→ بازگشت به جست‌وجو

هزار و یک پادکست

مهدی احمدی

Arts، Business

۵۲ قسمت

شنیدن در اپل پادکست ↗

تازه‌ترین قسمت‌ها

  • آیا فضا چنان است که انیشتین می گفت؟

    ⁨۸ مهر ۱۴۰۴⁩ · ⁨۱ ساعت و ۱۱ دقیقه⁩

    چهار هزار سال پیش، برای مردم غرب آسیا، ماه زورقی بود که هر روز ناخدایی از خدایان آن را در دریای آسمانی پارو می زد. کوپرنیک این باور فولکلور از آسمان را با پردازش موقعیت اجرام آسمانی پاره کرد. زمین در مرکز عالم نبود. اگر آسمان سرزمین خدایان نبود و همه اجرام به دور خورشید می گشتند، پس کرانه آن کجا بود؟ از اوایل قرن بیستم درک ما از فضا و ابتدا و انتهای آن باز هم زیر و رو شد. خورشید ما تنها یکی از میلیاردها خورشید در کهکشانی بود که به دور مرکزی که بعدا معلوم شد یک سیاه چاله است می گردید. با اینکه انیشتن مطمئن بود جهان از همین یک کهکشان شکل گرفته است تلسکوپ پیرمردی به نام هابل ثابت کرد که بعضی از نقاط آسمان که ستاره انگاشته می شدند بسیار دورتر از کرانه های کهکشان ما هستند و در اصل خودشان کهکشانهایی با میلیاردها خورشید هستند. مقابل علم نمی شد مقاومت کرد. در مدت کوتاهی انسان، زمین، خورشید و کهکشان او راه شیری همه به گردی در جهانی بزرگ که انتهایش پیدا نیست تبدیل شدند.  در این قسمت به درک جدید ما از فضا به روایت انیشتین می پردازیم.

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • چرا شر در جهان وجود دارد؟ گفتگو با مصطفی مستور و سارا پرهیزگاری

    ⁨۹ مرداد ۱۴۰۴⁩ · ⁨۱ ساعت و ۵۶ دقیقه⁩

    تارکوفسکی در فیلم ایثار داستانِ فیلسوفی مضطرب را در زمان جنگ روایت می کند. او به دنبال یافتن پاسخ این پرسش دشوار است که آیا راهی وجود دارد تا به وضعیت یک روز پیش از آغازِ جنگ بازگشت و از اتفاق افتادن آن جلوگیری کرد؟ در میانه جستجو خاطره ای از خانه مادری اش را به یاد می آورد. باغچه ای که به حال خود رها شده بود. درخت ها و علف ها به همه طرف رشد کرده بودند و به دور خانه نیمه ویران مادری پیچیده بودند. تا اینکه یک روز فیلسوف تصمیم می گیرد خانه مادری اش را سر و سامان بدهد. علف های هرز را بکند، درخت ها را اصلاح و خانه را تعمیر کند... در برنامه امروز گفت گوی من با مصطفی مستور نویسنده و سارا پرهیزگاری فیلسوف را خواهید شنید که درباره مساله شر و چگونه زیستن در کنار شرارت است. موسیقی های برنامه یکی you want it darker و یکی leaving the table از لئونارد کوهن است و دیگری دوتار عثمان محمد پرست.

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • منشا شر

    ⁨۸ تیر ۱۴۰۴⁩ · ⁨۱ ساعت و ۲۲ دقیقه⁩

    گفتگو درباره منشا شر

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • فرهاد فیضی مهاجر آخر روای زنده ماندن بدون علایم حیاتی

    ⁨۱۶ اسفند ۱۴۰۳⁩ · ⁨۱ ساعت و ۳۱ دقیقه⁩

    مهاجرت برای فرهاد به جز مسائل روزمره اش، تحصیل و موفقیت شغلی یک لایه عمیق تر هم داره. مواجهه با غرب، درک خود و تمام سوالاتی که چند قرن هست از خودمون می پرسیم... تلاش برای فهم که بودگی ما و دیگری...

