داستان
Fiction
۱٬۰۷۸ قسمت

سلام اینجا اسکله شماره ۱۹ بندرشبانه است و شما شنونده سینما۱۹ همراه با غزل هستید. با توجه به این شرایط پیش اومده غزل در این قسمت به معرفی فیلمهایی میپردازه که به موضوع مرگ و زندگی پس از مرگ پرداختن و به نوعی تلاش میکنن که دید ما رو به زندگی ، مرگ و زندگی پس از آن عوض کنن. حتما فیلم های معرفی شده رو ببینید و اگه هم دیدید نظر خودتون رو برای ما و درگر دوستانتون بنویسید. فهرست قسمت 3 - مرگ داستان ۰۰:۰۰ تا 02:59 شروع با سلام 03:00 تا ۰۲:۵۵ معرفی فیلم چه رویا هایی که می آیند 04:40 تا 07:00 گفت و گو راجع به انیمیشن سول و کوکو 07:05 تا 08:20 گفت و گو راجع به فیلم طبقه حساس 09:00 تا 09:35 معرفی فیلم سرگزشت یک سگ ۹:35 تا 11:25 معرفی فیلم زیر درخت هلو 13:05 تا 15:55 سخن پایانی 16:50 تا 17:30 خداحافظی 17:30 تا 17:45 ادامه داستان 17:45 تا 18:40 موسیقی متن هفته 18:41 تا پایان گوینده : غزل لوری باتشکر ویژه از تیم بندرشبانه تولید شده در بندرشبانه https://www.instagram.com/bandareshabane/ zil.ink/bandar_e_shabane

استان در سال ۱۸۳۰ در کالیفرنیا اتفاق میافتد. در آن زمان این ایالت به مکزیک تعلق داشت، شهر لوسآنجلس در آن سرزمین بهصورت قصبهای بود که تحت نظر حکمرانی بنام فرمانده مونتساریو اداره میشد، او مردی خودخواه، قسیالقلب و بیرحم بود. شخصی بنام دون آل ژاندرودولا وگا که از معتمدین مورداحترام مردم شهر بود با پسر شاعرپیشهاش بنام دون دیاکو در این قصبه زندگی میکرد. دون آلژاندرو قصد قیام علیه حاکم ظالم را داشت ولی به علت سن زیادش قادر به این کار نبود… کاری از سازمان انتشار مجموعه داستانهای ناطق شرکت ۴۸ داستان، سوپراسکوپ مؤلف و شاعر: علیرضا اکبریان با صدای گروهی از هنرمندان برجسته ایران

خیلی خیلی سال پیش، توی یک ده، یک ارباب و زنش خونهای داشتن وتوی خونشون خودشون بودن و یک خر، چه خری یک خرکاری و فعال و زرنگ، اسم اون فستر بود، صبح تا شب کار میکرد، هر چی گندم توی انبار بودش بار میکرد، بارو از راه درازی واسه ارباب نمکنشناسش توی آسیاب میبرد، توی راه عرو عرو عرعر میکرد، هرچی سر راهش بود همه رو کر میکرد. راستی که من همچون پدرم خر هستم درخربت توی خرها همهجا سر هستم از صبح تا شبکاری بهجز بارندارم بارکالله به خودم که یک خر نر هستم کاری از سازمان انتشار مجموعه داستانهای ناطق شرکت ۴۸ داستان، سوپراسکوپ مؤلف و شاعر: علیرضا اکبریان با صدای گروهی از هنرمندان برجسته ایران

کفاش با پولی که از مشتری گرفت توانست چرم مصرفی برای دوختن دو جفت کفش را تهیه کند. او چرمها را شب برید و آماده نمود و روی میز کارش گذاشت تا فردا صبح کار دوختن آنها آغاز کند. دوباره همان معجزه شب قبل اتفاق افتاد، صبح روز بعد که کفاش به مغازه آمد، کفشها دوخته و آماده بودند درست به همان زیبایی کفش قبلی کفاش آنها را در ویترین مغازهاش گذاشت و خیلی زود هردو جفت کفش را فروخت، خریدارها پول زیادی بابت این کفشها به او دادند بطوریکه حالا میتوانست چرم برای چهار جفت کفش بخرد... کاری از سازمان انتشار مجموعه داستانهای ناطق شرکت ۴۸ داستان، سوپراسکوپ مؤلف و شاعر: علیرضا اکبریان با صدای گروهی از هنرمندان برجسته ایران

