تازهترین قسمتها
فولاد بورسی؛ کدام حلقه برنده سودآوری میشود؟
۸ مهر ۱۴۰۵ · ۵۶ دقیقه
صنعت فولاد در رالی اخیر بازار سرمایه یکی از گروه های پیشرو بود، اما بازدهی در تمام حلقه های زنجیره یکسان نبود. در حالی که سودآوری شرکت های سنگ آهنی از حدود یک میلیارد دلار در سال های ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰ به محدوده ۲۰۰ تا ۲۵۰ میلیون دلار رسیده، کاهش ضرایب کنسانتره و گندله به نفع فولادسازان میانی تمام شده است. در این قسمت از «واچلیست» با حضور مرتضی صفایی، وضعیت زنجیره فولاد را از سنگ آهن، کنسانتره و گندله تا آهن اسفنجی، شمش، اسلب، ورق و میلگرد بررسی می کنیم. محاصره دریایی و محدودیت صادرات چه اثری بر این صنعت گذاشته است؟ کدام بخش زنجیره توانسته عقب ماندگی خود را جبران کند؟ و با توجه به ریسک انرژی، صادرات و بازگشت شرکت های آسیب دیده، در نیمه دوم سال کدام فولادی ها ظرفیت بیشتری برای سودآوری دارند؟ در این برنامه، علاوه بر چشم انداز تولید و صادرات، وضعیت فولاد مبارکه، فولاد خوزستان و دیگر شرکت های زنجیره، ارزش جایگزینی، حاشیه سود و P/E فوروارد صنعت را بررسی می کنیم. Website fardayeeghtesad.com Instagram instagram.com/farda_eghtesad Twitter twitter.com/feghtesad Telegram t.me/feghtesad
برای افزودن برچسب وارد شویدریسک و بازده ۸ صنعت بورسی در پاییز بازارها
۶ مهر ۱۴۰۵ · ۱ ساعت و ۸ دقیقه
وقتی پول ملی با شتاب ارزش خود را از دست میدهد، تابلوی سبز بازار سهام لزوما نشانه رونق کسبوکارها نیست؛ چه بسا پناهگاهی اضطراری برای فرار از توهم پولی باشد. اقتصاد ایران با انقباض کمسابقه، تورم بالای ۷۰ درصد و محدودیتهای فزاینده انرژی وارد پاییز شده است؛ اما متغیر تعیینکننده این فصل، نه در ترازنامههای مالی، بلکه در آبهای آزاد و محاصره مسیرهای تجاری رقم میخورد. در این شماره از برنامه «واچلیست»، در گفتگو با مصطفی پازوکی، کارشناس بازار سرمایه، آناتومی بورس در پاییز بازارها کالبدشکافی شده است. با پایان دوران رشد یکدست و رالیهای کورکورانه، بازار اکنون وارد مرحله غربالگری بیرحمانه شده است؛ جایی که تابآوری عملیاتی و زنجیره تامین، مرز میان سود واقعی و تله هزینهها را تعیین میکند. نقشه توازن ریسک و بازده در ۸ صنعت کلیدی از نگاه مصطفی پازوکی: پتروشیمی؛ قربانی اصطکاک لجستیک و شوک نهاده: مدل درآمدی پتروشیمیها بر پایه صادرات دریایی و گاز ارزان بنا شده بود. اکنون با انسداد بنادر و تعدیل تهاجمی نرخ خوراک، شرکتهای صادراتمحور و تکمحصولی در خط اول افت حاشیه سود قرار دارند. برندگان نسبی این گروه تنها مجموعههایی هستند که دسترسی به مصرف داخل دارند یا تنوع محصول، آنها را در برابر تله لجستیک بیمه میکند. فلزات اساسی؛ تضاد کشش داخل با بحران حاملهای انرژی: فولادسازان با دو شوک همزمان روبهرو هستند: افت صادرات دریایی و قطع سنتی گاز زمستانه. با این حال، مکانیسم کشف قیمت در بورس کالا نوعی سپر تورمی در برابر جهش هزینهها میسازد؛ عاملی که به باور پازوکی، بقای عملیاتی و بازده میانمدت این گروه را منوط به تداوم تقاضای داخلی و نقدشوندگی بالا نگه میدارد. معادن؛ محاصره در مبدا و بحران کرایه حمل: محصولات معدنی به دلیل نسبت وزن بالا به ارزش فروش، شدیدا به هزینههای حملونقل وابستهاند. حذف ناوگان دریایی و تکیه اجباری بر ریل و جاده، حاشیه سود شکننده زنجیره سنگآهن را میبلعد. رشد اسمی شاخص معادن محتمل است، اما صورتهای مالی نشان خواهند داد که چه سهمی از این رشد، قربانی کرایههای سنگین حمل زمینی شده است. بانکها؛ اسیر در چرخه سرکوب مالی و قفل ارزی: ترازنامه بانکها آیینه تمامنمای ریسکهای سیاسی و تنگنای اعتباری کشور است. هزینه تامین مالی تجارت خارجی و ریسک مطالبات معوق، عملکرد این بخش را مقید کرده است. پازوکی تاکید میکند که بدون گشایش دیپلماتیک و رفع بنبست محاصره، امید بستن به بازدهی پایدار فراتر از میانگین بازار برای غولهای بانکی دور از واقعیت خواهد بود. سیمان؛ مازاد ظرفیت در جغرافیای بسته: کاهش تولید ناشی از خاموشیهای فصلی تنها بخشی از معادله سیمان است؛ چالش بنیادین، محبوس شدن مازاد عرضه در داخل مرزها به دلیل بسته بودن پایانههای صادراتی است که قدرت چانهزنی و قیمتگذاری شرکتها را فرسایش میدهد، مگر در مناطقی که معبرهای زمینی هنوز جریان دارند. صنایع غذایی؛ برخورد به دیوار سقف درآمدی خانوار: موج انباشت احتیاطی کالا توسط مصرفکنندگان پایان یافته و صنایع غذایی با شوک دوطرفه مواجهاند: پرواز هزینههای بستهبندی و مواد اولیه از یک طرف، و کاهش قدرت خرید واقعی خانوارها از طرف دیگر. توان انتقال تورم به مصرفکننده به پایان خط خود نزدیک شده و ریسک افت تیراژ فروش جدی است. دارویی؛ جذابیت ارزشگذاری در برابر تله نقدینگی: تقاضا برای دارو نامکشش است و افت قیمتها از منظر تکنیکال فاصلهای چشمگیر تا سقفهای تاریخی ایجاد کرده است؛ اما مکانیک مالی این صنعت گرفتار تاخیرهای مزمن در بازپرداخت مطالبات دولتی و شوک حذف ارز ترجیحی است. بقا در این صنعت بیش از رشد فروش، به مدیریت جریان نقد و سرمایه در گردش وابسته است. حملونقل ریلی؛ برنده سرریز تقاضا در اسارت گلوگاه زیرساخت: مسدود شدن آبراهها تقاضا برای حمل زمینی را به اوج رسانده و راهآهن را به یک ذینفع بالقوه تبدیل کرده است. با این حال، اقتصاد حملونقل ریلی با سقف صلب ظرفیت ناوگان و خطوط آهن مواجه است؛ عاملی که مانع از تبدیل کامل این فرصت تاریخی به سود خالص پایدار میشود. آیا بازار سرمایه در فصل پیش رو میتواند بازدهی فراتر از نرخ فرسایش تورم تولید کند، یا رشد شاخص کل صرفا پردهای بر ناتوانی سودآوری واقعی شرکتها خواهد بود؟ در این پاییز پرمخاطره، تقدم بقا بر رویاپردازی، استراتژی سرمایهگذاران را چگونه بازتعریف میکند؟ Website fardayeeghtesad.com Instagram instagram.com/farda_eghtesad Twitter twitter.com/feghtesad Telegram t.me/feghtesad
برای افزودن برچسب وارد شویدفرار از برزخ اقتصاد با کرادفاندینگ؛ نجات بنگاهها یا پناهگاه اضطراری؟
۱ مهر ۱۴۰۵ · ۴۴ دقیقه
