→ همه برچسب‌ها

داستان

Fiction

۱٬۰۷۸ قسمت

  • مرگ - توماس مان

    Radio Hekayat | رادیو حکایت

    ⁨۳۱ شهریور ۱۴۰۵⁩ · ⁨۲۷ دقیقه⁩

    آیا ممکن است آدمی آن‌قدر به مرگ فکر کند که مرگ، کم‌کم از یک اتفاق دور و ناشناخته به بخشی از زندگی روزمره‌اش تبدیل شود؟ در این قسمت از رادیو حکایت، سراغ داستان کوتاه و تأمل‌برانگیز «مرگ» از توماس مان می‌رویم؛ داستانی کوتاه اما سنگین درباره‌ی مرگ، انتظار، ترس، تنهایی و قدرتی که ذهن انسان می‌تواند بر زندگی خودش پیدا کند. داستان در قالب یادداشت‌های روزانه‌ی مردی چهل‌ساله روایت می‌شود؛ مردی که بیست سال است منتظر یک تاریخ مشخص است: دوازدهم اکتبر. او باور دارد که قرار است در این روز بمیرد. سال‌ها گذشته و حالا هرچه به آن تاریخ نزدیک‌تر می‌شود، ذهنش بیشتر درگیر مرگ می‌شود. روزها را می‌شمارد، زمان باقی‌مانده را حساب می‌کند و مدام به این فکر می‌کند که مرگ چگونه از راه خواهد رسید. در خانه، تنها نیست. دختربچه‌ای به نام آسونسین همراه اوست؛ کودکی که حضور آرام و معصومانه‌اش تضاد عجیبی با فضای سنگین و مرگ‌اندیشانه‌ی داستان ایجاد می‌کند. پزشکی سالخورده به نام دکتر گودهوس هم گاهی به دیدنش می‌آید و سعی می‌کند او را از فکر و خیال و گوشه‌گیری دور کند. اما برای راوی، مسئله دیگر فقط ترس از مرگ نیست. او سال‌هاست که منتظر مرگ نشسته و حتی در این انتظار، نوعی کنجکاوی و هیجان پیدا کرده است؛ انگار می‌خواهد ببیند آیا این پیش‌بینی واقعاً به حقیقت تبدیل خواهد شد یا نه. و درست همین‌جاست که داستان سؤال اصلی خودش را مطرح می‌کند: اگر انسان سال‌ها منتظر یک اتفاق باشد و تمام ذهن و زندگی‌اش را حول آن اتفاق بچیند، آیا ممکن است خودش هم به شکلی در تحقق آن نقش داشته باشد؟ توماس مان در این داستان، مرگ را به شکل یک هیولای ترسناک یا یک حادثه‌ی ناگهانی نشان نمی‌دهد. مرگ بیشتر شبیه یک فکر است؛ فکری که آرام‌آرام وارد ذهن شخصیت می‌شود، بزرگ می‌شود و تمام زندگی او را تحت تأثیر قرار می‌دهد. داستان «مرگ» در سال‌های آغازین فعالیت ادبی توماس مان نوشته شد و نخستین‌بار در سال ۱۸۹۷ منتشر شد. این اثر یکی از داستان‌های اولیه‌ی اوست و از همان ابتدا علاقه‌ی مان به موضوعاتی مثل مرگ، زوال، تنهایی و کشمکش میان زندگی و اندیشه را نشان می‌دهد. در این اپیزود، علاوه بر روایت داستان، کمی هم درباره‌ی توماس مان و جهان داستانی او صحبت می‌کنیم و بعد سراغ لایه‌های پنهان «مرگ» می‌رویم؛ از وسواس فکری و انتظار گرفته تا رابطه‌ی عجیب میان باور، پیشگویی و واقعیت. در این داستان، مرگ فقط پایان زندگی نیست؛ چیزی است که می‌تواند از مدت‌ها قبل وارد زندگی آدم شود و حتی شیوه‌ی نگاه کردن او به هر روز، هر لحظه و هر رابطه‌ای را تغییر دهد. و شاید تلخ‌ترین و در عین حال جذاب‌ترین بخش داستان همین باشد: وقتی آدم آن‌قدر به مرگ فکر می‌کند که دیگر نمی‌داند دارد از مرگ می‌ترسد، منتظرش است، یا خودش آن را به سمت زندگی‌اش فرا می‌خواند. 🎧 در این اپیزود می‌شنوید: • روایت داستان کوتاه «مرگ» اثر توماس مان • معرفی کوتاه توماس مان و جایگاه او در ادبیات آلمان • آشنایی با فضای داستان‌های اولیه‌ی توماس مان • بررسی شخصیت راوی و رابطه‌ی او با مرگ • بررسی شخصیت آسونسین و نقش او در داستان • نگاهی به شخصیت دکتر گودهوس • بررسی ساختار داستان و روایت آن در قالب یادداشت‌های روزانه • تحلیل مفهوم انتظار و شمارش زمان • بررسی مرز میان پیشگویی و واقعیت • نگاهی به تأثیر باور انسان بر اتفاقات زندگی • بررسی ترس، تنهایی و وسواس نسبت به مرگ • تحلیل نمادین حضور دریا، پاییز و فضای سرد و بارانی داستان • بررسی رابطه‌ی میان زندگی و مرگ در جهان داستانی توماس مان • نگاهی به احساس گناه و مسئولیت در پایان داستان • تحلیلی کوتاه از لایه‌های روان‌شناختی و فلسفی «مرگ» اگر به داستان کوتاه، ادبیات جهان، ادبیات آلمان، آثار توماس مان و موضوعاتی مثل مرگ، تنهایی، ترس، انتظار، ذهن انسان، سرنوشت و معنای زندگی علاقه دارید، این قسمت از رادیو حکایت را از دست ندهید. 🎙️ رادیو حکایت؛ جایی برای شنیدن داستان‌ها و کشف لایه‌های پنهان آن‌ها. 📷 اینستاگرام: https://www.instagram.com/radiohekayat 📢 تلگرام: https://t.me/radiohekayat1403 💛 حمایت مالی: https://hamibash.com/Radiohekayat Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

