→ بازگشت به جست‌وجو

رادیو تاسیان

امیرعلی مهاجری

Books، Arts، Comedy، Comedy Interviews

۵۴ قسمت

شنیدن در اپل پادکست ↗

تازه‌ترین قسمت‌ها

  • نوری که خورشید نبود

    ⁨۲۱ شهریور ۱۴۰۵⁩ · ⁨۱۹ دقیقه⁩

    یادته؟ به یار گفتی آدم وقتی از بالا زمین رو نگاه می‌کنه، باید دلش قرص باشه؛ چون بالا بودن یعنی فاصله داشتن. ولی حالا می‌فهمم تو اشتباه می‌کردی. بالا بودن یعنی تنها بودن. یعنی دیدن چیزهایی که بقیه نمی‌خوان ببینن. یعنی فهمیدن اینکه چقدر همه‌چی بی‌معنیه وقتی کسی نیست که باهاش قسمت کنی... نوری که خورشید نبود نویسنده و کارگردان صوتی: امیرعلی مهاجریگوینده: رضا جعفرپورطراح پوستر: پدرام شهرآبادیمشاور و ایده پرداز: بهار احمدیپخش رسمی از رادیو تاسیانتابستان 1405 / تهران

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • سه ثانیه قبل از خداحافظی

    ⁨۵ شهریور ۱۴۰۵⁩ · ⁨۱۹ دقیقه⁩

    پیلامار، جاده‌ی خاطرات ساخته می‌شه یا ما می‌سازیمش؟ اگه ساخته می‌شه، پس چرا هرچی جلوتر می‌رن، جنگل میاد جلو، شاخه‌ها دست می‌ندازن روشون، برگ‌ها می‌ریزین و آروم بی‌سر و صدا جاده رو می‌گیرن و می‌پوشونن از ما آدم‌ها؟ چرا همیشه آخرش طبیعت برنده این بازی می‌شه؟ اگه خودمون می‌سازیمش پس تکلیف اون خداحافظی‌های همیشگی چیه؟ اون رفتن‌هایی که انگار از قبل تمرین شدن، اما هیچ‌وقت آماده‌شون نیستیم؟ چرا توی این جاده‌ها همیشه رفتن آدما رو می‌بینیم، ولی اومدنشون نه؟ چرا هیچ‌کس از همون راهی که رفته، برنمی‌گرده؟ چرا اون سه ثانیه‌ی لعنتی قبل از خداحافظی رو نمی‌شه تموم کرد؟ همون سه ثانیه‌ای که همه چی توش معلق و صحنه آهسته‌ست، که اگه دست بلرزه، اگه دلت بخواد عقب نشینی کنه، اگه یه کلمه کم و زیاد بشه، دیگه هیچ فایده‌ای نداره... اگه جاده رو خودمون می‌سازیم، چه لذتی داره ساختن جاده‌ای که از اول می‌دونی پر از رنجه؟ جاده‌ای که قراره هر قدمش درد باشه، سر هر پیچش دلتنگی، و آخرش، یه روز زیر دست برگ و ریشه‌های جنگل انبوه برای همیشه محو بشه؟ نویسنده و کارگردان صوتی: امیرعلی مهاجریگوینده: رضا جعفرپورتهیه و تولید: استودیو هاوشمیکس و مسترینگ: استودیو نووُپخش اختصاصی: رادیو تاسیان پریل، حامی اپیزود «۳ ثانیه قبل از خداحافظی» از رادیو تاسیان

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • زندگی قبل از عاشق شدن

    ⁨۱۰ مرداد ۱۴۰۵⁩ · ⁨۱۵ دقیقه⁩

    با حمایت پریل، اپیزود جدید رادیو تاسیان منتشر شد نویسنده و کارگردان صوتی: امیرعلی مهاجریگوینده: رضا کریمیانایده‌پرداز: بهار احمدیمیکس و مسترینگ: استودیو نووُپخش اختصاصی از رادیو تاسیان | تابستان ۱۴۰۵ پریل، حامی این اپیزود از رادیو تاسیان رادیو تاسیان را در شنوتو دنبال کنید! ..................................................... دوست داشتم برم بالای شهر وایسم و از اون بالا به همه‌چی نگاه کنم؛ به خونه‌هایی که از این ارتفاع اندازه‌ی یه نقطه می‌شن، به خیابونایی که پت و پهنن ولی از این بالا فقط یه مشت خط‌های کمرنگ روی زمین شدن، و نگاه کنم به آدمایی که هیچ نشونی ازشون پیدا نیست. آدمایی که وقتی از این بالا نگاشون می‌کنی، انگار هیچ وزنی ندارن؛ نه صداشون می‌رسه، نه دعواهاشون، نه شادی‌هاشون. از این بالا همه‌چی آروم‌تر، ساده‌تر و بی‌اهمیت‌تر از اون چیزیه که اون پایین به نظر میاد. اما همین‌که برمی‌گردی به دنیای اون پایین، می‌بینی آدم‌ها چقدر جدی گرفتن، چقدر هرچیز کوچیکی رو بزرگ کردن، چقدر سر هیچ‌چی دل شکستن، چقدر برای چیزایی جنگیدن که از اون بالا حتی دیده هم نمی‌شن. از این بالا، غم آدم کوچیک می‌شه و دلخوری و جنگ بین آدما کاملاً محو می‌شه. از این بالا همه شبیه هم می‌شن؛ هیچ‌کی مهم‌تر از اون یکی نیست، هیچ‌کی حق بیشتری نداره و هیچ‌کی اون‌قدرها هم خاص نیست. هیچ‌کی از رنج عشق نمرده، هیچ‌کی هم از رسیدن به عشقش تا ابد خوشبخت و آروم نشده... دوست داشتم ....