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • داستان هفتم مهاجرت: مهیار صامتی از فروش بلیت پارکینگ تا کار در بوستون

    ⁨۳ اسفند ۱۴۰۳⁩ · ⁨۱ ساعت و ۲۷ دقیقه⁩

    مهیار امیدوار هست که پشیمان نشود

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • از لاتاری تا استنفورد داستانِ معمولی مریم زاهدی

    ⁨۱۹ بهمن ۱۴۰۳⁩ · ⁨۵۳ دقیقه⁩

    به نظر مریم داستان آدم های معمولی زیر فشار داستان آدم های "موفق" فراموش میشه. گفت و گوی صمیمی با مریم و تلاشش رو برای رسیدن به آرزوهاش بشنوید.

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • آیا فیزیک حقایق جهان را چنان که هست برای ما آشکار می کند؟

    ⁨۱۸ دی ۱۴۰۳⁩ · ⁨۱ ساعت و ۲۷ دقیقه⁩

    آیا فیزیک حقایق جهان را چنان که هست برای ما آشکار می کند و یا تنها یک ماشین حساب عظیم است که رابطه پارامترهایی نظیر دما و انرژی را فرموله می کند؟ من مهدی احمدی میزبان کاوه بهبهانی و سارا پرهیزگاری هستم تا به این سوال بپردازیم.

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • چرا فیزیک و ریاضیات با هم جور درآمده اند؟

    ⁨۲۶ آذر ۱۴۰۳⁩ · ⁨۱ ساعت و ۱۵ دقیقه⁩

    آیا ریاضیات مستقل از فیزیک وجود دارد؟

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • آیا فیزیک ما را از فلسفه بی نیاز کرده است؟ (2)

    ⁨۱۰ آذر ۱۴۰۳⁩ · ⁨۴۱ دقیقه⁩

    قسمت ۱ اپیزود ۲ این برنامه برای کسانی است که از علم و فلسفه لذت می برند.

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • آیا فیزیک ما را از فلسفه بی نیاز کرده است؟ (1)

    ⁨۱ آذر ۱۴۰۳⁩ · ⁨۴۸ دقیقه⁩

    این سری پادکست بر اساس کتابی با عنوان سوالات مهم فلسفه و فیزیک نوشته استیون گیمبل تهیه شده است. کتاب توسط کاوه بهبهانی به فارسی ترجمه شده است. در این قسمت من مهدی احمدی میزبان کاوه بهبهانی و سارا پرهیزگاری هستم تا به این سوال بپردازیم که آیا فیزیک ما را از فلسفه بی نیاز ساخته است یا خیر.

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • گفتگو با امیر سلطانی ها درباره مهاجرت و زندگی میان قائمشهر و پاریس

    ⁨۹ آبان ۱۴۰۳⁩ · ⁨۱ ساعت و ۵ دقیقه⁩

    گپ و گفت با امیر خیلی دلنشین بود. دیدن نخ های نامرئی که به دست و پای او بسته شده و تا حیاط خانه پدری تا قائمشهر کشیده شده تا امیدش به آینده خودش و خانوادش در پاریس و زمانی که بالاخره درش آزاد میشه و به خاک وطن برمیگرده. بشنوید...

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • قسمتی که به دنبالش بودید

    گفتگو با سعیده سعادت و مادر شدن در مهاجرت

    ⁨۴ مهر ۱۴۰۳⁩ · ⁨۱ ساعت⁩

    بین سالهای ۸۶ تا ۸۸ در دانشگاه شیراز در مجله "ستاک" و "کانون فرهنگی جان و خرد" همکار شدیم. گفتگوی من با سعیده به سمت بچه دار شدن در مهاجرت و رویای آینده رفت. سعیده همراه با همسر و دخترش در پاریس زندگی می کنه و یک پیج اینستاگرامی پرمخاطب هم داره که درش تجربیات مهاجرتش رو با ایرانی ها در میون می‌گذاره که می تونید از اینجا دنبال کنید👈🏼: اینستاگرام سعیده (https://www.instagram.com/___ma_nouvelle_vie___/)

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • با آرش و کتایون و عشق و رابطه در «خارج»ـ