  • داستان داره جالب می شه! حالا وقتشه اقتصاد دادن اول بازی، با اقتصاد دان اول اتحادیه صحبت کنه و بفهمیم چی می خوایم که تا اینجا پیش اومدیم. کانر به مرکز بازی گردان ها برگشته تا گوشی رو بگیره و با آشوک حرف بزنه. متاسفانه براوزر شما از اچ تی ام ال ۵ پشتیبانی نمی … ادامه خواندن "رادیوجادی ۲۵۹ – کتاب برای پیروزی – قسمت ۵۳ – کوری دکترو"

  • مثال های این قسمت اینجاست👇🏻جملات رو بلند بخونین، چند بار تکرار کنین و روز بعد مرور کنین تا کامل یاد بگیرین و استفاده کنین👩🏻‍🏫 Just then, Vicki arrives in her car.'Hello, Anna,' she says. 'Are you OK? Your face is a bit pink. What's the matter?''Oh - er - nothing,' says Anna.They drive away. Vicki talks to Anna, but Anna is thinking about the young man.'Who is he?' she thinks. 'Does he live in the building?Who are the roses for? His wife? His girlfriend? His mother?' 'Anna? Are you listening?' says Vicki.'Oh! Sorry, Vicki,' says Anna. Her face is red now."What are you thinking about?' says Vicki. 'Tell me!'•Well, I'm thinking about a bunch of roses,' says Anna.'And a man.?'Aha! Who is he?' says Vicki.*I don't know,' says Anna.'But I want to know, she thinks. Will arrives at his gran's apartment."Hello, dear,' she says. 'Oh, you are a good boy. You always bring me roses.''Of course,' says Will.Gran makes Will some coffee. She asks him a question,but Will does not answer.'Will, are you listening? You're thinking about something, aren't you? What is it?' برای شرکت در دوره کسب و کار روی لینک زیر بزنین: ⁠لینکدوره بیزنس انگلیش⁠ برای دریافت مشاوره تخصصی رایگان روی لینک زیر بزنین: لینک مشاورهرایگان

  • زندگی عجیب و غریب یکی از بزرگترین نویسندگان جهان، میگل سروانتس، خالق اولین رمان طنز جهان، دن کیشوت   اجرا: محمد پوررشیدی متن: مهنوش رضایی- محمد پوررشیدی مدیر اجرایی: مهنوش رضایی هویت بصری: بهنام عزیزی موسیقی تیتراژ: مهدی آقایی   حامی مالی : برند داو   تماشای ویدئو کامل اجرای زنده این اپیزود: لینک یوتیوب همه نشانی ها

  • زندگی عجیب و غریب یکی از بزرگترین نویسندگان جهان، میگل سروانتس، خالق اولین رمان طنز جهان، دن کیشوت   اجرا: محمد پوررشیدی متن: مهنوش رضایی- محمد پوررشیدی مدیر اجرایی: مهنوش رضایی هویت بصری: بهنام عزیزی موسیقی تیتراژ: مهدی آقایی   حامی مالی : برند داو   تماشای ویدئو کامل اجرای زنده این اپیزود: لینک یوتیوب همه نشانی ها

  • پپا عینک می زند

    پادکست خواب کودکانه

    ⁨۲۹ شهریور ۱۴۰۵⁩ · ⁨۱۱ دقیقه⁩

    داستان امشب: پپا عینک می زند جهت حمایت به لینک زیر مراجعه کنید. سلام عزیزانم٬ من در پادکست خواب کودکانه تلاش دارم که با خوانش داستان٬ فرزندان نازنینم رو برای خوابی آروم و کودکانه آماده کنم و در عین حال اون ها رو از این طریق با مفاهیم ساده آموزشی آشنا کنم. بزرگترین حمایت شما عزیزان گوش دادن به داستان های من و پخش کردن اونها برای دلبندان نازنینمون هست. همچین در صورت تمایل٬ شما میتونید با استفاده از لینک زیر٬ با حمایت مالی از طریق پلتفورم حامی باش٬ من رو به ادامه این فعالیت و تولید محتوا دلگرم٬ و در جهت ارتقای کیفی محتوای تولیدی٬ همراهی و حمایت کنید. با سپاس از شما همراهان٬ و آرزوی خواب آروم کودکانه برای تمامی فرزندان نازنینمون. https://hamibash.com/khabekoudakaneh

