فندق، میمون بازیگوش قصه ما، یک رویای بزرگ و طلایی داشت: ساختن یک «جنگل ذرت»! 🌽🌳 اون چند تا دونهی باارزش پیدا کرد تا در بهار بکاره. اما یک دشمن بزرگ سر راه این آرزو بود… شکم کوچولوی شکموش! 😋 به نظرتون فندق میتونه در مقابل وسوسهی خوردن ذرتها مقاومت کنه تا به جنگل آرزوهاش برسه؟ 💡 در قصه فندق، میمون بازیگوش یاد میگیریم 💡 🌱 یاد میگیریم که برای رسیدن به آرزوهای بزرگ، باید صبر داشته باشیم. 🌱 میآموزیم که جلوی خواستههای کوچولو و فوری (مثل گرسنگی) مقاومت کنیم. 🌱 به یاد داشته باشیم که کارهای امروز ما، نتیجهی فردای ما را میسازد. 🌱 یاد میگیریم که اگر همهی دانهها را بخوریم، دیگر مزرعهای نخواهیم داشت. 🌱 میآموزیم که صبر کردن در ابتدا سخت است، اما در پایان نتیجهی بسیار خوبی دارد. 👇🏻دعوت از شما 👇🏻 اگر اين قصه را دوست داشتيد، لطفاً پادكست «روهين كودک» را در كستباكس، اپلپادکست، اسپاتيفاى يا هر اپلیکیشنی كه ما را میشنويد، دنبال (Subscribe/Follow) كنيد. امتياز دادن (⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️) شما به ما کمک میکند تا بچههاى بيشترى اين قصه هاى شب را بشنوند.
برای افزودن برچسب وارد شوید