    ⁨۶ شهریور ۱۴۰۳⁩ · ⁨۱ ساعت و ۷ دقیقه⁩

    رابطه در خارج

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • دکتر دیبا ده مشکی و تجربه مهاجرت

    ⁨۲ تیر ۱۴۰۳⁩ · ⁨۱ ساعت⁩

    بحث ما به اینکه چقدر انتخاب زیاد داشتن در زندگی اضطراب آور است کشید و همچنین تجربه ملاقات او با روانپزشک معروف اروین یالوم که بر زندگی اش تاثیر گذاشت. او هم در تلگرام و هم در اینستاگرام فعال است و تجربیات روزانه خود را منتشر می کند.

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • گفتگو با علی اشتری اصفهانی درباره بازگشت به ایران و مهاجرت دوباره او

    ⁨۲۶ خرداد ۱۴۰۳⁩ · ⁨۱ ساعت و ۸ دقیقه⁩

    علی اشتری بعد از گرفتن دکترا در فیزیک کوانتوم از دانشگاه واشنگتن به اصفهان برگشت و حالا بعد از سه سال دوباره تصمیم به مهاجرت گرفته است...

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • سوالات مهم فلسفه در فیزیک

    ⁨۱۳ خرداد ۱۴۰۳⁩ · ⁨۵ دقیقه⁩

    بر اساس کتابی با همین عنوان نوشته استیون کمپل

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • داستان های مهاجرت

    ⁨۱۰ خرداد ۱۴۰۳⁩ · ⁨۱۶ دقیقه⁩

    در هر برنامه با یک مهاجر خواهم بود

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • مهاجرت صفر

    ⁨۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۳⁩ · ⁨۱۳ دقیقه⁩

    آهنگ شاد برای مهاجرت

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • واتساپ کاغذی نوشته مهدی احمدی

    ⁨۳ اردیبهشت ۱۴۰۳⁩ · ⁨۹ دقیقه⁩

    چاپ شده در نشریه بانگ: https://baangnews.net/10598

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • مرثیه ای برای دکتر محمد اقتصاد

    ⁨۵ مهر ۱۴۰۲⁩ · ⁨۵۶ دقیقه⁩

    گفتگوی من با دکتر مجتبی محزون، دکتر ایمان بازرگان، مهندس علی مرزبان، دکتر مهدی دهقانی در سوگ دکتر محمد اقتصاد.  با تشکر از کسری کاتوزیان که صدای ضبط شده دکتر در کلاس کنترل خطی را در اختیار من گذاشت.

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • وضعیت قوم هزاره پس از طالبان در گفت و گو با مهدی سروش

    ⁨۲۳ بهمن ۱۴۰۱⁩ · ⁨۴۶ دقیقه⁩

    یک شبِ سرد که باید پشت هم در شومینه چوب می انداختیم و برای همین نزدیک تر به هم دیگر نشسته بودیم، سید علی حسینی را برای اولین بار دیدم. وقتی فهمیدم از قوم هزاره افغانستان است از او پرسیدم که هزاره چه معنایی دارد و داستانِ پیدایشِ آنها چیست. حوصله و شور او در توضیح این که این کلمه از کجا آمده و چه معنایی دارد مقدمه گفت و گوی من با دوستِ او مهدی سروش شد که امروز مهمان من در هزار و یک پادکست است. مهدی سروش در دفترِ دولتِ اشرف غنی جزو معدود هزاره های مشغول به کار بود و برای هفت سال به عنوان خبرنگار و متخصص روابط عمومی با نهادهای مختلف کار می کرد. او حالا در دانشگاه مینسوتای آمریکا دوره کارشناسی ارشد خود را در رشته سیاست عمومی و امنیت بین الملل می گذراند.

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • زن سبزپوش (چاپ شده در کرگدن 142 سال 1401)

    ⁨۲۷ دی ۱۴۰۱⁩ · ⁨۱۴ دقیقه⁩

    زن سبزپوش نوشته مهدی احمدی

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • هاوایی نامگ 3

    ⁨۲۹ آبان ۱۴۰۱⁩ · ⁨۳۲ دقیقه⁩

    چطور مردم هاوایی کاپتان کوک را در قابلمه پختند...