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • مهاجرت

    ⁨۱۶ تیر ۱۴۰۵⁩ · ⁨۴۵ دقیقه⁩

    🎙️ اپیزود «مهاجرت» 🎙️ این اپیزود با حضور ۱۳ گوینده و ایفای نقش توسط گروهی از هنرمندان، یکی از گسترده‌ترین تولیدات رادیو تاسیان را شکل داده است. برای نخستین‌بار در آثار رادیو تاسیان، ۸ بانوی هنرمند در کنار ۵ آقای هنرمند حضور دارند و شخصیت‌های زن، نقشی پررنگ، مؤثر و تعیین‌کننده در روایت ایفا می‌کنند؛ حضوری که به جهان داستان، رنگ و عمق بیشتری بخشیده است. «مهاجرت» تنها روایتی درباره ترک یک سرزمین نیست؛ بلکه نگاهی متفاوت به مفهوم مهاجرت دارد؛ روایتی از جابه‌جایی انسان، هویت، خاطره، عشق و انتخاب. داستانی که تلاش می‌کند این مفهوم را از زاویه‌ای تازه و کمتر دیده‌شده روایت کند. برای نخستین‌بار در آثار رادیو تاسیان و با حمایت برند پریل، ۸ بانوی هنرمند حضور دارند و شخصیت‌های زن، نقشی پررنگ، مؤثر و تعیین‌کننده در روایت ایفا می‌کنند؛ حضوری که به جهان داستان، رنگ و عمق بیشتری بخشیده است. «مهاجرت» تنها روایتی درباره ترک یک سرزمین نیست؛ بلکه نگاهی متفاوت به مفهوم مهاجرت دارد؛ روایتی از جابه‌جایی انسان، هویت، خاطره، عشق و انتخاب. داستانی که تلاش می‌کند این مفهوم را از زاویه‌ای تازه و کمتر دیده‌شده روایت کند. 🎧  ✍🏻 ایده‌پرداز و کارگردان صوتی: امیرعلی مهاجری 🎭 گویندگان: محمد مقدسی، رضا کریمیان، ندا کریمی، فریما رئوفی، پارسا فلسفی، تینا کاردان، زهرا نویدی‌راد، شقایق هارونی، لی‌لی شیرازی، مانلی هفت‌لنگ، امیر ارجمند، فاطمه کاظمی شریعت‌پناهی، بهار احمدی و امیرعلی مهاجری پریل، حامی اپیزود مهاجرت از پادکست رادیو تاسیان

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • قسمتی که به دنبالش بودید

    اپیزود رسمی رادیو تاسیان/ بهار

    ⁨۵ تیر ۱۴۰۵⁩ · ⁨۳ دقیقه⁩

    ناظر: امیرعلی مهاجری خوانندگان: عباس آقاخانی / لیلی تنظیم صدا: آترین شکوهی بازخوانی ترانه ای از ابراهیم منصفی

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • نور و آن شهر ساحلی

    ⁨۳ خرداد ۱۴۰۵⁩ · ⁨۲۴ دقیقه⁩

    گفتم چون دلتنگی یعنی یکی یه چیزی ازت دزدیده و واسه همیشه رفته... نه جای اون چیزی که دزدیده ازت خوب میشه و نه هیچ وفت اون دزد بر میگرده.... تو میمونی و یه بدن نیمه جونی که همیشه داره درد میکشه.. من تحمل اون دردو ندارم... من دوست ندارم بدنم نیمه جون باشه... یا حداقل اگر هست بی حس شم نفهمم.. چیزی بادم نیاد.. نبینم اون جای خالی رو...جسم نیمه جون عین یه دیواری میمونه که چندتا آجر از وسطش ریخته.. اگر این آجرا بیشتر و بیشتر بریزن و کم بشن یه روز خود دیوار یهو میریزه پایین... هم خودش خراب میشه هم میریزه رو سر رهگذاریی که دارن از اونجا رد میشن... گفت: خیلی وقتا اون دزدایی که گفتی بر میگردن... با برگشتنشونم، دلتنگی ادم رفع میشه.. اون چیزیو هم که از وجودت برداشتن میذارن سر جاش..گفتم نه... خیلی وقتا حتی با برگشتن آدما هم چیزی درست نمیشه. خیلی وقتا ما دلتنگ آدما توو خاطراتیم و اون کسی که بودن، نه اون کسایی که الان برگشتن...  رادیو تاسیان تقدیم می‌کند: «نور و آن شهر ساحلی» تازه‌ترین اپیزود رادیو تاسیان با عنوان «نور و آن شهر ساحلی» منتشر شد. این اپیزود سفری است به اعماق زندگی، خاطرات شیرین، عشق‌های ماندگار و چشم‌اندازی به آینده‌ای روشن که می‌تواند چون نگارشی سینمایی، پایانی درخشان داشته باشد. ✨✨  عوامل اجرایی: • نویسنده و گوینده: امیرعلی مهاجری • میکس و مسترینگ: استودیو نووُ • خوانش تیتراژ: محمدرضا اکرادی • طراحی پوستر: فریما رئوفی بهار ۱۴۰۵/تهران ✨✨

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • آقای پابلو اسکوبار، من می‌ترسم!

    ⁨۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵⁩ · ⁨۲۰ دقیقه⁩

    پدر مسیر شما را تباهی می‌داند و مسیر درست را مسیری امن و بی‌دردسر معرفی می‌کند. اما من با او مخالفم. من فکر می‌کنم جاده‌های آرام و بی‌حاشیه شبیه جاده‌های کویری و صاف‌اند؛ از هزاران کیلومتر دورتر انتهایشان پیداست. انسان در چنین جاده‌هایی یا به کسالت می‌رسد یا خوابش می‌گیرد و یا از سفر هیچ لذتی نمی‌برد. من عاشق جاده‌های پرپیچ‌وخمی هستم که در هر پیچ آن نمی‌دانم چه حادثه یا ماشینی انتظارم را می‌کشد. جاده‌هایی که دو سویشان پر از درخت و انبوه گیاهان سرسبز است و مه تا میانه راه و جاده را پوشانده. جاده‌ای که در آن فقط یک ثانیه جلوتر را می‌بینم و از همان لذت می‌برم، بی‌آنکه به انتهای مسیر فکر کنم. درست همانند جاده زندگی شما در کلمبیا. اپیزود تازه با عنوان «آقای پابلو اسکوبار، من می‌ترسم» به قلم و صدای امیرعلی مهاجری، اکنون به‌صورت رسمی در تمامی پلتفرم‌های ایرانی پادکست در دسترس شماست. امیدوارم از شنیدن این قسمت لذت ببرید، و اگر برایتان جذاب بود، لطفاً آن را با دوستان و عزیزانتان به اشتراک بگذارید 💛 لینک‌های اپیزود: کانال بله 👇✨ https://ble.ir/radiotasian نویسنده و گوینده: امیرعلی مهاجریمیکس و مسترینگ توسط استودیو نووُ