در مقطعی که بازار سرمایه در کشاکش اصلاح شاخص و بلاتکلیفی حول کانال ۷.۱ میلیون واحد نفسگیر شده و دسترسی به تسهیلات بانکی بیش از هر زمان دیگری منجمد به نظر میرسد، اعداد و ارقام بازار تأمین مالی جمعی (Crowdfunding) پیامی معنادار مخابره میکنند: ارزش این بازار در نیمه نخست ۱۴۰۵ از کل سال ۱۴۰۴ عبور کرد و رشدی ۱۹۷ درصدی را نسبت به مدت مشابه به ثبت رساند. در برنامه امروز «واچلیست» اول مهرماه، در گفتگوی تفصیلی با سپهر موسوی، مسئول عملیات کیانکراد، به کالبدشکافی این جهش و معنای اقتصادی آن پرداختهایم. محورهای کلیدی گفتگو: انفجار ۱۸ همتی و دو برابر شدن سقف طرحها:چرا انتشار ۷۰۵ طرح با میانگین ارزش ۲۶ میلیارد تومان رخ داد و چگونه افزایش سقف تأمین مالی تا ۱۰۰ میلیارد تومان، این ابزار را به سریعترین مسیر رفع عطش سرمایه در گردش تبدیل کرد؟ معمای بازدهی و ضمانت بانکی:آیا نرخ بازدهی مؤثر بالای ۴۶ درصد و حضور ضمانتنامههای بانکی در ۸۰ درصد طرحها، میتواند دلیل کافی برای ورود پول حقیقی به این بازار باشد؟ یا قفل شدن یکساله نقدینگی و ریسکهای پنهان، احتیاط بیشتری میطلبد؟ تله همبستگی بورس و کرادفاندینگ:آیا هجوم صنایعی با چرخه نقدینگی سریع (نظیر غذایی، تجهیزات پزشکی و فلزی) به این سکوها سیگنالی از ارزندگی سهام آنهاست، یا صرفاً راهحلی اضطراری برای عبور از برزخ کمبود نقدینگی و تأمین مواد اولیه؟ نقشه رقابت ۳۵ سکو:بررسی عملکرد پلتفرمهای پیشتاز بازار (زیمافاند، ایساتیسکراد، کاریزما و …)؛ آیا معیار انتخاب سرمایهگذار باید حجم طرحهای منتشرشده باشد یا سختگیری در اعتبارسنجی و تضامین ردیف اول؟ در پایان برنامه نیز آخرین تحولات تابلوی معاملات بورس، فروکش کردن شتاب اولیه شاخص و منطق مدیریت پورتفو در شرایط اصلاحی بازار مورد ارزیابی قرار گرفته است. Website fardayeeghtesad.com Instagram instagram.com/farda_eghtesad Twitter twitter.com/feghtesad Telegram t.me/feghtesad
برای افزودن برچسب وارد شویدکمین کرگدن خاکستری در پاگرد بورس
۳۰ شهریور ۱۴۰۵ · ۵۹ دقیقه
آیا مکث اخیر تابلوی معاملات تنها یک استراحت فصلی در پاگرد بورس است یا بازار در برابر ابهاماتی عمیقتر از متغیرهای روزمره متوقف شده است؟ در میانه وزنکشی ریسکهای ژئوپلیتیک، نوسانات جریان نفت و سرنوشت متغیرهای پولی در آستانه پاییز، کرگدن خاکستری اقتصاد کجای محاسبات سرمایهگذاران ایستاده است؟ وقتی فرسایش سرمایه انسانی و افت بهرهوری در هیچ ترازنامهای ثبت نمیشود، آیا الگوهای سنتی سودآوری میتوانند تصویر درستی از آینده ترسیم کنند؟ در تازهترین قسمت برنامه واچلیست، در گفتگو با مجید منفرد، معاون توسعه فناوری هلدینگ سرمایهگذاری پارس ایرانیان، این پرسشهای بنیادین را کالبدشکافی کردهایم: ◾️ کرگدن خاکستری در بنگاههای اقتصادی؛ آیا بحران سرمایه انسانی صرفاً یک چالش مدیریتی است یا ریسکی سیستماتیک که بازار از قیمتگذاری آن غافل مانده؟ مجید منفرد این متغیر نامرئی را چگونه در پایداری سودآوری شرکتها میسنجد؟ ◾️ خطکشی در تب هوش مصنوعی؛ مرز میان موج تبلیغاتی و ارزش افزوده واقعی کجاست؟ چگونه میتوان توسعهدهندگان هسته فناوری عملیاتی را از مصرفکنندگان ابزارهای وارداتی تفکیک کرد؟ ◾️ منطق توقف در پاگرد بورس؛ چرا انتظار برای شفافیت کارنامههای ششماهه، یک تصمیم استراتژیک برای حفظ بقاست و نه انفعال در مدیریت پرتفوی؟ ◾️ نقشه تخصیص سرمایه در نیمه دوم سال؛ صنایع فناوری اطلاعات، داروییها و پتروشیمی تا چه اندازه میتوانند پناهگاه امن جریان پول در برابر تلاطمهای پیشرو باشند؟ در نهایت، شاید پیام کلیدی این مکث در پاگرد معاملات ساده اما حیاتی باشد: در روزگار تلاقی شوکهای بیرونی با فرسایش تدریجی منابع داخلی، بقا و خلق بازدهی دیگر با فرمولهای سنتی تضمین نمیشود. بازار امروز بیش از هر زمان، نیازمند هوشمندی برای دیدن خطرات آشکار اما فراموششده، تفکیک داراییهای پایدار از هیاهوی گذرا، و شجاعتِ صبر در لحظههای ابهام است. Website fardayeeghtesad.com Instagram instagram.com/farda_eghtesad Twitter twitter.com/feghtesad Telegram t.me/feghtesad
برای افزودن برچسب وارد شویدتارگت ۲۵ میلیونی شاخصکل بورس؛ بازتولید توهم بورس ۹۹ یا جبر ریاضی داراییها؟
۲۵ شهریور ۱۴۰۵ · ۱ ساعت و ۱۱ دقیقه
ترومای مرداد ۹۹ هنوز در روان جمعی بورسبازان زنده است؛ زخمی که باعث شده هر جهش قیمتی، بوی دستکاری و سقوط بدهد. اما بازارها نه با خاطرات معاملهگران، بلکه با منطق بیرحم ریاضیات کار میکنند. وقتی بازار سرمایهای با ارزش ذاتی ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیارد دلار، در محدوده ۱۰۰ میلیارد دلار حراج میشود و نسبتهای قیمت به درآمد فرسنگها با جنون حبابیِ سال ۹۹ فاصله دارد، معادله دستخوش تغییر میشود: آیا شاخص ۲۵ میلیونی یک سیگنال هیجانی است یا خروجی محتوم دلاریزه شدن اقتصاد؟ در تازهترین قسمت از برنامه «واچلیست»، همراه با مجتبی فتوحی ورای هیاهوهای تابلوی معاملات، کالبدشکافی دقیقی از وضعیت ساختاری بازار سرمایه و پناهگاههای هوشمند پول داشتهایم: ◾️ تقارنهای تاریخی و افق ۱۰۰۰ روزه: چرا شکستن سقف تاریخی، زنگ آغاز یک دوره انبساطی جدید است؟ ◾️ خطکش فاندینو برای صندوقها: تفکیک ریسک و بازده بر مبنای ۱۳ سنجه کمی (از نسبت کالمار و بتا تا استراتژیهای تهاجمی و تضمین اصل سرمایه). ◾️ رسوایی دادهها در کدال: پشت پرده گزارشهای پرابهام، NAV صفر و مقاومت در برابر گزارشدهی روزانه؛ چرا شفافیت بزرگترین دشمن منافع خاص در بازار است؟ برای سرمایهگذاری که نمیخواهد در تلاطمهای سیاسی و تورمی بلعیده شود، دوران تصمیمگیریهای کور به پایان رسیده است؛ بقا در این بازار، نیازمند اتکا به ابزار است، نه احساس. نسخه کامل این گفتگو و گزارش تحلیلی صندوقها را هماکنون در کانال یوتیوب و پلتفرمهای فردای اقتصاد تماشا کنید. Website fardayeeghtesad.com Instagram instagram.com/farda_eghtesad Twitter twitter.com/feghtesad Telegram t.me/feghtesad
برای افزودن برچسب وارد شویدصدای سوت قطار بورس؛ روی ریل هموزن
۲۴ شهریور ۱۴۰۵ · ۱ ساعت و ۵ دقیقه