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • هاوایی نامگ 2

    ⁨۱۷ خرداد ۱۴۰۱⁩ · ⁨۲۶ دقیقه⁩

    از آدم کوچولوهای «منهو» تا مهاجران پولنزی اولین ساکنان هاوایی

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • هاوایی نامگ 1

    ⁨۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۱⁩ · ⁨۲۴ دقیقه⁩

    تمدن هاوایی از دوران باستان تا استعمار و امروز

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • در جستجوی معنا در کلیسای مریم مقدس مینیاپولیس

    ⁨۳ اردیبهشت ۱۴۰۱⁩ · ⁨۱۸ دقیقه⁩

    یک در چرخان، موزه هنرهای مدرن واکر آرت سنتر را به خیابان 94 متصل می کند. سرمای طاقت فرسای فوریه باعث می شود که چرخش خود را درون در ادامه بدهم و به موزه واکر برگردم. از روی گوشی دمای بیرون را که 23 درجه زیر صفر است می خوانم. برای منطقه میدوست چیز عجیبی نیست. از شارژ باتری ام 5 درصد باقی مانده است. آن بیرون بی خانمانی در همین دما شعر می خواند و لیوان بزرگی را که علامت مکدونالد دارد، بالا و پایین می برد. از سبیل او قندیلی کوچک رو به پایین که شبیه به استالاگمیتهای غار علیصدر است آویزان شده است. اتوبوس خط 2 از ایستگاه به راه می افتد. برنامه اتوبوسها را در گوشی ام چک کرده بودم و او می بایست پنج دقیقه دیگر اینجا می رسید. تا خط دوی بعدی برسد چهل و پنج دقیقه باقی مانده است. زنگ کلیسایی که آن نزدیکی هاست توجهم را به خود جلب می کند.

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • نوروز در مینیاپولیس

    ⁨۲۵ فروردین ۱۴۰۱⁩ · ⁨۸ دقیقه⁩

    دمای هوا سه درجه بالای صفر است. فروردین در ایران تمام میشود و اینجا در مینیاپولیس اواسط آوریل هستیم. مجبور هستم درجه بخاری را در ماشین، روی قرمز بگذارم. چند سالی است هفت سین نمی اندازم. دوستانم تلفن میزنند و یادآوری میکنند که هفت سین را بهیچ وجه فراموش نکنم. گو اینکه اگر نیندازم در تاریکی گم خواهم شد...

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • در اتاق روانکاوی چه می گذرد؟ مراحل درمان چیست؟

    ⁨۲ دی ۱۴۰۰⁩ · ⁨۱ ساعت و ۲۳ دقیقه⁩

    برای درمان زخم های روان دارویی وجود ندارد. خاطرات بد را نمی توان از حافظه پاک کرد. دانستن این واقعیت که احساسات محصول ترشح فلان و بهمان ترکیب شیمیایی هستند تاثیری بر روی احساس اضطراب ندارد. من مهدی احمدی هستم و شما به هزار و یک پادکست گوش می کنید. هنوز، سی و دو سال بعد از پایان جنگ ایران و عراق، در حالی که به آن طرف کره زمین پرتاب شده ام، کابوس حمله میگهای عراقی به شیراز را می بینم. اغلب آسمان از هواپیما پر شده و من در حال فرار هستم. با اینکه باید خودم را از خانه دور کنم نگاهی هم به پس سر دارم و از اینکه پدر و مادر خود را گم کرده ام وحشت زده ام. چشمهایم را که باز می کنم، سقف چوبی و اتاق غریبه به یادم می آورد که خطر جنگ من را تهدید نمی کند. مدتی خیره به سقف به این فکر می کنم که تکرار این خاطره چه سودی برای من دارد. جز اینکه اضطرابی را که با همه وجود از آن بیزارم در من یادآوری می کند. انگار که دست خبیثی می خواهد به من ثابت کند که نمی توانم از سرگذشت خود فرار کنم.  آیا راهی برای کنار آمدن با خاطرات آسیب وجود دارد؟ آیا زخمهای روان همچون زخمهای تن قابل درمان هستند؟ چه زمانی باید برای درمان آسیبها درخواست کمک کرد؟ و پس از شروع درمان با چه چیزهایی مواجه خواهیم شد. در قسمت قبل درباره اینکه چه عواملی موجب شکل گیری تراماهای روانی می شوند با دکتر علی فیروزآبادی و دکتر عاطفه کمالو گفت و گو کردم. امروز ادامه این گفت و گو را درباره اینکه در اتاق روانکاوی چه می گذرد و مراحل درمان چیست، خواهید شنید.

