→ بازگشت به فهرست قسمت‌ها

احمد شاملو | اشارتی

احمد شاملو | شعر با صدای شاعر

شهروز کبیری

⁨۱۴ تیر ۱۴۰۵⁩ · ⁨۴ دقیقه⁩

▨ نام شعر: اشارتی ▨ شاعر: احمد شاملو ▨ با صدای: احمد شاملو ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری ـــــــــــــــــ پیش از تو       صورتگران            بسیار از آمیزه‌ی برگ‌ها           آهوان برآوردند؛ یا در خطوطِ کوهپایه‌یی              رمه‌یی که شبان‌اش در کج و کوجِ ابر و ستیغِ کوه                          نهان است؛ یا به سیری و سادگی در جنگلِ پُرنگارِ مه‌آلود گوزنی را گرسنه که ماغ می‌کشد. تو خطوطِ شباهت را تصویر کن: آه و آهن و آهکِ زنده دود و دروغ و درد را. ــ که خاموشی         تقوای ما نیست. □ سکوتِ آب می‌تواند خشکی باشد و فریادِ عطش؛ سکوتِ گندم می‌تواند گرسنگی باشد و غریوِ پیروزمندِ قحط؛ همچنان که سکوتِ آفتاب                ظلمات است ــ اما سکوتِ آدمی فقدانِ جهان و خداست: غریو را تصویر کن! عصرِ مرا در منحنی‌ تازیانه به نیش‌خطِ رنج؛ همسایه‌ی مرا بیگانه با امید و خدا؛ و حرمتِ ما را که به دینار و درم برکشیده‌اند و فروخته. □ تمامی‌ِ الفاظِ جهان را در اختیار داشتیم و آن نگفتیم       که به کار آید چرا که تنها یک سخن              یک سخن در میانه نبود: ــ آزادی! ما نگفتیم تو تصویرش کن! ▨  احمد شاملو - چهاردهم اسفند ماه ۱۳۵۱ از دفتر شعر ابراهیم در آتش

برای افزودن برچسب وارد شوید
شنیدن در اپل پادکست ↗