۴۰۳ · ۶ دقیقه
همراه شو بنیوش بنوش بنوشان شب هفتصد و پنجاهم ۷۵۰ حکایت بدر باسم و جوهره یکی از اهالی شهر صیاد را پیش آمد و از قیمت پرنده بپرسید. صیاد گفت: اگر او را شرا کنی چه کار خواهی کرد؟ آن مرد گفت: او را بکشم و بخورم. صیاد گفت:چگونه رواست که کسی چنین پرنده را بکشد و بخورد. من تمامت عمر صیاد بودهام و در برّ و بحر مانند این پرنده ندیدهام. تصویر را تصور کن! بینخطهای هر خبر و هر داستان را ببین و تصور کن و بشنو! به روالهای ناروایی که هنوز از پسِ قرنها برقرار مانده بیندیش! هزار و یک شب ترجمهی عبداللطیف تسوجی تبریزی قصّهگو #شهرزادفتوحی تنظیم #مجتبی_میرسمیعی باشد که قصّه، چترِ باران غصّهها شود باشد که قصّه، صدفِ آرامشی باشد در دریاهای توفانی این جهان هنر و زندگی شهرزاد بشنوید https://www.youtube.com/playlist?list=PLPpgSsdZeHm0DKO5jWxbXXmC-FelHleB0 #هزارویکشب #هزار_و_یک_شب Shahrzad Art&Life @ShahrzadArtandLife مشتاق پیشنهاد و نقد و نظر شما هستم: @ShahrzadFotouhi 🌀