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • دل آرام و بادبادکهای قرمز

    ⁨۱ دی ۱۴۰۴⁩ · ⁨۱۲ دقیقه⁩

    دل آرام خانوم، نمیدونم کی برمیگردم...  نمیدونم اصلا یبار دیگه میتونم به اون موهای فرفریت نگاه کنم؟ اصلاً برمیگردم؟ اصلاً این جنگ تموم میشه؟ هیچ نمیدونم. فقط یه چیزو بهت میگم، اگه چه اینو با کلمات روی یه ورق نازک و بیصدا نوشتم، اما یه روز با صدای بلند، وسط خیابون فردوسی، بین شلوغی شهر، به یاد من و از زبون من، با صدای خودت فریاد بزن : دوستت دارم ✏️نویسنده: امیرعلی مهاجری 🎙گوینده: امیرعلی مهاجری 🎧میکس و مسترینگ: محمدرضا اکرادی  طراحی پوستر فریما رئوفی

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • دریا هم دیگر صدایش نمی‌زد

    ⁨۱۴ آذر ۱۴۰۴⁩ · ⁨۲۴ دقیقه⁩

    از میان موجهای دریا داستانش را برایم میخواند: "او آنجا نشسته بود، روبه‌روی پنجره‌ای که به هیچ منظره‌ای ختم نمی‌شد، و در دلش چیزی گم شده بود. چیزی که نه نام داشت و نه شکل، اما سنگینی‌اش درون سینه‌اش می‌کوبید. هیچ‌کس خبر نداشت که او هر روز با اشباحی حرف می‌زند که فقط خودش می‌بیند؛ اشباحی از زنانی که پیش از او آمده بودند، زندگی کرده بودند، عاشق شده بودند، شکست خورده بودند، و از میان دیوارهای ناپیدای سکوت گذشته بودند. او فقط می‌خواست کسی باشد که دیده شده. نه برای زیبایی، نه برای دانایی، فقط برای اینکه بوده. برای اینکه نشسته، خیره شده، و نرفته." ✏️نویسنده: امیرعلی مهاجری🎙گوینده: فریما رئوفی🎨طراحی پوستر: یاسر مبارک آبادی/هارا🎧میکس و مسترینگ: محمدرضا اکرادی✨تهیه و تولید توسط استودیو نووُ📻پخش اختصاصی از رادیو تاسیان بصورت رسمی از تمامی پلتفرم‌های رسمی #پادکست منتشر شد. 🎧در شنوتو آنلاین گوش کنید  👇👇👇 https://shenoto.com/channel/podcast/noovooo 🎧در کست باکس آنلاین گوش کنید 👇👇👇 ‏https://castbox.fm/va/2810504

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • نُت آخر

    ⁨۳۰ آبان ۱۴۰۴⁩ · ⁨۲۱ دقیقه⁩

    زن، برای اولین بار لبخند زد. لبخندی کوتاه، اما عمیق. بعد، آرام لیوانش را بلند کرد. آخرین بار. و پیش از آن‌که آهنگ به پایان برسد، برخاست. رفت. نه با شتاب، نه با تردید. رفتنی آرام، درست شبیه آمدنش. اما این‌بار، دیگر بازگشتی در کار نبود. مرد هنوز می‌نواخت. صدایش دیگر نمی‌لرزید. دست‌هایش محکم‌تر شده بودند. او رفته بود، اما چیزی از او در مرد باقی مانده بود؛ چیزی از جنس شهامت، صدا، و سرانجام گفتن. و آن شب، همان شبی شد که مرد برای همیشه بدون نیاز به صفحات نت به آواز و نواختن درآمد، سالیان سال در میان تاریکی جمعیت او را جست و دیگر موهایش را پریشان جلوی چشمانش رها نکرد تا اگر زن برگشت اینبار به جای نواختن و آواز خواندن فقط او را تماشا کند. و آن زن.... آن زن هیچگاه به آن شب‌نشینی برنگشت تا مرد سالیان سال عاشق بماند و جمعتی را از هنر خودش شگفت زده کند.  و شاید اگر روزی کسی از او می‌پرسید که آن زن، واقعا که بود؟ می‌گفت: نمی‌دانم.  فقط همین را می‌دانم که وقتی می‌آمد، صدایم معنا می‌گرفت، و وقتی رفت، معنایش شدم. نُتِ آخر ·    نویسنده: امیرعلی مهاجری ·    گوینده: علی ولیانی ·    میکس و تنظیم محمدرضا اَکرادی ·

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • یک روز معمولی | طنز

    ⁨۱۰ آبان ۱۴۰۴⁩ · ⁨۲۹ دقیقه⁩

    الهام گرفته از داستانی واقعی موسی موند و یک وصیتی که تا ابد تمومی نداشت. از پدرش هم ارثیه‌ی خاصی واسش نموند. روزی که پدر ارث رو تقسیم می‌کرد، خونه رو بخشید به برادر بزرگِ آقا موسی، زمین کشاورزی رو داد به خواهر بزرگِ آقا موسی، مایملک‌های کوچیک رو وقف خیریه کرد و وقتی نوبت موسی شد گفت: «موسی بابا، من باارزش‌ترین چیز دنیامو می‌دم به تو. باباجان، من ۸۰ سال نماز و روزه بدهی دارم، یه چند تا طلبکار هم دنبالم بودن توی این سال‌ها، اونا واسه تو بابا...» این‌بار هم تا آقا موسی بیاد چیزی بگه، پدرش با چشمان باز و با نیمچه لبخندی که داشت، جان به جان‌آفرین تسلیم کرد. یک روز معمولی / طنز نویسنده و کارگردان صوتی امیرعلی مهاجری صداپیشگانرضا جعفرپورحسین سلیمیپدرام شهرآبادیامین منصوریفریما رئوفیآیدا رمضانی میکس و تنظیم صدا توسط محمد رضا اکرادی تهیه و تولید توسط استودیو نوو پخش اختصاصی از رادیو تاسیان