یکی بود و یکی نبود، در زمان قدیم حاکم جوانی با همسر زیبایش زندگی میکرد، آند و یکدیگر را خیلی دوست داشتند ولی متأسفانه هیچگاه بچهدار نمیشدند، خیلی دلتنگ بودند و رنج میبردند جون آرزو داشتند بچهای از خودشان داشته باشند. همسر حاکم هرروز در جنگل کنار آبشار قدم میزد و آرزوی بچهای داشت، روزی یک ماهی کوچولو سرش را از آب بیرون آورد و به او « بانوی زیبا ... مژده ... دعای تو مستجاب شدت و بهزودی مادر خواهی شد و یک دختر کوچولو و زیبا به دنیاخواهی آورد» اوه متشکرم ... قزلآلای کوچک عزیز، از سخنان شیرین و قشنگ تو تشکر میکنم. کاری از سازمان انتشار مجموعه داستانهای ناطق شرکت ۴۸ داستان، سوپراسکوپ مؤلف و شاعر: علیرضا اکبریان با صدای گروهی از هنرمندان برجسته ایران

یکی بود و یکی نبود، سه تا خوک کوچولو بودند که روزی راه افتادند توی این دنیای بزرگ، دنبال سرنوشت. اسم آنها بود، خوک فلوتزن، خوک ویولنزن و خوک کاری. خوک فلوتزن خیلی بیخیال و تنبل بود و اصلاً دوست نداشت کار کنه. «من و کار... کار و من... هه هه هه. هاهاها ...» منمنم، من خودمم، من خوک فلوتزنم، خودم و فلوتمم، چه کنم کار چیه، بار چیه کی به کیه؟» او اصلاً به فکر آتیهاش نبود و همهاش پی بازی و شیطنت، خلاصه از روی تنبلی خیلی فوری و آسان یکخانه از علف برای خودش درست کرد و بعدازاینکه خانه علفیاش را ساخت، فلوتاش را برداشت و شروع کرد به خواندن و رقصیدن. کاری از سازمان انتشار مجموعه داستانهای ناطق شرکت ۴۸ داستان، سوپراسکوپ شاهکاری از والت دیزنی مؤلف و شاعر: علیرضا اکبریان با صدای گویندگان معروف رادیو و تلویزیون ایران

روزی روزگاری، در سرزمینی دور، پرنسس [شاهزاده خانم] زیبایی زندگی میکرد. یک روز پرنسس کنار پنجره بازی نشست و به برف بیرون نگاه کرد. هنگامیکه مشغول خیاطی بود دستش را برید، قطره خونی بر روی برف سفید افتاد. با خود گفت:«آرزو میکنم وقتیکه دختری به دنیا آوردم، پوستی به سفیدی برف، لبانی به سرخی خون و گیسوانی به سیاهی کلاغ داشته باشد». بهزودی پسازآن دختری به دنیا آورد و او نامش را سفیدبرفی گذاشت. افسوس، پرنسس جوان پسازآنکه بچهاش به دنیا آمد بهبود نیافت. پرَنس [شاهزاده] بسیار غمگین بود. میبایستی به دنبال پرنسس دیگری بگردد تا او را در اداره زندگی یاری دهد... کاری از سازمان انتشار مجموعه داستانهای ناطق شرکت ۴۸ داستان، سوپراسکوپ مترجم: ماندانا راستار

اقتصاد ایران در گذار از بحران مباحثه صادق الحسینی و علی مروی درباره اقتصاد ایران قسمت سیزدهم - داستان مالیات

در پادکست کتابپاد، از کتابها حرف میزنیم و به موضوعاتی میپردازیم که میشه به بهونه اونا به کتابها سفر کرد. گاهی داستانها رو به واقعیت پیوند میزنیم و گاهی واقعیت رو مثل داستان تعریف میکنیم. این اپیزود داستان شکلگیری کتابپاده. برای دنبال کردن اینستاگرام کتاب پاد اینجا کلیک کنید طراحی کاور: هانیه دانشپژوه

سری داستان های کوتاه صادق چوبک

داستانی کوتاه از پیرمردی کوتاه تر از داستان.