شاخص هموزن حالا دیگر فقط یک نماگر آماری نیست؛ به یکی از مهمترین نشانههای تغییر فاز بازار تبدیل شده است. بازاری که پس از یک دوره عقبماندگی، حالا در بخش کوچکترها و متوسطها نشانههایی از جبران را بروز داده؛ اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست: این حرکت، یک مسیر پایدار است یا شتابی برآمده از جریان پول؟ در گفتوگو با محمد ولوجردی، مدیر صندوق شاخصی هموزن کیان، از همین دوگانه گفتیم؛ از یکسو، هموزن توانسته بخشی از فاصله خود را با شاخص کل جبران کند و توجه بازار را دوباره به سمت صنایع کوچک و متوسط برگرداند. از سوی دیگر، بخشی از این رشد در شرایطی رخ داده که واقعیتهای عملیاتی شرکتها همچنان زیر فشارند: افت مصرف، کاهش حاشیه سود، رشد هزینههای دلاری، تداوم قیمتگذاری، دشواری تأمین مواد اولیه و چالش فروش در برخی صنایع. در چنین فضایی، آنچه فعلاً موتور بازار را روشن نگه داشته، بیش از هر چیز جریان نقدینگی است. پولی که به بازار آمده، اجازه اصلاح جدی نداده و باعث شده بسیاری از سرمایهگذاران، سهام را نه فقط از منظر سودآوری جاری، بلکه بهعنوان یک دارایی ارزی ببینند. همینجا شکاف مهمی شکل میگیرد: جایی که تحلیل بنیادی هشدار میدهد و مومنتوم بازار هنوز عقب نمینشیند. اما یکی از مهمترین بخشهای این گفتوگو، به تخصیص دارایی برمیگشت؛ به این پرسش که در چنین بازاری، سرمایهگذار باید چگونه بین ماندن، سبککردن و انتخابگری تعادل برقرار کند. جمعبندی مهمان برنامه این بود که با وجود افزایش ریسکها، خروج کامل از بازار همچنان نسخه مطلوبی نیست و سهام میتواند همچنان بخشی از سبد دارایی را به خود اختصاص دهد؛ البته نه با نگاه یکدست و بدون تفکیک. در این چارچوب، حفظ بخشی از پرتفوی در سهام و در عین حال کاهش تدریجی وزن داراییهای پرریسکتر در موجهای مثبت، بهعنوان یک رویکرد واقعبینانه مطرح شد؛ رویکردی که هم از شتاب بازار جا نمیماند و هم اسیر خوشبینی بیمحابا نمیشود. در این قسمت از «واچلیست» درباره همین نقطه حساس حرف زدیم: آیا هموزن بخش اصلی جاماندگی خود را جبران کرده؟ آیا هنوز میتوان به ادامه حرکت صنایع کوچک امیدوار بود؟ کدام گروهها از منظر گزارش، نرخ و جریان پول، جذابترند؟ در بازاری که بنیاد و نقدینگی با سرعتهای متفاوت حرکت میکنند، استراتژی درست برای سرمایهگذار چیست؟ و مهمتر از همه، تخصیص دارایی در این نقطه باید چگونه تنظیم شود؟ جمعبندی گفتوگو روشن بود؛ قطار هموزن به حرکت خود ادامه میدهد، اما ادامه این مسیر برای همه واگنها یکسان نیست. Website fardayeeghtesad.com Instagram instagram.com/farda_eghtesad Twitter twitter.com/feghtesad Telegram t.me/feghtesad
برای افزودن برچسب وارد شویدشکاف اهرمیها پشت رالی بورس
۲۳ شهریور ۱۴۰۵ · ۴۵ دقیقه
بورس دوباره جان گرفته است. ارزش معاملات بالا رفته، پول تازه وارد سهام شده و انتظارات تورمی، بازار را به حرکت درآورده است. اما پشت این رالی، یک نشانه مهم پنهان مانده: فاصله قیمت صندوقهای اهرمی با NAV. در ظاهر، بازار در وضعیت صعودی است؛ اما وقتی صندوقهای اهرمی با تخفیف نسبت به ارزش ذاتی معامله میشوند، پیام فقط «ارزانی» نیست. این شکاف میتواند از یک مسئله عمیقتر خبر بدهد: ضعف بازارگردانی، محدودیت صدور و ابطال، دامنه نوسان ناکارآمد و تردید سرمایهگذاران نسبت به نقدشوندگی در روزهای سخت. در برنامه امروز «واچلیست» با بهرام گروسی، مدیر صندوق دو ایکس کیان، درباره همین تناقض صحبت کردیم: چطور ممکن است بازار سهام روی موج پول تازه بالا برود، اما صندوقهای اهرمی که باید از این موج بیشترین اثر را بگیرند، همچنان با شکاف و تخفیف معامله شوند؟ گروسی معتقد است مسئله صندوقهای اهرمی با دستور و بخشنامه حل نمیشود. تا زمانی که بازارگردانی مؤثر، سازوکار شفاف صدور و ابطال و دامنه نوسان متناسب با ماهیت اهرمی این صندوقها طراحی نشود، فاصله قیمت و NAV میتواند دوباره به یکی از نقاط آسیبپذیر بازار تبدیل شود. این رالی فقط داستان رشد شاخص نیست؛ داستان کیفیت رشد هم هست. بازاری که با نقدینگی و انتظارات تورمی بالا میرود، اگر زیرساخت خروج و نقدشوندگی نداشته باشد، در روز اصلاح، ریسکها را با شدت بیشتری نشان میدهد. در این قسمت از «واچلیست» درباره ورود پول به بورس، مومنتوم بازار، صنایع مورد توجه و آینده صندوقهای اهرمی گفتوگو کردیم. رالی بورس را باید دید؛ اما شکاف اهرمیها را نباید نادیده گرفت. Website fardayeeghtesad.com Instagram instagram.com/farda_eghtesad Twitter twitter.com/feghtesad Telegram t.me/feghtesad
برای افزودن برچسب وارد شویدقسمتی که به دنبالش بودید
بورس داغ؛ بازده بیشتر یا آمادگی برای خروج بهموقع؟
۱۸ شهریور ۱۴۰۵ · ۴۹ دقیقه
شاخص کل با شتابی کمسابقه بالا آمده، اما پرسش اینجاست: بازار دقیقاً چه چیزی را قیمتگذاری میکند؟ فقط رشد اسمی ناشی از تورم و دلار را، یا ریسکهایی را هم که در نیمه دوم میتوانند به حاشیه سود شرکتها، جریان تجارت، انرژی و حتی رفتار سیاستگذار فشار وارد کنند؟ در «واچلیست» امروز، ابتدا از همین نقطه شروع کردیم؛ اینکه کسی از رشد بازار ناراحت نیست؛ مسئله، کیفیت این رشد است. اگر قرار است شاخص بالا برود، آیا این صعود بر بنیانی قابلاتکا استوار است یا بر پولی که فقط میخواهد از ریال فرار کند؟ سروش رشیدی، مدیر سبد و کارشناس بازار سرمایه، معتقد است برای فهم رشد این روزهای بازار باید چند هفته به عقب برگشت؛ زمانی که بسیاری از مدیران دارایی در انتظار اصلاح بودند. در آن مقطع، بازار به سطوحی رسیده بود که از منظر ارزشگذاری، دیگر ادامهی مسیر بدون مکث بدیهی به نظر نمیرسید. اما جهش نرخ دلار، معادله را تغییر داد و تقریباً همه بازارهای دارایی را زیر چتر خود برد. از نگاه او، آنچه امروز شاخص را بالا میبرد، فقط تحلیل بنیادی کلاسیک نیست؛ فشار ورود پول، مومنتوم و ترجیح نداشتنِ ریال هم نقش مهمی بازی میکنند. در چنین فضایی، سهام نه فقط بر اساس سود، بلکه بهمثابه یک دارایی جایگزین در برابر افت ارزش پول دیده میشود. با این حال، رشیدی تأکید میکند که افق چند ماه آینده خالی از ریسک نیست. او از چهار ریسک مهم نام میبرد؛ تنش نظامی، اختلال در عملیات شرکتها و تجارت خارجی، ریسک انرژی در ماههای سرد و در نهایت ریسک اجتماعی. به تعبیر او، هنوز ممکن است بازار چند گام دیگر هم بالا برود، اما در جایی از مسیر، وزن این ریسکها میتواند بهطور جدیتری وارد قیمتگذاری شود. در این گفتوگو، یک نکته مهم هم برجسته شد؛ ریسک اصلی بازار از نگاه رشیدی، لزوماً افزایش نرخ بهره یا حتی مداخله مستقیم دولت در همه صنایع نیست؛ بلکه بیشتر به عملیات واقعی شرکتها برمیگردد.اینکه آیا صادرات با کیفیت و حجم گذشته ادامه پیدا میکند؟ واردات مواد اولیه، کاتالیست و اقلام حیاتی با چه سطحی از اصطکاک انجام میشود؟ و زمستان، با چه تصویری از گاز و برق، به سودآوری صنایع میرسد؟ او در عین حال معتقد است بازار هنوز به نقطهای نرسیده که بتوان با قطعیت ترمز کامل سهام را کشید. به بیان دیگر، شاید در افق چندماهه، زمان تقویت وزن داراییهای امن فرا برسد، اما این نقطه الزاماً همین امروز نیست. از همین رو، استراتژی او بر دو پایه میایستد: یا باید سراغ سهمهایی رفت که در برابر این ریسکها، تابآوری و توجیه بلندمدت دارند؛ یا باید در سهمهای بزرگ و نقدشونده ماند تا اگر شرایط عوض شد، امکان خروج وجود داشته باشد. رشیدی در میان گروههای مورد توجه خود، از برخی داروییها، پالایشیها، اورهایها، سیمانیها و حتی بعضی سهمهای جامانده مانند لاستیک نام میبرد؛ اما تأکید میکند که در این مقطع، نقدشوندگی و تابآوری در برابر ریسک، به اندازهی ارزندگی اهمیت دارند. مسئله اصلی «واچلیست» امروز همین بود؛ در بازاری که هنوز پول داغ در آن جریان دارد، مرز میان «روند» و «ریسک» کجاست؟ و سرمایهگذار پیش از نیمه دوم، باید دنبال بازده بیشتر باشد یا آمادگی برای خروج بهموقع؟ گفتوگوی کامل با سروش رشیدی را در «واچلیست» ببینید. Website fardayeeghtesad.com Instagram instagram.com/farda_eghtesad Twitter twitter.com/feghtesad Telegram t.me/feghtesad