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • نام آن دلتنگی

    ⁨۲۵ مهر ۱۴۰۴⁩ · ⁨۳ دقیقه⁩

    نامِ آن دلتنگی‌ست که نه از نبودِ کسی، نه از خاطره‌ای روشن، که از فراموشی خودت در آینه‌ی آدم‌ها می‌آید. آن غمِ محوی که وسطِ خندیدن ناگهان گلوت را می‌فشارد، در شلوغی بغلت می‌کند، و در خلوت، چیزی درونت را بی‌صدا می‌کُشد. تاسیان، دلتنگی برای "خودت" است. نه خودِ حالا، نه خودِ محبوب، بلکه خودی که دیگر نمی‌دانی کجاست. همان که روزی بی‌هیچ اضطرابی خوابش می‌برد، بی‌هیچ نقشی خودش بود، و بی‌عذابِ ماندن یا رفتن، نفس می‌کشید. اگر امشب یا شبهای تاسیانی، تقصیر تو نیست. هیچ‌کس یادمان نداد که در راهِ عشق، اول باید "خود" را نگه داشت. تاسیان را زندگی کن، اما نمان. گریه کن، اما در اشک‌ها غرق نشو. و یادت باشد: تو هنوز اینجایی، زنده. ✏️نویسنده: امیرعلی مهاجری🎙گوینده: رضا جعفرپور🎨طراحی پوستر: فریما رئوفی🎧میکس و مسترینگ: محمدرضا اکرادی✨تهیه و تولید توسط استودیو نووُ📻پخش اختصاصی از رادیو تاسیان بصورت رسمی از تمامی پلتفرم‌های رسمی #پادکست منتشر شد. 🎧در شنوتو آنلاین گوش کنید  👇👇👇 https://shenoto.com/channel/podcast/noovooo 🎧در کست باکس آنلاین گوش کنید 👇👇👇 ‏https://castbox.fm/va/2810504

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • پاییز | هیچ

    ⁨۳۱ شهریور ۱۴۰۴⁩ · ⁨۴ دقیقه⁩

    هیچ  🍂🍁به بهانه پاییز...  اختصاصی از رادیو تاسیان نویسندگان و گویندگان: علی حسین غلامی امیرعلی مهاجری پوستر از فریما رئوفی

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • جای امن رویا

    ⁨۱۴ شهریور ۱۴۰۴⁩ · ⁨۲۳ دقیقه⁩

    چقدر قشنگه وقتی فقط من می‌دونم... وقتی همه‌ی این حس‌ها، این لحظه‌ها، تو دل خودمه و تو حتی نمی‌دونی داری زندگیِ یکیو نفس می‌کشی... خیالم راحته، چون این حرفا، اینا که از قلبم میان، یه جایی امن توی من قایم شدن، جایی که هیچ‌کس دستش بهش نمی‌رسه... حتی تو. چون اگه یه روز بهت بگم، اگه بدونی، اگه فقط یه کلمه بگی "نه"... همه‌چی تموم میشه. نه فقط من، نه فقط این حس، که اون خیابونای بی‌دلیل، اون کافه‌گردی‌های بی‌قرار، اون چشای درشتت که توشون جا می‌شدم، اون موهایی که می‌خواستم ببافمشون، همه‌ش می‌ریزه... می‌پاشه... نابود میشه. و من می‌مونم... تنها، وسط یه شهر شلوغ، یه مرکز بی‌جهتِ لعنتی که دیگه تو توش نیستی... و پیداتم نمی‌شه. نه توی خیابون، نه توی کافه، نه حتی توی خواب. می‌فهمی؟ •            ✏️نویسنده و کارگردان صوتی: امیرعلی مهاجری •            🎙گوینده: رضا کریمیان •            🎨طراحی پوستر: فریما رئوفی •            🎧میکس و مسترینگ: محمدرضا اکرادی •            🌟مدیریت و نظارت ضبط: علی ولیانی •            ✨تهیه و تولید توسط استودیو

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • مادام ژولیت

    ⁨۲۹ مرداد ۱۴۰۴⁩ · ⁨۲۷ دقیقه⁩

    🎧 اپیزود تازه رادیو تاسیان منتشر شد! «من اینجام… ایستاده… ساکت… خیره به سایه‌هایی که از پشت پنجره رد می‌شن… تو اونجایی، من اینجا… همین‌قدر نزدیک، اما میانمون یه دیوار نازکه؛ دیواری که نه صدا رو رد می‌کنه، نه نور رو… فقط یه سایه ازم مونده پشت همون پنجره‌ای که دیگه رو به من باز نمی‌شه… بگو… عطر کی نمی‌ذاره برگردی اینجا؟» و این آغاز قصه‌ای‌ست پر از وهم، باران و پنجره‌هایی بسته؛ قصه‌ای از خاطرات ناتمام، قهوه‌های تلخ پاریسی، و شهری که خیابان‌هایش هیچ‌وقت به هم نمی‌رسند. جایی که مادام ژولیت، در میان بیداری و رؤیا، به‌دنبال ردّی از خود در ذهن مردی غریبه می‌گردد. 🔊 این اپیزود حالا در تمام پلتفرم‌های پادگیر ایرانی و بین‌المللی در دسترسه. ✏️ نویسنده و کارگردان صوتی: امیرعلی مهاجری 🎙 گوینده: ساناز فلاح‌فرد 🎨 طراحی پوستر: فریما رئوفی 🎧 میکس و مسترینگ: محمدرضا اکرادی 🌟 ناظر ضبط: علی ولیانی ✨ تهیه و تولید: استودیو نووُ 📻 پخش اختصاصی: رادیو تاسیان