  • 2707.(قسمت بیست و ششم) جن‌نامه

    داستان شب

    ⁨۲۹ شهریور ۱۴۰۵⁩ · ⁨۲۹ دقیقه⁩

    رفقا شب بخیر، وقت داستان است… شماره‌ی دو هزار و هفتصد و هفتم ۲۹ شهریور ۱۴۰۵ داستان: «#جن_نامه» (قسمت بیست و ششم/مجلس سوم) نویسنده: «#هوشنگ_گلشیری» خوانش: «#هانیه_طهرانی» موسیقی :«#رضا_میرجلالی #مسعود_شعاری #کیهان_کلهر #بتی (خوشبختی)» برای حمایت از ما به لینک حامی‌باش داستان شب مراجعه کنید :👇🏻 hamibash.com/dastaneshab #داستان_شب @dastaneshab Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

  • چطور یک جوان ایرانی، نام خودش رو به یکی از شناخته‌شده‌ترین برندهای دنیای مد و عطر تبدیل کرد؟ داستان مردی که برای لوکس‌بودن، فقط لباس طراحی نکرد؛ بلکه یک سبک زندگی ساخت. پشت این نام لوکس، داستان زندگی مردی پنهانه که جاه‌طلبی، سلیقه و رؤیاهاش رو به یک امپراتوری شخصی تبدیل کرد.بیژننویسنده: سحر جعفری صرافیناشر: منوچهری گوینده و متن: مهدی بهمنیتدوین و صدابرداری: رضا بهمنیطراح پوستر: کورش عنبریاسپانسرشیپ: KetabJibiPodcast.com/Sponsorship حمایت مالی: KetabJibiPodcast.com/Donate ارتباط با ما: KetabJibiPodcast.com/Contact-us اینستاگرام: Instagram.com/KetabJibiPodcast تلگرام: T.me/KetabJibiPodcast یوتیوب: YouTube.com/@KetabJibi Email: info@ketabjibipodcast.com Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

  • مثال های این قسمت اینجاست👇🏻جملات رو بلند بخونین، چند بار تکرار کنین و روز بعد مرور کنین تا کامل یاد بگیرین و استفاده کنین👩🏻‍🏫 It's august. Anna is playing her guitar on the balcony ofher new apartment. 'I like it here,' she thinks.Then her phone rings. It's her friend Vicki.I'm coming now, Anna. It's Grandview Apartments, Charlton, isn't it?''That's right. See you soon.'Anna takes her guitar and goes out of her apartment.She goes down in the elevator and goes outside. Anna is waiting outside the apartment building.A young man is walking along the street. He is carryinga bunch of white roses.Anna looks at them. "What beautiful roses!" she thinks.Then she looks at the young man. 'He's nice too!' she thinks.The young man looks at her and smiles, and suddenly Anna's face is pink. Will is walking along the street, when he sees a young woman with a guitar.'Hmm - a guitar!' he thinks. I must play my guitar more often.'Then he looks at the young woman.'She's nice!' he thinks, and he smiles at her.Anna's face is pink, and she looks away. Will goes into Grandview Apartments. برای ثبت نام در دوره زبان کسب و کار لینگانو روی لینک بزنین: لینک دوره بیزنس انگلیش برای دریافت مشاوره تخصصی رایگان روی لینک زیر بزنین: لینک مشاورهرایگان

  • ناجی پاندمی| زندگینامه کاتالین کاریکو

    زنان در علم

    ⁨۲۸ شهریور ۱۴۰۵⁩ · ⁨۱ ساعت و ۱۵ دقیقه⁩

    🧬 کاتالین کاریکو؛ ناجی پاندمی سال‌ها کسی باور نمی‌کرد ایده‌ای که کاتالین کاریکو روی آن پافشاری می‌کند، روزی بتواند جهان را تغییر دهد. او سال‌ها با محدودیت بودجه، رد شدن درخواست‌های پژوهشی و حتی تنزل شغلی روبه‌رو شد؛ اما دست از پژوهش روی RNA پیام‌رسان (mRNA) نکشید. پژوهش‌هایی که در ابتدا چندان جدی گرفته نمی‌شدند، سال‌ها بعد به یکی از پایه‌های فناوری واکسن‌های mRNA تبدیل شدند؛ فناوری‌ای که در دوران همه‌گیری کووید-۱۹ نقشی مهم پیدا کرد. در این قسمت از زنان در علم، داستان زندگی و مسیر علمی کاتالین کاریکو را دنبال می‌کنیم؛ از مهاجرت و سال‌های سخت پژوهش تا کشف‌هایی که سرانجام در سال ۲۰۲۳ جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی را برای او به ارمغان آورد. گاهی یک ایده برای شکوفا شدن، فقط به زمان نیاز دارد؛و گاهی، به کسی که حاضر نباشد رهایش کند. 🧬 کانال یوتیوب زنان در علم کانال تلگرام زنان در علم صفحه اینستاگرام زنان در علم وبسایت زنان در علم