برای افزودن برچسب وارد شویدبیمه زندگی برای عصر نوسان بازارها
۱۵ شهریور ۱۴۰۵ · ۵۰ دقیقه
حوالی ساعت ۱۱:۳۰ دهم شهریور، نقشه بازار رنگ عوض کرد ناگهان قرمز کشید و صفهای فروش پررنگ شدند. کسانی ترسیدند که مسیر بازار را از روی شایعه میخواندند؛ کسانی کمتر غافلگیر شدند که پیش از اصلاح، سرمایهشان را میان ابزارهای مختلف پخش کرده بودند. «واچلیست» امروز روی تابلو نماند. سراغ قراردادی رفت که سالها با نام بیمه عمر فروخته شده و حالا با عنوان بیمه زندگی، در پیوند با ابزارهای سرمایهگذاری، دوباره طراحی میشود؛ هم پوشش بیمهای و هم مدیریت ثروت. ◽️ پرسش ساده است، اما پاسخ آن به سه معماری متفاوت میرسد؛ بیمه زندگی، سرمایهگذاری است یا بیمهای همراه با پسانداز؟ مدل آشنای یونیورسال معمولاً بخشی از حقبیمه را از ابتدای قرارداد صرف هزینهها و پوششهای بیمهای میکند و امکان انتخاب روش سرمایهگذاری را به بیمهگذار نمیدهد. یونیتلینک این انتخاب را تا حدی بازمیگرداند، اما به واحدها یا صندوقهای متناظر وابسته است و خروج زودهنگام از آن میتواند پرهزینه و پیچیده باشد. معماری سوم، پلنلینک، قرارداد را نه بر مبنای یک وعده ریالی بلندمدت، بلکه بر پایه یک شاخص سرمایهگذاری تعریف میکند. ◽️ یوحنا پرویزینژاد، مدیرعامل کاریزما پی، در گفتوگو با «واچلیست» توضیح میدهد که پلنلینک قرار است مسئلهای آشنا برای بیمهگذار ایرانی را حل کند: نیاز همزمان به پوشش بیمهای، حفظ ارزش دارایی و دسترسی سادهتر به ابزار سرمایهگذاری. در این مدل، هسته محاسباتی قرارداد برای هر کد ملی، مقدار مشخصی از دارایی مبنا را ثبت میکند. برای نمونه، در طرح مبتنی بر طلا، شاخص میتواند بر گواهی شمش ۲۴ عیار بورس کالا استوار باشد. بنابراین آنچه بیمهگذار دنبال میکند، صرفاً ارزش ریالی لحظهای نیست؛ بلکه مقدار دارایی مبنا، برای مثال تعداد گرم طلا، نیز اهمیت دارد. در این قسمت بررسی میکنیم: ◾️ چرا بیمه زندگی در جهان، هم پوشش بازماندگان است و هم ابزاری برای مدیریت ثروت؟ ◾️ یونیورسال چه هزینههایی را از ابتدای قرارداد کسر میکند و چرا مقایسه آن با خرید مستقیم طلا یا دیگر داراییها اهمیت دارد؟ ◾️ محدودیت یونیتلینک چیست و چرا برای افقهای کوتاهمدت، ابزار مناسبی به نظر نمیرسد؟ ◾️ پلنلینک دقیقنی کدام مسئله بیمهگذار را حل میکند؟ ◾️ چرا بیمه مبت بر طلا الزاماً جایگزین صندوق طلا نیست؟ ◾️ اگر ارزش بیمهنامه نوسان دارد، چرا همچنان نام آن بیمه است؟ ◾️ طرحهای دارای تعهد ریالی چه تفاوتی با طرحهای کالایی و شاخصی دارند؟ ◾️ نقدشوندگی، معامله در تمام ساعات شبانهروز و امکان استفاده از اندوخته بهعنوان وثیقه، چه نقشی در تخصیص دارایی دارند؟ ◽️ طرحهای بیمه زندگی را میتوان به دو گروه تقسیم کرد: طرحهای ریالی، که بر پرداخت یا بازدهی مشخص به ریال استوارند؛ و طرحهای مبتنی بر دارایی یا شاخص، که ارزش آنها با تغییرات طلا، نقره، مس یا شاخصهای بازار سهام تغییر میکند. منطق این بخش، بیشتر شبیه منطق یک طلافروش است تا جدول سودهای اسمی: سؤال اصلی این نیست که ابتدای سال چند تومان داشتهاید؛ سؤال این است که در پایان سال، چه مقدار دارایی در اختیار دارید. ◽️ یکی از دلایل ورود به چنین طرحهایی، سهولت دسترسی، چارچوب قانونمند و ترکیب پوشش بیمهای با سرمایهگذاری است. دلیل احتیاط نیز روشن است: طرحهای کالایی و شاخصی نوسان دارند و «بیمه» بودن آنها به معنای تضمین بازدهی یا مصونیت از افت ارزش دارایی مبنا نیست. ◽️در بازار امروز، سؤال این نیست که بیمه زندگی جای سهم، صندوق یا طلا را میگیرد. سؤال این است که برای سه نیاز متفاوت، یعنی نقدینگی، پوشش بیمهای و سرمایهگذاری مبتنی بر شاخص، کدام معماری قرارداد را انتخاب میکنید. این قسمت از «واچلیست» را با حضور یوحنا پرویزینژاد، مدیرعامل کاریزما پی ببینید. 🚧 این محتوا جنبه آموزشی و تحلیلی دارد و توصیهای برای خرید یا فروش محصول مالی و بیمهای نیست. پیش از تصمیمگیری، شرایط بیمهنامه، هزینهها، نحوه بازخرید، ریسک دارایی مبنا و پوششهای قراردادی را بررسی کنید. Website fardayeeghtesad.com Instagram instagram.com/farda_eghtesad Twitter twitter.com/feghtesad Telegram t.me/feghtesad
برای افزودن برچسب وارد شویددر رالی بعدی بورس چگونه با دارو آلفا بسازیم؟
۱۵ شهریور ۱۴۰۵ · ۱ ساعت و ۱۰ دقیقه
صنعت دارو یکی از درخشانترین گروههای بورس در سال ۱۴۰۵ بوده است؛ صنعتی که طبق آمار ارائهشده در این گفتوگو، شاخص آن از ابتدای سال حدود ۱۸۲ درصد رشد کرده و توانسته فاصله قابلتوجهی با شاخص کل ایجاد کند. صندوق فارماکیان نیز با ثبت بازدهی حدود ۱۹۲ درصدی، عملکردی بالاتر از شاخص صنعت و سایر صندوقهای بخشی داشته است. اما پس از چنین جهشی، پرسش اصلی سرمایهگذاران دیگر فقط این نیست که «داروییها چرا رشد کردند؟»؛ پرسش مهمتر این است که: آیا سودآوری صنعت میتواند در نیمه دوم سال ادامه پیدا کند و آیا هنوز در این گروه فرصت سرمایهگذاری وجود دارد؟ محمد طاهری، مدیر صندوق فارماکیان، در گفتوگو با «واچلیست» توضیح میدهد که افزایش نرخ دارو، بهبود چرخه نقدینگی شرکتها و کاهش دوره وصول مطالبات، مهمترین عوامل حمایتکننده از عملکرد امسال بودهاند. بر اساس دادههای ارائهشده، حاشیه سود خالص صنعت در بهار ۱۴۰۵ به حدود ۴۰ درصد رسیده؛ سطحی که در سالهای گذشته کمسابقه بوده است. با این حال، این بهبود به معنای حذف همه ریسکها نیست. ادامه روند سودآوری شرکتها به تصمیمهای سیاستگذار درباره افزایش نرخ دارو، تخصیص ارز، پرداخت مطالبات و تأمین مواد اولیه وابسته است. از سوی دیگر، تولید شرکتها تقریباً در سطح سال گذشته حفظ شده، اما فروش مقداری کاهش داشته است؛ موضوعی که نشان میدهد شرکتها بخشی از تولید خود را برای مدیریت ریسک کمبود و اختلال در تأمین، در موجودی نگه داشتهاند. در این گفتوگو، چشمانداز بخشهای مختلف زنجیره صنعت دارو بررسی میشود: شرکتهای تولیدکننده دارو شرکتهای پخش تولیدکنندگان مواد اولیه هلدینگهای دارویی صندوقهای بخشی و سرمایهگذاری غیرمستقیم همچنین درباره نمادهای بزرگ و کوچک صنعت، شرکتهای جامانده، اثر حذف ارز ترجیحی، احتمال افزایش نرخ در نیمه دوم سال و زمانبندی ورود دوباره به گروه دارویی صحبت شده است. جمعبندی این گفتوگو آن است که صنعت دارو پس از جهش امسال، همچنان از پشتوانه سودآوری و اهمیت استراتژیک برخوردار است؛ اما انتظار تکرار بازدهی نیمه اول سال، واقعبینانه نیست. از اینجا به بعد، انتخاب سهم، بررسی گزارشهای ماهانه، رصد سیاستگذاری و توجه به نقدشوندگی، اهمیت بسیار بیشتری پیدا میکند. آیا رالی داروییها تمام شده است؟ یا سرمایهگذاران باید از سهمهای رشدکرده به سمت نمادهای جامانده حرکت کنند؟ این قسمت از «واچلیست» را با حضور محمد طاهری، مدیر صندوق فارماکیان ببینید. Website fardayeeghtesad.com Instagram instagram.com/farda_eghtesad Twitter twitter.com/feghtesad Telegram t.me/feghtesad
برای افزودن برچسب وارد شویدسه صنعت کمحرف بورس در میدان قیمتگذاری ریسک
۱۵ شهریور ۱۴۰۵ · ۴۶ دقیقه
در بازار سرمایه، هر بازدهی یک هزینه دارد؛ اما این هزینه همیشه در نمودار قیمت دیده نمیشود. در ماههای پس از جنگ، سه صنعت کمتر مورد توجه قرار گرفتند؛ اما عملکرد آنها نشان داد که زمین بازی بازار تغییر کرده است: کانیهای فلزی، خدمات فنی و مهندسی و نرمافزار و خدمات. مقایسه بازدهی یکساله و سهماهه این صنایع، نکته مهمی را آشکار میکند. صنعت نرمافزار و خدمات در سهماهه اخیر توانسته بازدهیای نزدیک به بازدهی یکساله خود خلق کند و فعالیتهای فنی و مهندسی نیز در همین بازه، حدود ۳۰ درصد از بازدهی یکساله خود را محقق کردهاند. کانیهای فلزی هم با اثرپذیری از نرخ ارز و جایگاه خود در زنجیره مواد اولیه، همچنان یکی از گزینههای قابل بررسی بازار هستند. اما آیا بازدهی بالاتر، به معنای انتخاب بهتر است؟ فرنوش دواتگرزاده، مدیر ریسک و کارشناس بازار سرمایه، در گفتوگو با «واچلیست» تأکید میکند که ریسک دیگر یک پیوست فرعی در تحلیل نیست؛ بلکه یکی از عوامل اصلی انتخاب سرمایهگذاری است. بهویژه در شرایطی که بازار با ریسکهای نقدینگی، انرژی، تأمین مالی، مطالبات، اختلالات زیرساختی و تغییرات ناگهانی سیاستگذاری مواجه است. در این قسمت بررسی میکنیم: چرا بازدهی گذشته بهتنهایی معیار مناسبی برای انتخاب سهم نیست؛ چرا برجستهشدن یک ریسک میتواند باعث غفلت از ریسکهای دیگر شود؛ کانیهای فلزی چگونه از افزایش نرخ ارز منتفع میشوند و همزمان باشوند و همزمان با چه ریسکهایی روبهرو هستند؛ چرا و مهندسی، تعداد قراردادها بهتنهایی نشانه کیفیت شرکت نیست؛ چگونه پیشرفت پروژه، میزان مطالبات و توان تبدیل درآمد به وجه نقد، سودآوری واقعی شرکتهای پیمانکاری را مشخص میکند؛ چرا در صنعت نرمافزار و خدمات، نیروی انسانی، فناوری و تمرکز مشتری اهمیت بیشتری دارد؛ چگونه هوش مصنوعی، سیستمهای ERP و ریسک سایبری میتوانند همزمان فرصت و تهدید ایجاد کنند؛ بتا چه چیزی درباره ریسک بازار به ما میگوید و چرا نمیتوان آن را با کل ریسک یک شرکت یکی دانست؛ چگونه میتوان با ترکیب صنایع مختلف و استفاده از ابزارهای مشتقه، ریسک سبد را مدیریت کرد. بر اساس توضیحات مطرحشده، نرمافزار و خدمات کمترین بتای بازار را میان این سه گروه داشته است؛ در مقابل، کانیهای فلزی حساسیت بیشتری نسبت به عوامل ریسک نشان میدهند. در ارزیابی انجامشده بر مبنای گزارشهای تفسیری و ریسک شرکتهای منتخب، میانگین حساسیت ریسک برای نرمافزار و خدمات حدود ۲/۸، برای خدمات فنی و مهندسی حدود ۳/۷ و برای کانیهای فلزی حدود ۴/۳ عنوان شد. با این حال، ریسک بالاتر الزاماً به معنای حذف یک صنعت از سبد نیست. کانیهای فلزی میتوانند در برابر افزایش نرخ ارز نقش پوششدهنده داشته باشند؛ خدمات فنی و مهندسی از پروژههای عمرانی و زیرساختی اثر میپذیرند؛ و نرمافزار و خدمات، بهدلیل وابستگی کمتر به مواد اولیه و ارز، میتواند بخشی از تعادل سبد را ایجاد کند. در این گفتوگو، از میان نمادهای قابل بررسی، به کگل و کچاد در کانیهای فلزی، مپنا و کیسون در خدمات فنی و مهندسی و سیستم و توسن در نرمافزار و خدمات اشاره میشود؛ با این تأکید که مطرحشدن نام این نمادها بهمعنای توصیه خرید نیست و بررسی صورتهای مالی، ارزشگذاری، نقدشوندگی و ریسکهای اختصاصی هر شرکت ضرورت دارد. همچنین درباره نقش اختیار معامله در مدیریت ریسک صحبت میشود. نماد فزر بهعنوان نمونهای از سهمی با اختیار معامله فعال مطرح میشود؛ ابزاری که میتواند با استراتژیهایی مانند کاوردکال، لایهای برای پوشش ریسک به سبد اضافه کند. در بازار امروز، سؤال اصلی این نیست که کدام صنعت بیشترین بازدهی را ساخته است؛ سؤال این است که این بازدهی در ازای پذیرش چه نوع ریسکی بهدست آمده است. این قسمت از «واچلیست» را با حضور فرنوش دواتگرزاده، مدیر ریسک و کارشناس بازار سرمایه ببینید. Website fardayeeghtesad.com Instagram instagram.com/farda_eghtesad Twitter twitter.com/feghtesad Telegram t.me/feghtesad
برای افزودن برچسب وارد شویدنقشه گنج بورس در اقیانوس ریسک؛ آپشن
۱۵ شهریور ۱۴۰۵ · ۵۲ دقیقه