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • هاشیموتو | +18

    ⁨۱۴ مرداد ۱۴۰۴⁩ · ⁨۲۱ دقیقه⁩

    «توجه: این اپیزود دارای ادبیاتی آزاد و بزرگسالانه است و ممکن است شامل واژگانی باشد که برای افراد زیر ۱۵ سال مناسب نباشد. لطفاً در جمع‌های عمومی یا در حضور کودکان پخش نشود.» اصغر شد یک افسانه، افسانه بزرگی از کسی که بدون هیچی با شصت سال قرض و بدهی و بدبختی، تونست خودشو چنان بالا بکشه که خار بشه به چشم یاکوزا. و نسل های جوون از بعد از مرگ اصغر دو کله سعی کردن یا اسمشو روی بدنشون تتو کنن یا راه روش زندگی اصغر رو در پیش بگیرن. اصغر دو کله دیگه اصغر دو کله نبود، اصغر از اون روز به بعد برای اون محل اصغر هاشیموتوی کبیر بود. اصغر واسه اون محل یک میراث بزرگ به جا گذاشت، اونم اینکه به همه فهموند که یاکوزا و هاشیموتو سراغ پولدارا نمیرن، سراغ ضعیفا میرن تا با ضعیف کشی قدرت بگیرن و رعب و وحشت ایجاد کنن. ضعیفا هم اینو باید بپذیرن و از همون اول همیشه آماده وایسن وسط رینگ ، بااینکه مطمنا تهش ناک اوت میشن؛ اما باید بازم تا تهش برن... نه اینکه بخوان ادای قوی هارو درارن، نه.... ضعیف و بدبختا اصلا اصلا حق انتخاب ندارن آخه ...  نویسنده: امیرعلی مهاجری گوینده: حسین سلیمی مشاور و طراح پوستر: فریما رئوفی تهیه و تولید توسط استودیو نووُ پخش اختصاصی از رادیو تاسیان تابستان1404 / تهران

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • ُسقوط

    ⁨۲۸ تیر ۱۴۰۴⁩ · ⁨۱۶ دقیقه⁩

    سقوط  ما عین دوتا چتربازیم... دوتا آدم که از اون بالا، از لب بوم دنیا، خودمونو پرت کردیم پایین تا یه سقوط آزاد واقعی رو تجربه کنیم... نه واسه هیجان، نه واسه فرار، فقط واسه لمس لحظه‌ای که توش آسمون عقب می‌ره و زمین نزدیک و نزدیکتر می‌شه، واسه دیدن اینکه وقتی همه‌چی از دست می‌ره، چی دستمون می‌مونه. ما دوتاییم، وسط این آسمون بی‌مرز، توی یه خلأ معلق، که هوا از شدت سکوتش در گوشمون فریاد می‌زنه... و تو، همون‌جا، وسط اون طوفان بی‌صدا، پیدام می‌کنی. نه با صدا، نه با فریاد، فقط با یه نگاه که می‌فهمم تو هم پریدی... تو هم بی‌چتر پریدی... و همون‌جا، دستم رو می‌گیری. بصورت رسمی از تمامی پلتفرم‌های رسمی #پادکست منتشر شد. 🎧در شنوتو آنلاین گوش کنید  👇👇👇 https://shenoto.com/channel/podcast/noovooo 🎧در کست باکس آنلاین

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • ردپا

    ⁨۱۳ تیر ۱۴۰۴⁩ · ⁨۴۸ دقیقه⁩

    🎧 اپیزود جدید منتشر شد: ردپا  ⁣  یه جاهایی از زندگی هست که ردِ بعضی خاطره‌ها هیچ‌وقت پاک نمی‌شه.  جاهایی که زمان جلو رفته، اما ما هنوز همون‌جاییم...  تو خنده‌ای که دیگه نمیاد، تو بویی که فقط یه‌بار پیچید، تو حرفی که کاش زده می‌شد.  تو این اپیزود، از آدم‌ها پرسیدم:  کجای خاطرات گذشته گیر کردی؟  و اونا با صداشون جواب دادن...  🎙 گوش بده به «ردپا» — جایی که گذشته هنوز داره نفس می‌کشه. ✏️ایده پرداز و کارگردان صوتی: امیرعلی مهاجری 🎙گویندگان این اپیزود: پدرام شهرآبادی -رضا جعفرپور-رضا کریمیان-فرید حاجی-علی ولیانی-پارسا فلسفی-کیوان حسنی-محمدرضا اکرادی- مصطفی اسلامی- امیر زبرجد - امیرعلی مهاجری  🎨طراحی پوستر: فریما رئوفی 🎛میکس و مسترینگ توسط محمدرضا اکرادی  ✨تهیه و تولید توسط استودیو نووُ 📻پخش اختصاصی از رادیو تاسیان تولید این اپیزود با حمایت شنوتو با تشکر از مهدیس غفاری خواه، عضو اتاق فکر رادیو تاسیان

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • مجموعه نامه‌های اینمن به ناتالیا | فصل آخر

    ⁨۴ تیر ۱۴۰۴⁩ · ⁨۶ دقیقه⁩

    فصل ششم مجموعه نامه‌های اینمن به ناتالیا بصورت رسمی از تمامی پلتفرم های رسمی پادکست منتشر شد... من معامله را بین دو شیطان باخته بودم. تمام سال‌هایی که از زندگی سیاهی به دنیای تاریک‌تری پا گذاشتم تنها امید ادامه زندگی‌ام اینمنی بود که هنوز برای داشتنم می‌جنگید. من نیاز به یک قهرمانی داشتم تا بلکه روزی نجاتم دهد بی‌آنکه خودم برای رهایی از آن بردگی و اسارت کوچک‌ترین تلاشی انجام دهم. 🎧در شنوتو آنلاین گوش کنید 👇👇👇 https://shenoto.com/channel/podcast/noovooo 🎧در کست باکس آنلاین گوش کنید 👇👇👇 ‏https://castbox.fm/va/2810504 ✏️نویسنده: امیرعلی مهاجری 🎙گویندگان: ندا کریمی 🎨طراحی پوستر: فریما رئوفی ✨تهیه و تولید توسط استودیو نووُ 📻پخش اختصاصی از رادیو تاسیان تولید این اپیزود با حمایت شنوتو @tasiancast