  • بیش از دو دهه است که هیچ تصویر تازه‌ای از مسعود رجوی منتشر نشده؛ اما هنوز پیام‌هایی به نام او انتشار پیدا می‌کند. در این اپیزود، از حکم اعدام و قدرت‌گرفتن او در سازمان مجاهدین خلق تا فرار با بنی‌صدر، رابطه با صدام، مریم رجوی و انقلاب ایدئولوژیک، عملیات فروغ جاویدان و مرصاد و سرانجام معمای زنده یا مرده بودن مسعود رجوی را روایت می‌کنیم؛ همراه با حواشی و روایت‌های بحث‌برانگیز درباره ساختار داخلی سازمان. هشدار! به‌دلیل وجود روایت‌هایی درباره مناسبات جنسی، شنیدن این اپیزود برای افراد زیر چهارده سال توصیه نمی‌شود. جزئیات رویداد کارگاه انتقال تجربه پادکست و ویدئوکست | دوره دوم ویدئوکست های مرتبط راوکده با این اپیزود: - تماشای نسخه تصویری همین اپیزود (به زودی) - ویدئوکست داستان زندگی موسی خیابانی - ویدئوکست داستان زندگی مصطفی رجوی - ویدئوکست داستان زندگی اشرف ربیعی - ویدئوکست فروغ جاویدانِ مجاهدین خلق  - ویدئوکست داستان زندگی فیروزه بنی صدر - ویدئوکست داستان زندگی بهزاد معزی - ویدئوکست داستان زندگی سرلشکر احمد مقربی اسپانسر این قسمت: - مایع لباسشویی احیا کننده پرسیل | متخصص شست‌وشوی لباس   منابع پژوهش این قسمت: - کتاب عملیات مهندسی - کتاب از مجاهدین تا منافقین - کتاب تهران تا تیرانا - کتاب خوابگردها - کتاب سرگذشت من با مجاهدین خلق - مستند روایت سازمان مجاهدین خلق با پایانی نافرجام   آثار موسیقی این قسمت: - فرهاد مهراد | کوچه (قابل دریافت از کانال تلگرام و بله راوکده) حمایت مالی از پادکست راوکده | تومانی، رمز ارز و ارزی رزرو خدمات اسپانسری 🤝🏻   ایده پرداز و راوی: - محمدعلی نامه ای | من رو در لینکدین دنبال کنید پادکست راوکده در شبکه های اجتماعی: یوتیوب ⦁ تلگرام ⦁ بله ⦁ اینستاگرام ⦁ آپارات ⦁ لینکدین ⦁ توییتر 🌐 وب‌ سایت رسمی: [ravkadeh.ir] حمایت شما نه فقط یک کمک مالی، که نشانه‌ای از اهمیت شما به محتوای راوکده است. با حامی بودن، شما به ما کمک می‌کنید که مسیر تولید محتوای باکیفیت و مستقل را همچنان ادامه دهیم. هر ماه با ۲ اپیزود صوتی و ۴ ویدئوکست تصویری، کنار شما هستیم! [همراهان داخل کشور، با توجه به زیرساختی که در وبسایت راوکده فراهم کرده ایم، در ایام قطعی اینترنت بین الملل هم می‌توانید همواره شنونده و بیننده آرشیو گسترده اپیزودهای صوتی و ویدئوکست های راوکده باشید] Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

  • رفقا شب بخیر، وقت داستان است… شماره‌ی دو هزار و هفتصد و ششم ۲۷ شهریور ۱۴۰۴ داستان: «#درخت_انجیر_معابد» (قسمت پنجاه و هشتم) (فصل دوم کتاب) نویسنده: «#احمد_محمود» خوانش: «#آناهیتا_دلدار»‌ موسیقی :«#حسین_بهروزی_نیا #ناصر_شمه #ابراهیم_معلوف #سیاوش_قمیشی ( جزیره )» برای حمایت از ما به لینک حامی‌باش داستان شب مراجعه کنید :👇🏻 hamibash.com/dastaneshab #داستان_شب @dastaneshab Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

  • ایدز فقط یه بیماری نبود؛ یه سکوتِ چند دهه‌ای بود. توی این قسمت از رادیو عجایب، می‌ریم سراغ تاریک‌ترین تئوری‌های توطئه‌ی اپیدمی HIV/ایدز: آیا رهبران جامعه‌ی همجنس‌گرا خودشون آگاهی‌رسانی رو سرکوب کردن تا اسم جامعه‌شون خراب نشه؟ آیا دولت آمریکا با همکاری هنری کیسینجر و دکتر رابرت گالو، HIV رو به‌عنوان یه سلاح بیولوژیک برای کنترل جمعیت طراحی کرد؟ و آیا یه درمان قطعی هست که فقط پولدارها و مشهورها بهش دسترسی دارن؟از حمام‌های عمومی سانفرانسیسکو تا واکسن‌های آزمایشی مرک در آفریقای مرکزی، از رابرت گالو تا تیموتی براون—بیمار برلینی—این قسمت هر تئوری رو با شواهد واقعی می‌سنجه و نمره میده. آماده‌ای واقعیت رو از افسانه جدا کنی؟همچنین اگر قصد دارد از رادیو عجایب حمایت بکنید میتونید از طریق آدرس زیر اینکار بکنید :داخل ایران :https://hamibash.com/radiowonderاسپانسرینگwonderradio1@gmail.comرادیو عجایب رو دنبال کنید :https://instagram.com/radiowonderhttps://twitter.com/radiow0nderhttps://t.me/Wonderradio --------------------------برای پخش تبلیغات در پادکست‌های فارسی به ربط‌هاست مراجعه کنید.Hosted on Rabt.See Rabt.host for more information.