بازار مشتقه ایران دیگر حاشیهای بر بازار سهام نیست؛ در حال تبدیلشدن به یکی از جدیترین میدانهای کشف ریسک است. ارزش معاملات این بازار از حدود ۱۸۰ میلیارد تومان در فروردین ۱۴۰۴ به بیش از ۲ همت رسیده و در یکی از رکوردهای ثبتشده، از ۲.۷ همت عبور کرده است. اما این اعداد بهتنهایی نمیگویند بازار آپشن بالغ شده است یا صرفاً با موج تازهای از ریسکپذیری و ترس از جاماندگی روبهرو هستیم. در قسمت جدید «واچلیست»، با سلمان یزدانی، کارشناس بازار مشتقه، به سراغ بازاری رفتیم که در آن سودهای چندصددرصدی ممکن است؛ اما همان اهرمی که بازدهی را بزرگ میکند، زیان را نیز چند برابر میسازد. در این گفتگو بررسی میکنیم: رشد ارزش معاملات آپشن؛ نشانه توسعه بازار است یا عطش اهرم؟ چرا در بحرانهای اخیر، برخلاف الگوی رایج بازارهای جهانی، اقبال به مشتقه در ایران افزایش یافت؟ تفاوت میان ارزش معاملات پریمیوم و ارزش مفهومی قراردادها چیست؟ چرا افزایش موقعیتهای باز میتواند نشانه حرکت بازار از نوسانگیری روزانه به سمت استراتژیهای پایدارتر باشد؟ نسبت بالای معاملات اختیار خرید به اختیار فروش چه تصویری از رفتار معاملهگران ارائه میدهد؟ چگونه اختیار فروش میتواند به جای فروش هیجانی سهام، نقش بیمه پرتفوی را ایفا کند؟ کدام استراتژیها برای بازار صعودی، نزولی یا کمنوسان مناسبترند؟ چرا فروش هیجانی اختیار خرید برای معاملهگران کمتجربه میتواند به ریسک پنهان و زیان سنگین منجر شود؟ بازار آپشن بورس کالا، گواهیهای مس، نقره و طلا چه افق تازهای برای ابزارهای مشتقه ایجاد میکنند؟ یزدانی تأکید میکند که آپشن، نسخهای برای جبران جاماندگی نیست. بازدهی بالا بدون ریسک وجود ندارد؛ اگر ریسک دیده نمیشود، احتمالاً فقط پنهان مانده است. از نگاه او، خرید اختیار خرید، اختیار فروش پوششی و برخی استراتژیهای اسپرد، در صورت شناخت سازوکار بازار، میتوانند ابزارهایی برای مدیریت ریسک باشند؛ اما ورود به موقعیتهای فروش، استراتژیهای پیچیده و معاملات اهرمی بدون دانش و تجربه، میتواند سرمایهگذار را در معرض زیانهایی قرار دهد که در بازار سهام به این سرعت رخ نمیدهد. در بخش پایانی، یزدانی تخصیص شخصی خود را چنین توضیح میدهد: حدود ۵۰ تا ۵۵ درصد طلا حدود ۳۰ درصد سهام اهرمی و ابزارهای مرتبط حدود ۱۰ درصد گواهیهای کالایی، بهویژه مس این ترکیب، توصیه عمومی سرمایهگذاری نیست؛ بلکه تصویری از نگاه یک فعال بازار به اقتصادی است که در آن، تورم، نااطمینانی و نوسان ارزی، انتخاب ابزار مناسب را به اندازه انتخاب دارایی مهم کردهاند. بازار آپشن در نقطهای ایستاده که میتواند ضربهگیر بازار سهام باشد یا، در صورت استفاده نادرست، به شتابدهنده زیان تبدیل شود. مسئله دیگر فقط این نیست که بازار مشتقه چقدر بزرگ شده است؛ مسئله این است که معاملهگران آن، تا چه اندازه میدانند با چه چیزی معامله میکنند. Website fardayeeghtesad.com Instagram instagram.com/farda_eghtesad Twitter twitter.com/feghtesad Telegram t.me/feghtesad
برای افزودن برچسب وارد شویدسرمایهگذاری بزرگ وقتی بورس دیگر کافی نیست
۱۵ شهریور ۱۴۰۵ · ۵۲ دقیقه
رشد قیمتها میتواند اعتماد را به بورس بازگرداند؛ اما برای ساختن بازار، کافی نیست. بازار سرمایه پس از مدتها، نشانههایی از همراهی سیاستگذاری اقتصادی را دیده و بخشی از اعتماد ازدسترفته را بازیافته است. اکنون پرسش مهمتر این است: رگولاتور چگونه میتواند این فرصت کوتاه را به یک تغییر بلندمدت تبدیل کند؟ در تازهترین قسمت «واچلیست»، با محمد مهرنور، کارشناس بازار سرمایه و مدیر پروژه گروه مالی طاووس خاورمیانه، سه ضلع آینده سرمایهگذاری را بررسی کردیم: چشمانداز صنایع، خلأهای ساختاری بازار و ظرفیت پرایوت ایکوییتی برای پیوند سرمایه با اقتصاد واقعی. از نگاه مهرنور، دامنه نوسان محدود، سهم اندک صندوقهای سهامی از مالکیت بازار، ضعف صندوقهای بازنشستگی تکمیلی، ساختار فعلی بازارگردانی و حضور کمرنگ برخی صنایع و داراییها در بورس، از مهمترین خلأهایی هستند که باید در دوره بازگشت اعتماد مورد توجه قرار گیرند. توسعه صندوقهای املاک و مستغلات، مشارکت مردم در پروژههای نفت و گاز و ورود شرکتهای خدمات فنی و مهندسی نیز میتواند بازار را عمیقتر و اقتصاد را شفافتر کند. اما مسئله بزرگتر، بیرون از تابلوی معاملات قرار دارد. اقتصاد ایران با کمبود سرمایه در گردش، ناترازی انرژی و نیاز فزاینده به تأمین مالی توسعه مواجه است. در چنین شرایطی، پرایوت ایکوییتی میتواند سرمایه را وارد مالکیت و مدیریت بنگاهها کند؛ خطوط تولید متوقفشده را احیا کند، ساختار مالی شرکتها را تغییر دهد و کسبوکارهای مستعد را برای مرحله بعدی رشد آماده سازد. این سرمایهگذاری، خرید یک سهم و انتظار برای افزایش قیمت نیست. سرمایهگذار پرایوت ایکوییتی باید با نقدشوندگی محدود، دوره نگهداری طولانی و احتمال شکست کامل یک کسبوکار کنار بیاید. در مقابل، اگر سرمایه، مدیریت و زمان بهدرستی کنار یکدیگر قرار گیرند، امکان خلق بازدهی فراتر از بازار عمومی وجود دارد. در این گفتوگو، فرصتهای پنج حوزه نیز بررسی شد: انرژیهای تجدیدپذیر و ذخیرهسازی برق معادن کوچک و بنگاههای نیازمند سرمایه در گردش فینتک، اعتباردهی و میکروفاینانس کاربردهای صنعتی هوش مصنوعی بیمههای زندگی و خدمات اقتصاد سالمندی در پایان، مهرنور ترکیب شخصی خود برای افق یکماهه را شامل حدود ۵۰ درصد سهام، ۴۰ درصد طلا و سهم محدودی از بیتکوین اعلام کرد؛ با تأکید بر سهام بنیادی، شرکتهای دارای پراکندگی جغرافیایی، صندوقهای بخشی و هلدینگها. بورس، محل معامله شرکتهایی است که ساخته شدهاند؛ پرایوت ایکوییتی میتواند محل ساختن شرکتهایی باشد که اقتصاد فردا به آنها نیاز دارد. این قسمت از «واچلیست» روایتی است از مسیری که سرمایه باید طی کند؛ از اعتماد روی تابلو، تا توسعه در متن اقتصاد. Website fardayeeghtesad.com Instagram instagram.com/farda_eghtesad Twitter twitter.com/feghtesad Telegram t.me/feghtesad
برای افزودن برچسب وارد شویدنقشه بانکهای بورسی؛ کدام سود تکرارپذیر است؟
۱۵ شهریور ۱۴۰۵ · ۵۳ دقیقه
صنعت بانک در یک سال گذشته حدود ۱۳۶ درصد بازدهی داشته؛ رقمی نزدیک به بازده شاخص کل. اما پشت این عدد، داستان همه بانکها یکسان نیست: برخی از مسیر سود عملیاتی و کارمزدها رشد کردهاند، برخی از محل داراییهای مازاد و تجدید ارزشگذاری مورد توجه قرار گرفتهاند و گروهی نیز همچنان به رشد نرخ ارز و تغییر ارزش داراییهای ارزی خود وابستهاند. در قسمت جدید «واچلیست»، با محمد زهرایی، مدیر تحلیل سبدگردان داریوش، به سراغ صنعت بانک بورسی و عملکرد صندوق بنکو داریوش رفتهایم؛ صندوقی که با بازدهی حدود ۱۰۱ درصدی در شش ماه و ۹۸ درصدی در سه ماه، عملکردی بالاتر از میانگین صندوقهای بانکی ثبت کرده است. اما پرسش اصلی این است؛ این بازدهی حاصل انتخاب و جابهجایی بهموقع بوده یا صرفاً نتیجه همراهی با موج بازار؟ در این گفتگو بررسی میکنیم: چرا ارزشگذاری بانکها را نمیتوان فقط با سود تقسیمی سنجید؟ چرا بانکهایی مانند سامان، پستبانک، خاورمیانه و اقتصاد نوین در بحث سودآوری عملیاتی برجسته میشوند؟ بانک ملت، پاسارگاد، پارسیان، تجارت و صادرات از چه مسیرهایی میتوانند مورد توجه بازار قرار گیرند؟ رشد نقدینگی و افزایش کارمزدها چگونه به درآمد بانکها منتقل میشود؟ کفایت سرمایه و نسبت مطالبات غیرجاری چه تصویری از کیفیت ترازنامه بانکها به ما میدهد؟ صندوق بنکو داریوش چگونه با تغییر وزن میان بانکها این بازدهی را ساخته؟ برای افق یکماهه، آیا بانکها میتوانند بخشی از ریسک پرتفوی سهام را پوشش دهند؟ زهرایی تأکید میکند که در صنعت بانک، عملکرد گذشته بهتنهایی کافی نیست؛ سرمایهگذار باید ببیند بازدهی از کجا آمده، چه بخشی از آن تکرارپذیر است و کیفیت منابع، تسهیلات و سرمایه بانک چه وضعیتی دارد. در پایان، او تخصیص حداکثر حدود ۲۰ درصد از پرتفوی به صنعت بانک را در شرایط فعلی قابل بررسی میداند؛ با تأکید بر سرمایهگذاری بدون اعتبار، نگهداری بخشی از دارایی در صندوق درآمد ثابت و توجه به صندوقهایی که پویایی پرتفوی و توان جابهجایی میان نمادهای بانکی را دارند. در صنعت بانک، سؤال فقط این نیست که کدام سهم بیشتر رشد کرده؛ سؤال مهمتر این است که این رشد، از چه نوع سودی ساخته شده است؟ Website fardayeeghtesad.com Instagram instagram.com/farda_eghtesad Twitter twitter.com/feghtesad Telegram t.me/feghtesad
برای افزودن برچسب وارد شویدسودِ منهای تبلیغات؛ الگوریتمِ انتخاب برندگان صندوقهای بورس
۱۵ شهریور ۱۴۰۵ · ۱ ساعت
عدد درشت روی بنر، الزاماً بازده واقعی نیست؛ همانطور که بزرگی صندوق، بهتنهایی نشانه کیفیت مدیریت آن نیست. برای انتخاب صندوق باید از نرخهای تبلیغاتی عبور کرد و به جایی رسید که بازده ساخته میشود: کیفیت دارایی، ثبات رفتار مدیر، نقدشوندگی و ارزش افزوده تصمیمهای معاملاتی. در این قسمت از «واچلیست»، علی تسنیمی در گفتوگو با سروش گرامی، مدیر دارایی سبدگردان دینا، سازوکار صندوقهای درآمد ثابت و سهامی را از منظر یک مدیر دارایی بررسی میکند. صندوق درآمد ثابت چرا میتواند بیشتر از سپرده بانکی بازده بسازد؟ پاسخ مهمان، لزوماً «پذیرش ریسک بیشتر» نیست. حدود نیمی از منابع این صندوقها در سپردههای بانکی قرار میگیرد و بخش عمده دیگر صرف خرید اوراق میشود. مزیت اصلی، از تجمیع منابع، قدرت چانهزنی بالاتر با بانکها و مدیریت حرفهای ریسک نرخ بهره و نقدشوندگی اوراق میآید؛ مزیتهایی که عموماً در دسترس سرمایهگذار حقیقی نیست. اما انتخاب صندوق، با مقایسه یک نرخ سالانه تمام نمیشود. سروش گرامی چند فیلتر عملی پیشنهاد میکند: ▪️ نرخ مؤثر را با نرخ ساده بانکی اشتباه نگیریم؛ بخشی از تفاوت ظاهری، محصول مرکبشدن سود است. ▪️ قیمت تابلو را با NAV آماری مقایسه کنیم؛ حباب مثبت میتواند به این معنا باشد که برای هر واحد، بیشتر از ارزش داراییهای پشت آن میپردازیم. ▪️ بازدهی را در چند هفته و با روزهای مبدأ و مقصد یکسان بسنجیم؛ نه در بازهای که برای تبلیغات انتخاب شده است. ▪️ به ثبات افزایش روزانه قیمت واحدها توجه کنیم؛ رفتار پیشبینیپذیر مدیر، از یک بازده مقطعی و درخشان معتبرتر است. ▪️ عمق سفارش خرید و کیفیت بازارگردانی را ببینیم؛ سفارش بزرگ خرید میتواند نشانهای از آمادگی نقدینگی صندوق برای پاسخ به خروج سرمایهگذاران باشد. ▪️ تقویم توزیع سود در هفتههای تعطیل را بشناسیم؛ برخی مدیران سود روزهای تعطیل را پیش از تعطیلی، برخی پس از آن و گروهی بهصورت یکنواخت توزیع میکنند. در صندوقهای سهامی، مسئله پیچیدهتر است. عملکرد روزانه میتواند سرنخی از ترکیب سبد بدهد، اما برای ارزیابی جدیتر باید بازده صندوق را در بازههای فصلی، همزمان با شاخص کل و شاخص هموزن سنجید. بازگشایی یک سهم بزرگ، تغییر مدیر صندوق یا چرخش بازار از سهام بزرگ به کوچک نیز میتواند مقایسههای ساده را مخدوش کند. مهمترین معیار پیشنهادی برنامه، تفکیک «معاملهکردن» از «ارزشآفرینی» است؛ اگر پرتفوی ابتدای ماه بدون هیچ تغییری حفظ میشد، چه بازدهی داشت؟ و تصمیمهای واقعی مدیر، چه میزان بازده بیشتر یا کمتر ساختهاند؟ این مقایسه روشن میکند که گردش سبد واقعاً آلفا خلق کرده یا صرفاً هزینه معامله تولید کرده است. دوگانه صندوق کوچک و بزرگ نیز پاسخ قطعی ندارد. صندوق کوچک میتواند تصمیمها را سریعتر اجرا کند؛ صندوق بزرگ معمولاً از تیم تحلیل گستردهتر و پوشش بیشتری بر صنایع برخوردار است، اما برای جابهجایی سبد با محدودیت بیشتری مواجه میشود. بنابراین، «چابکی» بهتنهایی مزیت نیست و «مقیاس» نیز تضمینکننده برتری نخواهد بود. در بخش تحلیل بازار، مهمان از نزدیکشدن بخش بزرگی از سهام به محدودههای تعادلی سخن میگوید؛ بازاری که دیگر ارزانی فراگیر ندارد و احتمالاً انتخاب سهم و صنعت در آن، مهمتر از همراهی منفعلانه با شاخص است. در چنین شرایطی، صندوق برنده الزاماً صندوقی نیست که در آخرین موج صعودی بیشترین بازده را ثبت کرده؛ بلکه صندوقی است که بتواند میان بازده، نقدشوندگی، ثبات و کنترل ریسک تعادل برقرار کند. این اپیزود، راهنمای جستوجوی «بالاترین نرخ» نیست؛ تلاشی است برای پاسخ به پرسشی دشوارتر؛ کدام بازده، حاصل مهارت مدیر است و کدام عدد، فقط برای نمایش انتخاب شده؟ Website fardayeeghtesad.com Instagram instagram.com/farda_eghtesad Twitter twitter.com/feghtesad Telegram t.me/feghtesad
برای افزودن برچسب وارد شویدبورس در مرز ۶ میلیون؛ انقضای جاماندگی یا شروع ارزندگی؟
۱۱ شهریور ۱۴۰۵ · ۴۶ دقیقه
رالیِ صعودی بورس با ثبت بازدهی ۶۰ درصدی، شاخص کل را به مرز روانی و استراتژیک ۶ میلیون واحد نزدیک کرده است؛ نقطهای که در آن، قواعد بازی تغییر میکند. در این سطح از بازار، دیگر خریدِ نابینایِ سهام با فرمول «جاماندگی از تورم» کارساز نیست. در قسمت جدید «واچلیست»، مهدی حسینی کارشناس بازار سرمایه و مدیر سبد در گروه مالی کیان، فرضیه «ارزندگی عمومی» را به چالش میکشد و از ضرورت یک آرایش جدید در پرتفوی سرمایهگذاران میگوید. محورهای کلیدی این گفتگو: پایانِ ناهمگنی قیمتها: چرا دوران یافتن سهام «مفت و جامانده» به پایان رسیده و بازار به یک تعادل همهجانبه نزدیک شده است؟ تلهیِ سودهای غیرمستمر: چرا سودهای ناشی از «اثر موجودی انبار» در صنایعی مانند دارو و غذا تکرارپذیر نیستند و نباید مبنای ارزشگذاری قرار گیرند؟ تهدید ناترازی و ریسک انرژی: چرا اخبار مثبت مقطعی نباید چشم ما را روی واقعیت سخت صنایع انرژیبر ببندد؟ آرایشِ جنگی در شهریور: منطق کاهش وزن نسبی سهام، افزایش نقدینگی و طلا برای شکار فرصتها در اصلاحهای احتمالی پیشرو. سیاستگذاران پولی و شرایط ارزی، بازار را به سمتی بردهاند که «خریدن» هنر نیست؛ بلکه «بازچینیِ بهموقع» مرز میان سود واقعی و زیان فرصت را مشخص میکند. شهریور، زمانِ خروج است یا نفسی تازه برای گام بعدی بورس؟ Website fardayeeghtesad.com Instagram instagram.com/farda_eghtesad Twitter twitter.com/feghtesad Telegram t.me/feghtesad