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • مجموعه نامه‌های اینمن به ناتالیا - فصل پنجم

    ⁨۱۵ خرداد ۱۴۰۴⁩ · ⁨۱۱ دقیقه⁩

    من آموختم. آموختم به تنهای برای خویشتنم کافی بوده و عشق را نباید از انسان دیگری طلب کنم. همین‌که بتوانم ذات عشق را در وجود خویشتن پیدا کنم؛ یعنی رهایی از تمام رنج‌هایی که به‌خاطر تو به آن دچار گشته بودم. به‌راستی‌که آدمی چنان جذب اتفاقات بیرونی می‌شود که از بزرگ‌ترین ثروت دنیا یعنی درون خودش غافل می‌ماند. من عظمت تنهایی‌ام را یافته و تمام‌قد آن را به آغوش کشیدم. هرچه بیشتر این غار تاریک و بزرگ را می‌کاویدم کورسوی های نور بیشتری می‌افتم و این عجیب نیست؟ عجیب نیست که انسانی در تاریکی محض به نور وجودی دست پیدا کند؟ می‌دانم شاید باورش برای تو سخت باشد و یا حتی نخواهی بپذیری که دیگر اینمن عاشقی برای تو جانش را ندهد و یا تو حتی نتوانی برای ارضای حال روحی خویشتن او را هر بار با نادیده‌گرفتنت بیش از بیش مجنون سازی. تو بهانه بودی، بهانه زندگی برای تعلیم من. برای پی‌بردن به آنکه نباید با مصیبت‌ها جنگید، نباید برای آرام‌کردن رنج‌ها تقلا کرد؛ چراکه تنها دوای آن پذیرفتن و پیداکردن نشانه‌هایی است تا پیغام حوادث را درک نماییم.   ✏️نویسنده: امیرعلی مهاجری 🎙گویندگان: علی ولیانی / ندا کریمی 🎨طراحی پوستر: فریما رئوفی ✨تهیه و تولید توسط استودیو نووُ 📻پخش اختصاصی از رادیو تاسیان

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • مجموعه نامه‌های اینمن به ناتالیا-فصل چهارم

    ⁨۴ خرداد ۱۴۰۴⁩ · ⁨۱۸ دقیقه⁩

    مدت‌هاست که می‌نویسم، قلم را به زورِ دیکتاتورِ درون - که خود نیز مهره‌ای است بازیچه از مافیایِ ذهن مریضم - روی ورق‌های کاهیِ سالخورده با ناجوانمردیِ هرچه بیشتر به بازی می‌گیرم. آری، آرام تر می‌شوم. مدت‌هاست که به این‌گونه ارضا شدن تن داده‌ام. هنگامی‌که احساسِ طغیان و شورشی به من دست می‌دهد همانند جوانِ درمانده‌ای که در سردترین شب‌های سرد مسکو به دنبال بطریِ ویسکی ناب فنلاندی برای گرم شدن می‌گردد، من نیز به دنبال قلمی می‌گردم و با یافتن آن‌چنان گرم می‌شوم که جهنمی از آن خلق می‌کنم. می‌دانی، این روزها افرادی را می‌بینم که سحرگاه با ماسک‌هایی زیبا و شبیه به انسان به خلوتِ خیابان‌ها پا می‌گذارند و شب‌ها به آشامیدن خونِ حیوانی ..... ✏️نویسنده: امیرعلی مهاجری 🎙گویندگان: علی ولیانی / ندا کریمی 🎨طراحی پوستر: فریما رئوفی ✨تهیه و تولید توسط استودیو نووُ 📻پخش اختصاصی از رادیو تاسیان 📻پخش اختصاصی از ر

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • مجموعه نامه‌های اینمن به ناتالیا-فصل سوم

    ⁨۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴⁩ · ⁨۱۳ دقیقه⁩

    در ابتدای جوانی فکر می‌کردم ترسناک‌ترین اتفاق زندگی می‌تواند قحطی و گرسنگی باشد. در گذر اندک عمر ترسناک‌ترین اتفاق زندگی را تنها ماندن یافتم و با تجربه حضور در جنگی که بر سر دوراهی بین نجات جان خود و گرفتن جان دیگری خودخواهانه زندگی خویشتن را انتخاب کردم دریافتم در این دنیا، ‘سیاه’ رنگی است یکه تاز بر هر بوم نقاشی که راه فراری برای هیچ نقاشی باقی نمی‌گذارد. اما این پایان ماجرا نیست. ناتالیای من، آیا میدانی چه رنگی می‌تواند حتی تیره تر از رنگ سیاه دست زبردست ترین نقاش‌های عصر رنسانس را نیز به کام ترس خود فرو کشد؟ ✏️نویسنده: امیرعلی مهاجری 🎙گویندگان: علی ولیانی / ندا کریمی 🎨طراحی پوستر: فریما رئوفی ✨تهیه و تولید توسط استودیو نووُ 📻پخش اختصاصی از رادیو تاسیان 📻پخش اختصاصی از رادیو تاسیان تولید این اپیزود با حمایت شنوتو

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • مجموعه نامه‌های اینمن به ناتالیا-فصل دوم