  • لینک دسترسی به پادکست داروگ: https://B2n.ir/castdarvag آیا ممکن است آدمی همه‌چیز داشته باشد، اما هنوز چیزی را بخواهد که با پول نمی‌شود خرید؟ در این قسمت از رادیو حکایت، سراغ داستان کوتاه و ظریف «دوشس و جواهرفروش» از ویرجینیا وولف می‌رویم؛ داستانی درباره‌ی پول، قدرت، طبقه‌ی اجتماعی و آدم‌هایی که پشت ظاهرشان، خواسته‌ها و نیازهای پنهانی دارند. داستان درباره‌ی الیور بیکن است؛ جواهرفروشی ثروتمند که از گذشته‌ای فقیرانه به جایگاه و ثروت زیادی رسیده است. مردی که حالا از نظر مالی قدرتمند است، اما هنوز رؤیای نزدیک شدن به دنیای اشراف را در سر دارد. روزی دوشس مالبروری به سراغ او می‌آید. زنی اشراف‌زاده، شیک‌پوش و بانفوذ که برای حل مشکلات مالی‌اش مجبور شده سراغ فروش جواهراتش برود. در ظاهر، قرار است فقط یک معامله اتفاق بیفتد؛ یک رشته مروارید در برابر پول. اما خیلی زود متوجه می‌شویم که این ملاقات، فقط درباره‌ی خرید و فروش جواهر نیست. دوشس چیزی دارد که الیور آرزویش را دارد؛ عنوان، اعتبار و تعلق به طبقه‌ی اشراف. و الیور چیزی دارد که دوشس به آن نیاز دارد؛ پول و قدرت اقتصادی. از همین‌جا داستان به پرسشی مهم می‌رسد: وقتی آدم‌ها چیزی را می‌خواهند که دیگری در اختیار دارد، واقعاً چه کسی خریدار است و چه کسی فروشنده؟ در این اپیزود، علاوه بر روایت «دوشس و جواهرفروش»، نگاهی کوتاه به زندگی و جهان داستانی ویرجینیا وولف خواهیم داشت و بعد سراغ لایه‌های پنهان داستان می‌رویم؛ از تفاوت میان ظاهر و واقعیت گرفته تا مسئله‌ی طبقه‌ی اجتماعی، میل به پذیرفته‌شدن، قدرت، ثروت و نیازهای پنهانی آدم‌ها. در این داستان، جواهرات فقط جواهر نیستند؛ می‌توانند نمادی از ثروت، جایگاه، فریب و حتی رؤیاهایی باشند که آدم‌ها حاضرند برای رسیدن به آن‌ها دست به معامله بزنند. و شاید مهم‌تر از همه، وولف ما را با آدم‌هایی روبه‌رو می‌کند که هرکدام چیزی را پنهان کرده‌اند؛ یکی پشت عنوان اشرافی‌اش و دیگری پشت ثروت و موفقیتش. 🎧 در این اپیزود می‌شنوید: • روایت داستان کوتاه «دوشس و جواهرفروش» • معرفی کوتاه ویرجینیا وولف و جهان داستانی او • نگاهی به ویژگی‌های داستان‌نویسی وولف • بررسی شخصیت الیور بیکن و گذشته‌ی او • بررسی شخصیت دوشس و جایگاه اجتماعی او • تحلیل رابطه‌ی میان پول و قدرت • بررسی تفاوت طبقه‌ی اجتماعی و ثروت • نگاهی به مفهوم ظاهر و واقعیت در داستان • بررسی نماد جواهرات و مرواریدها • تحلیل میل به پذیرفته‌شدن و تعلق اجتماعی • بررسی فریب، معامله و خواسته‌های پنهان شخصیت‌ها • نگاهی روان‌شناختی و اجتماعی به داستان • تحلیلی کوتاه از لایه‌های پنهان «دوشس و جواهرفروش» اگر به داستان کوتاه، ادبیات جهان، ادبیات مدرن، آثار ویرجینیا وولف و موضوعاتی مثل پول، طبقه‌ی اجتماعی، قدرت، فریب، میل، جایگاه و روابط پیچیده‌ی آدم‌ها علاقه دارید، این قسمت از رادیو حکایت را از دست ندهید. 🎙️ رادیو حکایت؛ جایی برای شنیدن داستان‌ها و کشف لایه‌های پنهان آن‌ها. 📷 اینستاگرام: https://www.instagram.com/radiohekayat 📢 تلگرام: https://t.me/radiohekayat1403 💛 حمایت مالی: https://hamibash.com/Radiohekayat Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

  • 2705.دُن‌کیشوت (قسمت شانزدهم)