برای افزودن برچسب وارد شویدسودآوری در آینه جنگ؛ کدام صنایع بورسی ارزان ماندهاند؟
۱۱ شهریور ۱۴۰۵ · ۱ ساعت
بازار سرمایه پس از بازدهی ۵۵ درصدی شاخص کل و ۶۹ درصدی شاخص هموزن در دوره پساجنگ، اکنون به نقطهای رسیده که دیگر نمیتوان با برچسب «ارزندگی مطلق» به سراغ هر سهمی رفت. در حالی که عدهای با ترس از اصلاح دستبهعصا شدهاند و گروهی دیگر در هراس از جاماندگی به صفهای خرید هجوم میبرند، پرسش کلیدی این است: آیا بورس هنوز ارزان است؟ در این قسمت از «واچلیست»، با مهدی کریمی کارشناس بازار سرمایه به کالبدشکافی ارزشگذاری صنایع بر اساس نسبت P/E فوروارد پیش و پس از تحولات اخیر پرداختیم. محورهای کلیدی این گفتگو: گذار از ارزندگی به تعادل: میانگین P/E فوروارد بازار از محدوده ۲.۵ به حوالی ۴.۴ رسیده است؛ کریمی معتقد است بازار نه دیگر «خیلی ارزان» است و نه «گران»، بلکه در یک محدوده تعادلی ایستاده که در آن انتخاب سهم اهمیت حیاتی یافته است. صنایع برنده و بازنده: چرا صنایعی مانند دارو، رایانه و پخش همچنان با وجود بازدهی بالا پتانسیل دارند، اما صنعت سیمان با وجود ارزندگی ظاهری، با چالش کاهش تقاضا و تعدیل منفی سود روبروست؟ پتانسیلهای پنهان: بررسی وضعیت ویژه صنعت اوره و زغالسنگ که به رغم ریسکهای صادراتی، همچنان زیر رادار بازار ماندهاند. سقف شیشهای شاخص: تحلیل نمودارهای P/S و ارزش دلاری نشان میدهد که بازار در محدوده ۱۰ تا ۱۵ درصد بالاتر، با مقاومتهای بنیادی سنگینی روبروست که عبور از آنها نیازمند «درایورهای سیاسی» جدید است. استراتژی بقا: چرا در بازار فعلی، «شجاعت» باید از «دانش و تحلیل بنیادی» ریشه بگیرد نه از هیجان؟ و چرا تغییر در تیم اقتصادی دولت، میتواند خط قرمز و «حد ضرر» نهایی سرمایهگذاران باشد؟ در این تحلیل، نقش صندوقهای سرمایهگذاری و مدیریت حرفهای دارایی در تفکیک «سودهای باکیفیت» از «توهم ارزندگی» مورد واکاوی قرار گرفته است و در نهایت کریمی درایور رشد عجیبی تا مهرماه (زمان گزارشهای فصلی جدید) نمیبیند و اصلاح عمیقی را هم محتمل نمیداند. Website fardayeeghtesad.com Instagram instagram.com/farda_eghtesad Twitter twitter.com/feghtesad Telegram t.me/feghtesad
برای افزودن برچسب وارد شویدحباب منفی طلا؛ سیگنال خرید یا انتظار؟
۱۱ شهریور ۱۴۰۵ · ۵۴ دقیقه
بشمش و سکه در بازار داخلی با حباب منفی معامله میشوند؛ اما این ارزندگی ظاهری هنوز به موج تازهای از تقاضا در صندوقهای طلا تبدیل نشده است. این تناقض، نقطه شروع گفتوگوی «واچلیست» با مصطفی صادقی، مدیر صندوق درخشان طلا بود. در این برنامه، بازار طلا نه صرفاً از منظر نوسان قیمت، بلکه از زاویه رفتار سرمایهگذار، ساختار صندوقهای طلا و نسبت میان ریسکهای کلان و ارزش ذاتی دارایی بررسی شد. به گفته صادقی، حباب منفی فعلی در شمش و سکه بیش از آنکه نشانه تغییر بنیادین در ارزش طلا باشد، بازتابی از خوشبینی سیاسی و انتظار بخشی از بازار برای فرصتهای ورود در قیمتهای پایینتر است. محور اصلی بحث، جایگاه طلا در پرتفو بود. صادقی تأکید کرد که در شرایط تورمی و پرریسک، طلا همچنان کارکرد پوشش ریسک دارد و نمیتوان آن را صرفاً با منطق نوسانگیری کوتاهمدت تحلیل کرد. از همین منظر، او تخصیص حداقل ۵۰ درصدی پرتفو به صندوقهای طلا را برای پوشش ریسکهای تورمی و سیاسی مطرح کرد. در بخش اونس جهانی، بحث از نرخ بهره آمریکا فراتر رفت. طبق تحلیل ارائهشده در برنامه، نرخ بهره، تورم و دادههای اشتغال آمریکا میتوانند مسیر کوتاهمدت اونس را تحتتأثیر قرار دهند؛ اما روند بلندمدت طلا بیش از این متغیرها، از خرید بانکهای مرکزی، جریان سرمایه در صندوقهای ETF، وضعیت بورسهای جهانی و تقاضا برای فاصلهگرفتن از دلار اثر میپذیرد. در همین چارچوب، صادقی محدوده ۴۷۰۰ تا ۵۰۰۰ دلار را برای اونس در انتهای سال میلادی برآورد کرد. بخش دوم گفتوگو به عملکرد صندوق درخشان اختصاص داشت؛ صندوقی با بازدهی یکساله ۱۳۹.۸ درصدی. صادقی توضیح داد که یکی از تفاوتهای درخشان، استفاده از اختیار معامله در مدیریت پرتفو بوده است؛ ابزاری که بهگفته او برای پوشش ریسک فاصله زمانی میان صدور واحدهای جدید و خرید دارایی پایه، و همچنین تقویت بازدهی صندوق بهکار گرفته شده است. درخشان همچنین از گواهی شمش نقره در ترکیب دارایی خود استفاده کرده است. طبق توضیحات صادقی، ورود نقره به پرتفو بخشی از استراتژی تنوعبخشی صندوق بوده و صندوق در حال افزایش دوباره وزن آن تا سقف مجاز است. او در عین حال به محدودیت سقف پنجدرصدی استفاده از اختیار معامله در صندوقهای طلا نیز اشاره کرد و آن را یکی از موانع استفاده مؤثرتر از این ابزار دانست. یکی دیگر از محورهای مهم گفتوگو، نقدشوندگی و کنترل حباب در صندوقهای طلا بود. صادقی توضیح داد که در دورههای فشار فروش، بازارگردانی و حفظ امکان خروج سرمایهگذار اهمیت بیشتری پیدا میکند. در همین چارچوب، خرید صندوقهایی که با حباب مثبت معامله میشوند نیز پرریسک توصیف شد؛ زیرا در صورت برگشت انتظارات، سرمایهگذار ممکن است هم از افت دارایی پایه و هم از تخلیه حباب آسیب ببیند. در پایان، برنامه به تغییر رفتار سرمایهگذاران در بازار طلا پرداخت. به گفته صادقی، صندوقهای طلا به دلیل نقدشوندگی، امنیت، سهولت معامله و حذف ریسک نگهداری فیزیکی، بهتدریج جایگاه پررنگتری نسبت به خرید سنتی طلا پیدا کردهاند. در این قسمت از «واچلیست» با مصطفی صادقی ببینید: چرا شمش و سکه با حباب منفی معامله میشوند؟ حباب منفی طلا نشانه فرصت است یا خوشبینی بازار؟ چرا با وجود ارزندگی، تقاضای صندوقهای طلا هنوز پرقدرت نیست؟ اونس جهانی بیشتر از نرخ بهره اثر میگیرد یا خرید بانکهای مرکزی؟ چرا صادقی تخصیص حداقل ۵۰ درصدی پرتفو به صندوقهای طلا را مطرح میکند؟ اختیار معامله چگونه در بازدهی و مدیریت ریسک صندوق درخشان نقش داشته است؟ ورود نقره به پرتفو چه جایگاهی در استراتژی صندوق دارد؟ ریسک خرید صندوقهای طلا با حباب مثبت چیست؟ مسأله این اپیزود ساده اما تعیینکننده است؛ اگر طلا ارزانتر از ارزش ذاتی معامله میشود، آیا بازار در برابر یک فرصت ایستاده یا در حال قیمتگذاری خوشبینی تازهای است؟ Website fardayeeghtesad.com Instagram instagram.com/farda_eghtesad Twitter twitter.com/feghtesad Telegram t.me/feghtesad
برای افزودن برچسب وارد شوید