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • در اتاق رواندرمانی چه می گذرد؟ قسمت اول تروما یا آسیب روانی چیست؟

    ⁨۲۲ مهر ۱۴۰۰⁩ · ⁨۱ ساعت و ۲۱ دقیقه⁩

    گفت و گو با دکتر علی فیروزآبادی استاد روانپزشکی دانشگاه شیراز و دکتر عاطفه کمالو رواندرمانگر شناختی و استاد مدعو دانشگاه تهران موقعی که در را باز کردم کلید از آن طرف روی زمین افتاد. خم شدم تا کلید را بردارم که زیرچشمی متوجه مجسمه های خدایان باستانی هند و یونان و کتابهایی که دورتادو اتاق تا سقف چیده شده بودند شدم. دکتر فروید مشغول نوشتن یک یادداشت بود. او بی اینکه به من نگاهی بکند با دست من را به سمت مبلی بلند که می شد روی آن دراز کشید هدایت کرد. سیگاری که کنار لب داشت خاموش بود با این حال از دودی که فضا را مه آلود کرده بود معلوم بود که تا همین چند لحظه قبل مشغول کشیدن بوده است. روی مبل دراز کشیدم و چشمهای خود را بستم. اسم من را از لیست مراجعین چهارشنبه خواند و گقت که باید آقای فلانی باشم. بله! جوابش را دادم. پرسید که چه مشکلی پای من را به مطب او باز کرده است؟  چرا باید رازهای خود را با این مرد ناشناس در میان بگذارم؟ او چقدر قابل اعتماد است؟ اگر مانند همسرم از نقطه ضعفهایم علیه خودم استفاده کند چه؟ اگر به آشنایانم راز مرا بگوید؟ یا آن تقلب را به پلیس خبر دهد؟ و یا اصلا به کشیش بگوید چه؟ اصلا آیا او دوست من است یا فقط یک مزدور است که از رنج مردم زندگی می کند؟ اگر او به من اهمیتی می داد قطعا بی مزد من را می دید. اصلا چه کسی خود او را روانکاوی می کند؟ از کجا معلوم در سر خود خیالاتی برای من ندارد. شاید او یک بیمار است که اینگونه به آدمهای آسیب خورده ای مثل من نزدیک می شود. اما شاید چیزی بوده که دوستم او را به من پیشنهاد کرد… دکتر فروید که فقط صدایش می آمد و در نقطه کور اتاق نشسته بود پرسید… در برنامه امروز و بعد علی فیروزآبادی استاد روانپزشکی دانشگاه شیراز و دکتر عاطفه کمالو رواندرمانگر شناختی و استاد مدعو دانشگاه تهران مهمان من هستند. از آنها خواهم پرسید که در اتاق روانکاوی چه می گذرد؟ و مراحل بهبود چیست؟ آیا آسیب روانی قابل درمان است؟  قسمت اول آسیب یا تروما چیست؟   قطعات موسیقی این پادکست به ترتیب از کفم رها با اجرای محمدرضای لطفی و خورشید خسته ساخته الکساندرتسافسمن و با صدای پاول میخایلوف است.