    داستان شب

    ⁨۲۶ شهریور ۱۴۰۵⁩ · ⁨۳۲ دقیقه⁩

    رفقا شب بخیر، وقت داستان است… شماره‌ی دو هزار و هفتصد و پنجم ۲۶ شهریور ۱۴۰۵ داستان: «#دن_کیشوت» (قسمت شانزدهم) نویسنده: «#میگل_سروانتس» صداپیشه: «#رضا_ریحانی»‌ موسیقی : «اسکات باکلی/ ژان توبا» برای حمایت از ما به لینک حامی‌باش داستان شب مراجعه کنید :👇🏻 hamibash.com/dastaneshab ‌ #داستان_شب @dastaneshab Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

  • همراه حافظ درون معبد هستی بشر در گوشه محراب خواهش های جان افروز نشسته در پس خوشه سجاده صد نقش حسرتهای هستی سوز به دستش خوشه پر بار تسبیح تمناهای رنگارنگ نگاهی می کند سوی خدا از آرزو لبریز به زاری از ته دل یک دلم میخواست میگوید شب و روزش دریغ رفته و ایکاش آینده است من امشب هفت شهر آرزوهایم چراغان است زمین و آسمانم نورباران است کبوترهای رنگین بال خواهش ها بهشت پر گل اندیشه ام را زیر پر دارند صفای معبد هستی تماشایی است ز هر سو نوشخند اختران در چلچراغ ماه میریزد جهان در خواب تنها من در این معبد در این محراب دلم میخواست بند از پای جانم باز می کردند که من تا روی بام ابرها پرواز می کردم از آنجا با کمند کهکشان تا آستان عرش می رفتم در آن درگاه درد خویش را فریاد میکردم که کاخ صد ستون کبریا لرزد مگر یک شب ازین شبها ی بی فرجام ز یک فریاد بی هنگام به روی پرنیان آسمانها خواب در چشم خدا لرزد دلم میخواست دنیا رنگ دیگر بود خدا با بنده هایش مهربان تر بود ازین بیچاره مردم یاد می فرمود دلم میخواست زنجیری گران از بارگاه خویش می آویخت که مظلومان خدا را پای آن زنجیر ز درد خویشتن آگاه می کردند چه شیرین است وقتی بیگناهی داد خود را از خدای خویش می گیرد چه شیرین است اما من دلم میخواست اهل زور و زر ناگاه ز هر سو راه مردمرا نمی بستند و زنجیر خدا را برنمی چیدند دلم میخواست دنیا خانه مهر و محبت بود دلم میخواست مردم در همه احوال با هم آشتی بودند طمع در مال یکدیگر نمی بستند مراد خویش را در نامرادی های یکدیگر نمی جستند ازین خون ریختن ها فتنه ها پرهیز می کردند چو کفتاران خون آشام کمتر چنگ و دندان تیز می کردند چه شیریناست وقتی سینه ها از م هر آکنده است چه شیرین است وقتی آفتاب دوستی در آسمان دهر تابنده است چه شیرین است وقتی زندگی خالی ز نیرنگ است دلم میخواست دست مرگ را از دامن امید ما کوتاه می کردند در این دنیای بی آغاز و بی پایان در این صحرا که جز گرد و غبار از ما نمیماند خدا زین تلخکامی های بی هنگام بس میکرد نمی گویم پرستوی زمان را در قفس میکرد نمی گویم به هر کس عیش و نوش رایگان می داد همین ده روز هستی را امان می داد دلش را ناله تلخ سیه روزان تکان میداد دام میخواست عشقم را نمی کشتند صفای آرزویم را که چون خورشید تابان بود میدیدند چنین از شاخسار هستیم آسان نمی چیدند گل عشقی چنان شاداب را پرپر نمی کردند به باد نامرادی ها نمی دادند به صد یاری نمی خواندند به صد خواری نمی راندند چنین تنها به صحراهای بی پایان اندوهم نمی بردند دلم میخواست یک بار دگر او را کنار خویشتن می دیدم به یاد اولین دیدار در چشم سیاهش خیره می ماندم دلم یک بار دیگر همچو دیدار نخستین پیش پایش دست و پا میزد شراب اولین لبخند در جام وجودم های و هو میکرد غم گرمش نهانگاه دلم را جستجو می کرد دلم میخواست دست عشق چون روز نخستین هستی ام را زیر و رو میکرد دلم میخواست سقف معبد هستی فرو میریخت پلیدی ها و زشتی ها به زیر خاک میماندند بهاری جاودان آغوش وا میکرد جهان در موجی از زیبایی و خوبی شنا میکرد بهشت عشق می خندید به روی آسمان آبی آرام پرستو های مهر و دوستی پرواز میکردند به روی بامها ناقوس آزادی صدا میکرد مگو این ‌آرزو خام است مگو روح بشر همواره سرگردان و ناکام است اگر این کهکشان از هم نمی پاشد وگر این آسمان در هم نمیریزد بیا تا ما فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم به شادی گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم #فریدون_مشیری ✨️💖 راه های حمایت از "پادکست رادیو شعر پارسی "  به پاس گسترش میراث فرهنگی ادبیات که با ابزار شعر آدمیان را به آدمیت دعوت می کند : عضویت در کانال تلگرام: #radioshereparsi ● بازنشر پست برای دوستان و معرفی پادکست✨️ ● زدن روی لینک و فالو کردن صفحه و دسترسی به صدها ساعت دکلمه اشعار فاخر ●گذاشتن کامنت و اعلام نظر جهت بهتر شدن پستها✨️ https://castbox.fm/va/2728449 ✨️💖