    ⁨۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۴⁩ · ⁨۱۳ دقیقه⁩

    آه ناتالیای من، چه می‌دانستیم روزی خواهد آمد که زمین همان زمین باشد، لحظه همان لحظه باشد اما اینبار خالی از ما و خاطرات؟ آرزو می‌کنم زمان برگردد تا ثانیه ثانیه‌های آن روزهای شیرین را به اسارت بگیرم و اجازه ندهم که تبدیل به حسرت این روزهای تلخ آینده شوند. ناتالیای من چه می‌شود تا باری دیگر زیر آن درخت کهن‌سال سیبی را به تو هدیه بدهم و تو اینبار آن را نزد خود نگه داری؟ هر دو به آسمان‌ها خیره شویم، من به چهره‌ات نگاه کنم و اینبار بگذارم چشمانت من را در جریان سیال زندگی غرق کنند و موهایت که با نسیم تابستان در هوا به رقص درآمده سایه‌ی وجودی من گردند. با یکدیگر غرق چمنزارهایی شویم که از شادی به رقص آمده‌اند و به گذشتن دهقانی در دوردست‌ها خیره شویم و تنها نزاع ما نیز انتخاب نام فرزندان آینده‌مان باشد. آه ناتالیای عزیزم دشت همان دشت است، درخت همان درخت، روز همان روز اما بی من، بی تو و عاری از خاطرات....   ✏️نویسنده: امیرعلی مهاجری 🎙گویندگان: علی ولیانی / ندا کریمی 🎨طراحی پوستر: فریما رئوفی ✨تهیه و تولید توسط استودیو نووُ 📻پخش اختصاصی از رادیو تاسیان 📻پخش اختصاصی از رادیو تاسیان تولید این اپیزود با حمایت شنوتو

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • مجموعه نامه‌های اینمن به ناتالیا - فصل یکم

    ⁨۲۸ فروردین ۱۴۰۴⁩ · ⁨۹ دقیقه⁩

    «و کسی چه می‌دانست هنگامی‌که قلب‌ها راهی برای ارتباط با یکدیگر پیدا کنند چنان منطق و مغز را تهی می‌سازند که دنیایی یارای ایستادگی در مقابلشان ندارند. قلب و مغز همانند دو سرنشین یک قایق، مغز آب‌های پرشده در قایق را خالی کرده و قلب بی‌توجه قایق را دوباره پر از آب می‌کند. حال اینمن و ناتالیا راهی پیداکرده بودند تا چشم و قلب‌هایشان با یکدیگر یکی شده و دیگر متوجه سختی مزرعه، زندگی و غرق شدن قایقشان نشوند.» ✏️نویسنده: امیرعلی مهاجری 🎙گویندگان: علی ولیانی / ندا کریمی 🎨طراحی پوستر: فریما رئوفی ✨تهیه و تولید توسط استودیو نووُ 📻پخش اختصاصی از رادیو تاسیان 📻پخش اختصاصی از رادیو تاسیان تولید این اپیزود با حمایت شنوتو

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • قایقی در مه

    ⁨۱۲ فروردین ۱۴۰۴⁩ · ⁨۸ دقیقه⁩

    ویلی در سکوت ساحل مه‌آلود، میان خاطرات جولیا سرگردان بود. دریا آرام بود، اما چیزی درونش می‌جوشید؛ تصویری محو در میان مه، قایقی که آرام نزدیک می‌شد. آیا این بار جولیا برگشته بود یا فقط خیالی دیگر در ذهن خسته‌ی ویلی؟ یک روز، در میان مه غلیظ، قایقی کوچک از دور ظاهر می‌شود. درون آن، زنی با چهره‌ای آشنا نشسته است؛ آیا جولیا بازگشته یا این تنها گذشته است؟ ویلی با امید و تردید به قایق نزدیک می‌شود، اما گویی نیرویی نامرئی او را از رسیدن بازمی‌دارد. زن نگاهی پر از دلتنگی به او می‌اندازد، دستش را در آب فرو می‌برد، و آرام در میان مه محو می‌شود. ویلی بی‌حرکت به نقطه‌ای خیره می‌ماند که... قایقی در مه 📻بصورت رسمی از رادیو تاسیان منتشر شد✏️نویسنده: امیرعلی مهاجری 🎙گوینده: رضا کریمیان🎨طراحی پوستر: فریما رئوفی✨تهیه و تولید توسط استودیو نووُ📻پخش اختصاصی از رادیو تاسیان🎛️طراحی و میکس صدا توسط رضا کریمیان📻پخش اختصاصی از رادیو تاسیان

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • خاطرات سال نو / آقا بزرگ

    ⁨۲۶ اسفند ۱۴۰۳⁩ · ⁨۱۱ دقیقه⁩

    🎙 "آقا بزرگ"؛ روایت یک خانه، یک تاریخ، یک دنیای فراموش‌نشدنی 🔹 "این‌جا خونه‌ی آقا بزرگه... خونه‌ای پر از خاطرات کودکی و قدیمی... خونه‌ای که این روزا خیلی خالی مونده، خیلی..." "آقا بزرگ" فقط یک داستان نیست؛ یک قاب زنده از خنده‌های بلند، دروغ‌های مصلحتی، عشق‌های ساده، و حسرت‌هایی است که با گذر زمان سنگین‌تر می‌شوند. اسپانسر این قسمت، شنوتو 📖 نوشته‌ی امیرعلی مهاجری 🎙 گویندگی رضا جعفرپور 🎧 میکس و تنظیم رضا کریمیان 🎨طراحی پوستر: فریما رئوفی 🎬 تهیه و تولید: استودیو نوو 📻 پخش اختصاصی از رادیو تاسیان یک روایت طنزآلود و در عین حال پر از احساس، از دورهمی‌های خانوادگی که در پس‌زمینه‌ی خنده‌ها، واقعیت‌های تلخ و شیرین زندگی را به تصویر می‌کشد.

