→ بازگشت به فهرست قسمت‌ها

مردم‌شاهی ۲۹ (جمهوری ایرانی)

فرهنگ اصیل ایران / The original culture of Iran

DADAR

⁨۲۰ مهر ۱۴۰۴⁩ · ⁨۳۰ دقیقه⁩

فرهنگ‌شهر . . . خودجوشی در گوهرش ناهمخوان با رهبر و راه‌بری است و خودش راه گشاست. در فرهنگ ایران، خودجوشی و به هم جوشی، باهم پیوندی ناگسستنی دارند. چرا گوهر هر آدمی، سرخ و سپیدی است که سبز و روشن می‌شود؟ از روشنی، دو برداشت ناهمخوان در تاریخ شده است. یکی روشنی است که از بریدن و متضاد شدن دو چیز با هم به وجود می‌آید. همان مفهومی که زرتشت آورد و سپس در همه‌ی مذاهب نوری جا افتاده است! روشنی که قاطع است و تیغ دارد، و با شمشیر و خنجر و دشنه‌اش می‌برد و جدا می‌سازد. بدینسان است که گفته می‌شود: تیغ خورشید پرده شب را پاره می‌کند. این گونه است که اصل برنده و جدا کننده، یکی را پاک و دیگری را نجس می‌شمارد.. اینست که در این اجتماع‌ها، فرد حق ندارد که با دیگران هم‌خردی و ساماندهی بکند، و بایستی پاره و جدا از هم بمانند. و برداشت دیگر به واژه‌ی جوش در فرهنگ ایران، که به واژه‌ی یوغ برمی‌گردد که می‌شود یوج و یوش کار دارد، که اصل به هم جفت شدن است، بن آفرینندگی (هم‌بغ یا هم‌خدا) می‌شود. که با از هم بریده شدن که از دریده شدن (واژه درد) می‌آید کاری ندارد، بلکه با خرد شاد، بینش زایشی کار دارد که در به هم پیوستن، سرچشمه نیرو می‌شود. درخشش، از درهم آمیختگی سرخ و سپید، که خرد بهمنی باشد پدیدار می‌گردد، که از آن سروش که جامه‌ی سبز دارد، پیدایش می‌یابد ‌

تاریخپیشنهاد خودکار۰جامعه و فرهنگپیشنهاد خودکار۰
شنیدن در اپل پادکست ↗