  • پادکست شماره ۸۵

    Radioeshgh رادیو عشق

    ⁨۲۶ شهریور ۱۴۰۵⁩ · ⁨۱ ساعت و ۱۶ دقیقه⁩

    @radiioeshgh 📻 ⁣پادکست شماره ۸۵ ⁣تهیه و تولید : میلاد خرمی⁣‌فر تابستون سالِ‌ صفرپنج 📥 از طریق لینک زیر در کست باکس بشنفید : https://b2n.ir/_Radioeshgh_ برای حمایت مادی از تولید این پادکست از طریق سایت حامی باش در لینک زیر اقدام نمایید : https://hamibash.com/radioeshgh در اینستاگرام هم ما رو تعقیب بفرمایید : https://www.instagram.com/_radioeshgh_/

  • در سال ۱۹۷۴، یک حمله وحشیانه در پارک ملی گمبه تانزانیا، نگاه دانشمندان به شامپانزه‌ها و رفتارهای اجتماعی‌شان را برای همیشه تغییر داد. حمله‌ای که با ضرب‌وشتم بی‌رحمانه‌ی یک شامپانزه‌ی جوان به نام گودی آغاز شد، به یک جنگ چهار ساله تبدیل شد؛ جنگی که امروز با عنوان «جنگ شامپانزه‌های گمبه» شناخته می‌شود. اگه خواستین میتونین از یوتوب یا لینک زیر به اگزون دونیت کنین https://reymit.ir/exonpodcast در این ویدیو داستان کامل این جنگ را می‌بینید: • چرا گروه شامپانزه‌ها از هم جدا شدند؟ • نقش هامفری، چارلی، هیو و گولیات در قدرت‌گیری‌ها چه بود؟ • جین گودال چگونه این درگیری‌ها را ثبت کرد؟ • چرا دانشمندان این حادثه را یکی از مهم‌ترین رخدادهای تاریخ رفتارشناسی می‌دانند؟ جنگ شامپانزه‌ها فقط یک درگیری حیوانی نبود؛ بلکه کلید فهم بخشی از تکامل رفتارهای خشونت، سیاست گروهی، قلمروطلبی و حتی جنگ در انسان‌هاست. اگر به مستندهای علمی، رفتار حیوانات، زیست‌شناسی تکاملی و داستان‌های واقعی از طبیعت علاقه دارید، این ویدیو را از دست ندهید. پادکست اگزون رو از اینجا میتونین بشنوین https://pod.link/1537644525 #شامپانزه #جنگ_گمبه #جین_گودال #پارک_ملی_گمبه #تکامل #رفتارشناسی_حیوانات #زیست_شناسی #حیات_وحش #داستان_واقعی #علمی #ویدیو_علمی #نخستی‌ها #پستانداران #رفتار_حیوانات #میان‌نوعی #مستند_حیوانات #درگیری_حیوانات #تکامل_انسان 00:00 آغاز جنگ شامپانزه‌ها 02:10 ورود جِین به دنیای شامپانزه‌ها 03:14 از فسیل‌ها تا واقعیت زنده 03:40 کشف‌هایی که جهان رو شوکه کرد 04:17 موزها و آغاز یه دردسر بزرگ 05:12 جنگل گمبه 06:23 آرشیوی که مغز آدم سوت می‌کشه! 06:52 ماجرای سه قبیله شامپانزه 07:43 جامعه شامپانزه‌ها 08:20 رئیس‌بازی به سبک شامپانزه‌ای! 09:16 سیاست پیچیده‌ی شامپانزه‌ها 09:57 وقتی سیاست میشه مرگ 10:46 آغاز جدال قدرت 11:38 قدرت عددی و قدرت واقعی 12:45 گولیات — قهرمان دوست‌داشتنی گروه 13:46 شکاف عمیق‌تر می‌شود 14:24 کاسکلا در برابر کاهاما 15:20 شروع جنگ گمبه 16:15 سقوط یک قهرمان سابق 17:11 اولین قربانی ماده 18:56 مرگ "چارلی" 19:35 آخرین قربانی: «اسنیف» 20:31 پایان جنگ، ولی نه پایان درد 21:14 بقای کاسکلا در مقابل میتومبا 22:15 از دوستان تا دشمنان 23:10 تقسیم گروه‌ها خیلی نادره 23:35 دلایل احتمالی درگیری 24:28 فشار زیاد نرها و عصبانیت گروه 25:02 نجات کاسکلا با جوان‌ها؟ 25:34 افسانه‌ی موزها 26:27 یک جنگ تازه 27:20 نقش آلفای جدید در شعله‌ور شدن جنگ 27:57 چهره‌ی تاریک شامپانزه‌ها 28:57 خشونت یا انسانیت؟ 30:15 جمع بندی #شامپانزه #جنگ_شامپانزه‌ها #جنگ_گمبه #جین_گودال #رفتار_حیوانات #تکامل #علمی #مستند اینستاگرام اگزون هم هر روز ویدیو جدید داره: https://twitter.com/exonpodcast1 Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