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • مترسک

    ⁨۱۵ اسفند ۱۴۰۳⁩ · ⁨۶ دقیقه⁩

    شدی عین اون پرنده‌ای که پرواز می‌کنه اما اوج نمی‌گیره... عین اون پرنده‌ای که دیگه واسش فرقی نمی‌کنه چه آسمونی بالا سرش باشه و چه زمینی زیر بال و پرش... منم شدم همون کشاورزی که روزا از پشت پنجره‌ی کلبه به آسمون نگاه می‌کنه تا پیدات کنه... ببینه کجایی... ببینه هنوز داری اون بالا پرواز می‌کنی یا نه... شدم عین همون مترسکی که خوشحاله از اینکه ازش نمی‌ترسی... همون مترسک طردشده‌ی مزرعه که برخلاف بقیه‌ی مترسک‌ها، رو به آسمون نگاه می‌کنه تا تو رو پیدا کنه... تو چی؟ از اون بالا چند تا مترسک می‌بینی که دارن نگات می‌کنن؟ کدومشون عین من سرشون بالاست؟ کدوم مزرعه واست قشنگ‌تره؟ اشکال نداره... بگو بهم... من خیلی وقته به نبودنت عادت کردم، بگو بهم... نکنه از اون بالا من معلوم نباشم؟ ها؟ ✏️نویسنده: امیرعلی مهاجری🎙گوینده: علی ولیانی 🎨طراحی پوستر: فریما رئوفی✨تهیه و تولید توسط استودیو نووُ📻پخش اختصاصی از رادیو تاسیان🎛️طراحی و میکس صدا توسط رضا کریمیان📻پخش اختصاصی از رادیو تاسیان "رادیو تاسیان را در شنوتو گوش دهید و دنبال کنید. اسپانسر این اپیزود، رادیو تاسیان شنوتو است. شنوتو، بزرگ‌ترین پلتفرم پادکست و کتاب صوتی ایران." https://shenoto.com/channel/podcast/noovooo

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • آنسوی آیینه های تار

    ⁨۴ اسفند ۱۴۰۳⁩ · ⁨۱۰ دقیقه⁩

    آن سوی آینه‌های تار 🖊️نویسنده و کارگردان صوتی: امیرعلی مهاجری 🎙️گویندگان: امیر زبرجد و ندا کریمی 🔉میکس و مسترینگ: رضا کریمیان  🎨طراحی پوستر: فریما رئوفی  🎛️تهیه شده توسط استودیو هنری نووُ 📻پخش رسمی توسط رادیو تاسیان "رادیو تاسیان را در شنوتو گوش دهید و دنبال کنید. اسپانسر این اپیزود، رادیو تاسیان شنوتو است. شنوتو، بزرگ‌ترین پلتفرم پادکست و کتاب صوتی ایران." https://shenoto.com/channel/podcast/noovooo

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • چشم

    ⁨۷ بهمن ۱۴۰۳⁩ · ⁨۴۳ دقیقه⁩

    چشم 🎞کارگردان صوتی: امیرعلی مهاجری 💎ایده پرداز و مشاور: فریما رئوفی 🎛میکس و تنظیم صدا: محمدرضا اکرادی 🎨طراحی پوستر یاسر مبارک آبادی 📻تهیه شده توسط استودیو هنری نووُ و پخش رسمی توسط رادیو تاسیان 🎙با تشکر از میهمانان و گویندگان این اپیزود رادیو تاسیان : سعید میری/رضا کریمیان/پویان گنجی/سیامک راشدی/ رامیار مشایی /امیر زبرجد/آتنا باقری/ندا کریمی /فریما رئوفی /محمدرضا اکرادی/مصطفی اسلامی /الناز قنبری/پارسا فلسفی/ حامد عیدی/پریناز میهن پرست /رها احسانی/رژان کرد/ نرگس شریعتی و امیرعلی مهاجری "رادیو تاسیان را در شنوتو گوش دهید و دنبال کنید. اسپانسر این اپیزود، رادیو تاسیان شنوتو است. شنوتو، بزرگ‌ترین پلتفرم پادکست و کتاب صوتی ایران." https://shenoto.com/channel/podcast/noovooo

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • دشت سفید

    ⁨۲۱ دی ۱۴۰۳⁩ · ⁨۸ دقیقه⁩

    کدوم فصل رو دوست داری؟ بذار پس اون آسمون کم رنگ رو‌ واست خاکستری کنم... میام پایین تر... تورو میبینیم که وسط اون خیابون پاییزی وایسادی و آدما بی تفاوت از کنارت رد میشن... آره اینجوری مییینمت اما همینجوری نمیکشمت... طوری نقاشیت‌ میکنم که صورتت سمت منه... یه لبخندرو لبت داری، یه سبد گل قرمز توی دستت و موهای فرفریت از بغل ریخته روی صورتت.... داری به من نگاه میکنی و منم همینجوری دارم نقاشیت میکنم... چندتا برگ پاییزی هم‌ میکم که از درختای بالا سرت آروم دارن میان سمتت... اما تو بهاری...دلت بهاریه... برگای خشک پاییز روت نمیشینه... بارون پاییزی خیست نمیکنه، واست یه چتر شیشه ای کشیدم تا هم مراقبت باشه هم وقتی خواستی بارون رو نگاه کنی خیس نشی یه وقت... هوا سرده، شاید سرما بخوری... یه پالتوی‌ بلند مشکی میکشم دورت و روی سرت یه کلاه بافتنی قرمز... انگار وسط پاییز وایسادی و داری با لبخند به من‌نگاه میکنی... میگی قشنگتر منو بکش...نه؟ شایدم وسط هوای بارونی لندن یا اصلا وین... نه ، اونجااها قشنگ نیستی... تو توی تهران قشنگتری... وسط باغ فردوس... همونجا وایسادی و پرت یه عالمه ادم رد میشه... تو اما بینشون گم نشدی...من پررنگ کشیدمت... یکم دیگه وایسا بذار دونه های بارون رو بکشونم روی چترت... بشی عین بهاری که توو دل پاییز جا خوش کرده.... نه؟ ... من؟ من مهم نیستم... دوست دارم خیس شم زیر همین بارون... برگهای‌ زردو‌خشک پاییزی واسه منه... من همینجا بشینم‌ با بومم وسط این دشت سفید تورو نقاشی کنم.... 🖊️نویسنده و کارگردان صوتی: امیرعلی مهاجری 🎙️گویندگان: رضا کریمیان  🔉میکس و مسترینگ: رضا کریمیان  🎨طراحی پوستر: فریما رئوفی  🎛️تهیه شده توسط استودیو هنری نووُ 📻پخش اختصاصی از رادیو تاسیان

    برای افزودن برچسب وارد شوید