پیرمرد و دریا رمانی ست از ارنست همینگوی، نویسنده سرشناس آمریکایی. این رمان در سال ۱۹۵۱ در کوبا نوشته شد و در ۱۹۵۲ به چاپ رسید. این داستان، که یکی از مشهورترین آثار اوست، شرح تلاشهای یک ماهیگیر پیر کوبایی ست در دل دریاهای دور برای به دام انداختن یک نیزه ماهی بسیار بزرگ. نوشتن این کتاب یکی از دلایل عمده ی اهدای جایزه ادبی نوبل سال ۱۹۵۴ به ارنست همینگوی بوده است کتاب پیرمرد و دریا. قسمت چهارم نویسنده: ارنست همینگوی راوی: حسن ربیعی نیا طراح کاور: شبنم نیکوحرف صفحه ی اینستاگرام پادکست پلات Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

سینما ۱۹ سلام من غزلم و تو این قسمت قراره سری بزنیم به دنیای جادو و خیال و با هم به معرفی فیلمهایی با این موضوع بپردازیم. اینستاگرام بندرشبانه : https://www.instagram.com/bandareshabane حمایت مالی : https://idpay.ir/bandareshabane فهرست قسمت اول - جادو داستان ۰۰:۰۰ تا ۰۱:۱۵ شروع ۰۱:۱۶ تا ۰۲:۱۰ معرفی فیلم پریناز به کارگردانی بهرام بهرامیان ۰۲:۳۰ تا ۰۳:۵۰ معرفی فیلم پرستیژ به کارگردانی کریستوفر نولان ۰۴:۱۰ تا ۰۶:۳۰ پرسش قسمت اول ۰۷:۰۰ تا ۰۷:۴۰ معرفی فیلم مجیک کمپ به کارگردانی مارک واترز ۰۸:۰۰ تا ۰۹:۱۰ معرفی فیلم پوست به کارگردانی برادران ارک ۰۹:۳۰ تا ۱۲:۰۰ سخن پایانی ۱۲:۱۰ تا ۱۲:۴۵ خداحافظی ۱۲:۴۵ تا ۱۳:۲۰ موسیقی متن برگزیده ۱۳:۲۰ تا پایان

پادکست ساده - داستان کوتاهِ راه
پادکست ساده - گفتن از ادبیات، زندگی و داستان۱ آذر ۱۳۹۹ · ۱۷ دقیقه
مگه قراره ته هر چیزی تو زندگی یه مقصد باشه؟

روزی روزگاری در شهر بغداد، دریانوردی زندگی میکرد به اسم سندباد او با گروهی از تاجران دریا که عازم دریاهای دوردست بودند تا اجناس گرانقیمت زیادی را خریدوفروش کنند، همسفر شد. روزی از این روزها، کشتی آنها نزدیک جزیرهای لنگر انداخت و سندباد اولین نفری بود که قدم در ساحل جزیره میگذاشت، همینکه سندباد پایش را روی خشکی گذاشت، فریاد افراد کشتی بلند شد. کاری از سازمان انتشار مجموعه داستانهای ناطق شرکت ۴۸ داستان، سوپراسکوپ مترجم: پرویز رفیعی

در زمانهای بسیار قدیم در دورترین نقطه دریا، جایی که آب از شفافی چون بلور میدرخشید، و عمق آن حتی از بلندترین کوهها نیز بیشتر بود، مردمان دریا زندگی میکردند. قصر حاکم دریا در پایینترین نقطه دریا قرار داشت. دیوارهای قصر از مرجانهای قرمز و سقف آن از صدفهای بزرگ بود. مرواریدهایی که به روی میزها و صندلیها کار گذاشته بودند در ته آبهای آبی بهروشنی میدرخشید. حاکم دریا شش دختر داشت که جوانترین آنها از همه دوستداشتنیتر بود... کاری از سازمان انتشار مجموعه داستانهای ناطق شرکت ۴۸ داستان، سوپراسکوپ مترجم: پرویز رفیعی

اپیزود بیستم: ماهی تابه از کتاب: پله پله تا اوج خود ز فلک برتریم وز ملک افزونتریم زین دو چرا نگذریم منزل ما کبریاست «مولوی»

حماسه گیلگمش، کهن ترین داستان جهان است که بر روی لوح های گلی کشف شده در بین النهرین به خط میخی نگاشته شده است. گیلگمش، پادشاه سومری، قصه شگفت انگیزی دارد که بعد از پنج هزار سال، هنوز هم جذاب و خواندنی است و شنونده را حیرت زده می کند. این حماسه کهن علاوه بر جذابیت داستانی اش، رازها و حقایق زیادی را درباره نحوه تفکر و باورهای امروزی ما، برملا می کند. کهن ترین داستان جهان را بشنوید.