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • کشمکش طبیعت و انسان در آثار فرهاد مهرانفر

    ⁨۱ مهر ۱۴۰۰⁩ · ⁨۱ ساعت و ۳۲ دقیقه⁩

    در سال 1944 فیزیکدان معروف اروین شرودینگر تعریفی از حیات و موجود زنده ارائه داد که هنوز مقابل کشفیات بسیار دوام آورده و معتبر مانده است. او گفت موجودات زنده در برابرِ رسیدن به نقطه تعادل از خود مقاومت نشان می دهند. برای فهم آن تصور کنید که یک تکه سنگ داغ را در سواحل بوشهر برمی دارید و به دریای خنک می اندازید. به طور طبیعی یک تکه سنگ داغ در برخورد با آب سرد، حرارتِ خود را از دست می دهد و در پی آن سرد می شود. در مقابل آب حرارت را از سنگ دریافت می کند و گرم تر می شود. در نهایت سنگ و آب به دمایی یکسان می رسند که به آن دمای تعادل گفته می شود. بعد از این همدمایی دیگر نه سنگ سرد تر می شود و نه آب گرمتر. حالا یک خرگوش را تصور کنید که در مناطق قطبی زندگی می کند. بدن او ماشینی است که با همدما شدن با محیط مقابله می کند. بدن او از اینکه با محیط به تعادل برسد اجتناب می کند و با افزایش متابولیسم جبران حرارتی را که از بدن از دست می دهد می کند و گرم باقی می ماند. ابزارآلات ساخت بشر هم همین خاصیت را دارند که از برقرار شدن تعادل پیشگیری می کنند. ابزار ساخت انسان بر روی ماده کار انجام می دهند و از این راه جلوی رسیدن طبیعی به تعادل با محیط را می گیرند. برای همین است که وقتی ده هزار متر بالاتر از سطح دریا در داخل هواپیما نشسته دمای داخل هواپیما با دمای بیرون که گاهی تا پنجاه درجه سانتی گراد زیر صفر هم می رسد، متفاوت است و یخ نمی زنید. سیستم گرمایش هواپیما از هم دما شدن آن و هوای اطراف جلوگیری می کند. پس اگر حق با اروین شرودینگر باشد و حیات نتیجه مقاومت موجود زنده در برابر یکسان شدن (تعادل) است، عجیب نیست که انسان همیشه بی قرار است و تعادل دریاها و جنگلها و حتی سیارات دیگر را هم بر هم می زند.  او برای تغییر دادن شرایط موجود و مقاومت در برابر به تعادل رسیدن با جهان پیرامون خود، در طول زمان از عصر شکارچی گری به عصر دامداری و بعد کشاورزی و نهایتا به دوران صنعتی حرکت کرده است. عصری که در آن چرخها نه با باد و آب که با فشار گاز ها می چرخند. بعد از چندین اختراع، این چرخ صنعت را جیمز واتِ اسکاتلندی در سال 1776 به نهایت و تکاملی رساند که انسان را وارد عصر جدیدی کرد. او با طراحی دقیق خود گرمای حاصل از سوختن زغال سنگ را به بخار آب پرفشاری تبدیل کرد که می توانست برای چرخاندن موتوری مورد استفاده قرار بگیرد و چنین شد که کشتی های بخار از کشتی های بادبانی سبقت گرفتند و جهان را به مستعمره ای زیر نگین پادشاه بریتانیا درآوردند. بعدا برادران رایت این موتور های چرخان را که انرژی گاز داغ و پرفشار را به حرکت دورانی تبدیل می کردند برای هواپیمایشان به کار گرفتند و با آن برای اولین بار موفق به پرواز مفید شدند. امروز هم همین چرخش در موتورهای جت، جنگنده ها را در آسمان به پرواز در می آورد و سلطه هوایی آمریکایی ها را بر کره زمین تضمین می کند. سلطه ای که در زیر چتر آن معاملات اقتصادی به نحوی که به سود او تمام شود رخ می دهند. همین موتورها در کامیون ها، کالاهایمان را بین شهرها جابجا می کنند و یا در کشتی ها نفت ها را از هفت دریا می گذراند و یا دستگاههای  تنفس مصنوعی را در آی سی یو ها به حرکت در می آورند.  کدام عقل سلیم می تواند از خیر این همه ابزار بگذرد و به انتظار به تعادل رسیدن با محیط بنشیند؟ اما این همه ماجرا نیست. آنچه چرخ ها را می چرخاند و اقتصاد را جلو می راند و تابلوی ارقام را در بورس های دنیا روشن نگه می دارد، سوزاندن انواع بنزین است. حاصل سوختن بنزینها هم بخار آب و گاز کربنیک است. و اینطور است که هر روز با توسعه بیشتر، میزان گاز کربنیک جو هم بالاتر و بالاتر می رود و زمین را دچار پدیده ای می کند که به آن اثر گلخانه ای می گویند. این پدیده اول در سیاره زهره مشاهده شد. زهره با اینکه از عطارد از خورشید بیست میلیون کیلومتر دورتر است اما سطحی داغ تر از عطارد دارد. دمای سطح عطارد در روز به حدود 430 درجه سانتی گراد می رسد حال آنکه دمای سطح زهره تا 470 هم بالا می رود. دلیل آن هم جود زیاد گازکربنیک در جو زهره است که نور تابیده شده به زهره را تبدیل به حرارتی می کند که نمی تواند از آن فرار کند و موجب بالاتر رفتن دما در سطح سیاره می شود. اگر تجربه رفتن به گلخانه شیشه ای در زمستان سرد را داشته باشید به یاد می آورید که نوری که از شیشه ها عبور کرده و به گیاهان گلخانه می رسد چطور تبدیل به حرارتی می شود که در گلخانه به دام میفتد. همین باعث می شود که دمای داخل گلخانه بسیار گرمتر از دمای بیرون آن باشد. زیاد شدن گازکربنیک در اثر سوختن انواع بنزین در ماشین ها، هواپیما ها و کارخانه ها جو زمین را مانند زهره به گلخانه ای تبدیل می کند که در اثر آن دما بالاتر می رود، تبخیر بیشتر می شود، رودها کم آب تر می شوند و نهایتا منابع غذایی بسیاری نابود می گردند. همچنین آنسوتر این گرما یخ های قطب را آب می کند که در اثر آن سطح آب دریاها بالاتر می آید و خشکی ها غرق می شوند.   کدام عقل سلیم می تواند این ویرانی ها و این خطرها را نادیده بگیرد؟ شاید همین بر هم زنی تعادل است که در مسیحیت تعبیر به گناه نخستین شده است. در آیین عیسی آدمی گناهکار به دنیا می آید. از گناه ازلی که با خوردن سیب از درختِ دانایی شروع می گردد. گویی که دانایی گناهی است در حق خداوند و یا شاید طبیعت. بودنِ زمینی آدم از خوردن این سیب شروع می شود و همینجا هم اولین گناه رخ می دهد. حتی پیش از تولد شدن او. انسان به ذات گناهکار است چون او از سیب خورده و حالا می تواند بفهمد. و این فهم گناهی است نسبت به طبیعت زیرا که او برعکس باقی اجزای طبیعت در طبیعت نیست. او با اینکه ریشه در طبیعت دارد اما سر خود را از آن بالاتر آورده و می تواند بر طبیعت زیر خود سوار شود ( یا خیال کند که بر آن سوار شده است). او با آگاهی خود الگوها را در طبیعت کشف می کند تا آنها را به سود خود برای تولید ثروت و قدرت بیشتر به کار گیرد. مقابل باد بادبان بزند و کشتی را در دریاها بین قاره ها جابجا کند. قوانین مکانیک سیالات را به کار گیرد و موشکی طراحی کند که او را از زمین به ماه برساند و برگرداند. و یا برای پیروزی در جنگ انرژی نهفته در هسته های اتم اورانیوم را در ناکازاکی و هیروشیما آزاد کند. آیا به همین دلیل است که وجدان انسان به صرف پا گذاشتن در این دنیا او را گناهکار ازلی می داند؟ صدای وجدان در برابر ویرانگری انسان در آثار هنری هم بلند است. از عصر جدید چاپلین و اعتراض به زندگی مکانیکی سوداگر تا فیلم خواب آب فرهاد مهرانفر درباره مصرف ویرانگر منابع آبی همه صدای هشدار وجدان به ابزاری گری انسان نسبت به مادر طبیعت است. آندره تارکوفسکی در فیلم ایثار، جهانی را بر می سازد که در اثر جنگی مرموز و بزرگ در شرف پایان خ

    برای افزودن برچسب وارد شوید