  • بابک زنجانی این بار با «دات‌وان بانک» به حاشیه الکامپ آمد؛ اما داستان حضور و برتری این بانک تازه چیست و چرا دوباره خبرساز شده؟   از آن طرف، خود الکامپ یک غایب بزرگ داشت: خیلی از شرکت‌های بزرگ فناوری و اقتصاد دیجیتال ایران. چرا بازیگرهایی که زمانی بخش مهمی از نمایشگاه بودند، دیگر نمی‌آیند و این غیبت درباره وضعیت الکامپ چه می‌گوید؟   در بازار طلا هم میلی با قیمت‌های پایین‌تر جنجال درست کرده؛ ارزان‌فروشی طلا از کجا می‌آید و پشت این اختلاف قیمت چه خبر است؟   سراغ گزارش تازه تجارت الکترونیکی هم رفتیم تا ببینیم ایرانی‌ها واقعاً چقدر آنلاین خرید می‌کنند و مقایسه آمار امسال با سال‌های گذشته چه تصویری از رشد این بازار می‌دهد.   و در نهایت، هک بانک‌ها؛ حمله‌ای که فقط یک ماجرای فنی نبود. انتشار اطلاعات چه واکنشی بین مردم ایجاد کرد و این اتفاق از نظر امنیت سایبری چه ابعادی دارد؟   آرش برهمند و مهرک محمودی از پشت صحنه اقتصاد دیجیتال ایران می‌گویند.   قسمت پنجم «پیوست هفته» را ببینید.   حامی این برنامه: هاست ایران؛ ارائه دهنده خدمات ثبت دامنه، هاستینگ و میزبانی وب، سرور مجازی، سرور اختصاصی، کولوکیشن، زیرساخت‌ ابری و پنل پیامک.

  • آیا ممکن است دو نفر به یک دنیا نگاه کنند، اما هرکدام چیز کاملاً متفاوتی ببینند؟ در این قسمت از رادیو حکایت، سراغ داستانی کوتاه و تأمل‌برانگیز از ایتالو کالوینو می‌رویم: «ماهی‌های بزرگ، ماهی‌های کوچک»؛ داستانی که ما را به اعماق دریا می‌برد، اما در نهایت درباره‌ی چیزی بسیار آشناتر از دریاست: نگاه ما به زندگی. داستان درباره‌ی پسربچه‌ای به نام زفیرینو است؛ پسری که عاشق دریاست و با کنجکاوی به دنیای زیر آب نگاه می‌کند. برای او، دریا پر از زیبایی، شگفتی و موجودات عجیب و تماشایی است. اما در کنار او، زنی قرار دارد که به همان دریا و همان موجودات نگاه می‌کند و چیز دیگری می‌بیند؛ رنج، زخم، ترس و تاریکی. از همین‌جا داستان آرام‌آرام به پرسشی مهم می‌رسد: آیا ما واقعاً یک دنیا را می‌بینیم، یا هرکداممان دنیا را از پشت تجربه‌ها و زخم‌های خودمان می‌بینیم؟ در این اپیزود، علاوه بر روایت «ماهی‌های بزرگ، ماهی‌های کوچک»، نگاهی کوتاه به زندگی و جهان داستانی ایتالو کالوینو خواهیم داشت و بعد سراغ لایه‌های پنهان داستان می‌رویم؛ از تفاوت نگاه کودک و بزرگسال گرفته تا رابطه‌ی میان زیبایی و رنج، تجربه و معصومیت، و تأثیر زخم‌های شخصی بر تصویری که از جهان در ذهنمان ساخته‌ایم. در این داستان، دریا فقط یک مکان نیست؛ می‌تواند تصویری از خود زندگی باشد؛ زندگی‌ای که برای یک نفر زیبا و شگفت‌انگیز است و برای دیگری، پر از درد و اضطراب. 🎧 در این اپیزود می‌شنوید: • روایت داستان کوتاه «ماهی‌های بزرگ، ماهی‌های کوچک» • معرفی کوتاه ایتالو کالوینو و جهان داستانی او • نگاهی به ویژگی‌های داستان‌نویسی کالوینو • بررسی تفاوت نگاه کودک و بزرگسال • تحلیل مفهوم ادراک و برداشت متفاوت از واقعیت • بررسی رابطه‌ی زیبایی و رنج • نگاهی به تنهایی و زخم‌های عاطفی • بررسی نماد دریا و موجودات دریایی در داستان • تحلیل نقش هشت‌پا و پایان داستان • نگاهی روان‌شناختی و فلسفی به داستان • تحلیلی کوتاه از لایه‌های پنهان «ماهی‌های بزرگ، ماهی‌های کوچک» اگر به داستان کوتاه، ادبیات جهان، ادبیات ایتالیا، آثار ایتالو کالوینو، داستان‌های فلسفی و روان‌شناختی و موضوعاتی مثل تنهایی، عشق، ادراک، تجربه و تفاوت نگاه آدم‌ها به زندگی علاقه دارید، این قسمت از رادیو حکایت را از دست ندهید. 🎙️ رادیو حکایت؛ جایی برای شنیدن داستان‌ها و کشف لایه‌های پنهان آن‌ها. 📷 اینستاگرام: https://www.instagram.com/radiohekayat 📢 تلگرام: https://t.me/radiohekayat1403 💛 حمایت مالی: https://hamibash.com/Radiohekayat Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.