→ بازگشت به فهرست قسمت‌ها

محمدعلی بهمنی | آن بهاری باغ‌ها و این زمستانی بیابان

شعر با صدای شاعر

Schahrouz Kabiri

⁨۲۰ مرداد ۱۴۰۵⁩ · ⁨۵ دقیقه⁩

▨ نام شعر: آن بهاری باغ‌ها و این زمستانی بیابان ▨ شاعر: محمدعلی بهمنی ▨ با صدای: محمدعلی بهمنی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری ___________ ناگهان دیدم كه دور افتاده‌ام از همرهانم مانده با چشمانِ من دودی به جای دودمانم ناگهان آشفت كابوسی مرا از خواب كهفی دیدم آوخ قرن‌ها راه است از من تا زمانم ناشناسی در عبور از سرزمین بی نشانی گرچه ویران خاكش اما آشنا با خشت جانم ها... شناسم! این همان شهر است شهر كودكی‌ها خود شكستم تک‌چراغِ روشنش را با كمانم می‌شناسم این خیابان‌ها و این پس كوچه‌ها را بارها این دوستان بستند ره بر دشمنانم آن بهاری باغ‌ها و این زمستانی بیابان ز آسمان می‌پرسم آخر من كجای این جهانم؟ سوز سردی می‌كشد شلاق و می‌چرخاند و من درد را حس می‌كنم در بند بندِ استخوانم می‌نشینم از زمینِ سرزمین بی‌گناهم مشت خاكی روی زخم خون‌فشانم می‌فشانم خیره بر خاكم كه می‌بینم ز كرت زخم‌هایم می‌شکوفد سرخ گل‌هایی شبیه دوستانم می‌زنم لبخند و بر می‌خیزم از خاک و بدین‌سان می‌شود آغاز فصل دیگری از داستانم ▨ محمدعلی بهمنی ___________ به شما پیشنهاد می‌کنم آلبوم صوتی «گاهی دلم برای خودم تنگ می‌شود» را از بیپ تیونز تهیه کنید. این آلبوم شامل ۱۳ غزل ناب، با صدای شاعر است. Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

برای افزودن برچسب وارد شوید
شنیدن در اپل پادکست ↗