→ بازگشت به فهرست قسمت‌ها

فنچ طلایی کوچولو

روهین کودک

Roohin Group

⁨۱۳ آبان ۱۴۰۴⁩ · ⁨۱۰ دقیقه⁩

«ای پادشاه، منو نکش! تو یه امانتی پیش من داری!» 😲 یک فنچ طلایی کوچولو، برای فرار از مرگ، یک داستان باورنکردنی برای پادشاه شکارچی تعریف می‌کنه: داستان یک جواهر جادویی که می‌تونه از پادشاه محافظت کنه! 💎 پادشاه که حسابی طمع کرده، پرنده رو آزاد می‌کنه تا بره و جواهر رو بیاره. در قصه امشب می‌بینیم که چطور هوش یک پرنده‌ی کوچک، بر طمع یک پادشاه بزرگ پیروز می‌شه. 💡 در قصه فنچ طلایی کوچولو یاد می‌گیریم 💡 🌱 می‌آموزیم که طمع کردن کار بدی است و باعث می‌شود گول بخوریم. 🌱 یاد می‌گیریم که با فکر کردن و باهوشی می‌توانیم خودمان را از خطر نجات دهیم. 🌱 می‌آموزیم که نباید حیوانات و پرنده‌ها را اذیت کنیم یا شکار کنیم. 🌱 به یاد داشته باشیم که نباید غم چیزهایی را که از دست داده‌ایم، بخوریم. 🌱 یاد می‌گیریم که نباید موجودات کوچک را دست‌کم بگیریم. 👇🏻دعوت از شما 👇🏻 اگر اين قصه را دوست داشتيد، لطفاً پادكست «روهين كودک» را در كست‌باكس، اپل‌پادکست، اسپاتيفاى يا هر اپلیکیشنی كه ما را می‌شنويد، دنبال (Subscribe/Follow) كنيد. امتياز دادن (⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️) شما به ما کمک می‌کند تا بچه‌هاى بيشترى اين قصه هاى شب را بشنوند.

برای افزودن برچسب وارد شوید
شنیدن در اپل پادکست ↗