داستان
Fiction
۱٬۰۷۸ قسمت

تو این قسمت داستان هواداری فوتبال و راهیابی به ورزشگاه رو از زبان خانومها می شنوی، حکایت محدودیت، تبعیض، ممنوعیت و درنهیات شاید بشه گفت رسیدن به آزادی، توی قسمت پنجم پادکست با موضوع "هواداری فوتبال" از ریشه های هواداری و دلیل علاقه به تیم حرف زدیم، از ارزش های هواداری و رابطه باشگاه و هوادار گفتیم، این قسمت ادامه قسمت "هواداری فوتبال" هستش، اما جدا از قسمت پنجم تهیه شده و هویت مستقلی نسبت به قسمت پنجم پادکست داره و تمرکزش روی راهیابی خانومها به ورزشگاه ها است. فدراسیون فوتبال ایران به عنوان عضوی از فیفا، بایستی به تمامی قوانین این فدراسیون پایبند باشه، ماده ۱۳ این اساسنامه و همینطور بند چهارم از کدهای آئین نامه جدید انضباطی فیفا تاکید میکنند: «هرگونه اعمال تبعیض شامل جنسیتی، مذهبی، ملی، نژادی، رنگ و قومیتی از سوی تمامی نهادها و شخصیتهای فوتبال جهان ممنوع است.» همین قانون نشون میده درخواست زنهای ایرانی برای حضور غیر گزینشی در ورزشگاه در تمام طول این سالها خواسته به حق، طبیعی و قانونی بوده؛ خواسته ایی که با اصرار، صبر، مطالبه و هزینه های بعضا کیفری و صدمات جانی همراه بوده، خواسته ایی که درنهایت با کمک فیفا و همکاری فدراسیون در بازی ایران و کامبوج به حقیقت پیوست. اما این بی انصافیه اگر همه این اعتبار رو به پای فیفا بگذاریم، پس نقش دخترها، زن ها و یک عده خیلی خیلی خیلی کمی از آقایون که از این حق دفاع می کردن چی میشه ؟ اگر همه این سالها زنان ایرانی مستمر به این تبعیض اعتراض نمی کردن و براش هزینه نمی دادن فیفا صدای زنها رو می شنید ؟ زنهای ایرانی با زنهای ژاپنی، عراقی، کره ایی و یا سوری که در همه این سالها تو ورزشگاه آزادی جایگاه داشتن چه فرقی میکنن ؟ یه سوال مهم تر، اصلا قانونی برای ممنوعیت ورود زنها به ورزشگاه وجود داره ؟ تو همه این سالها وقتی به خانومهایی که جلو استادیوم با شوق و ذوق جمع شده بودن تا بازی تیم محبوبشون رو ببین میگفتن زیرساخت ها آماده نیست، اون زنها چه حسی بهشون دست می داد، چی فکر می کردن ؟ خیلی از ما تجربه ایی از تبعیض و ممنوعیت ورود به یک مکان رو نداریم، برای همین، ممکنه درک حس ممنوعیت برای ما مشکل باشه، هدیه تا وقتی در ایران حضور داشت، درهای آزادی برای دیدن فوتبال به روش بسته بود، شراره بالاخره این فرصت رو پیدا کرد که بدون تبعیض بلیط بگیره و بازی تیم ملی رو از نزدیک تماشا بکنه، مهتاب همچنان تلاش میکنه تا درهای ورزشگاه ها در ایران برای همه زن ها در همه شهرها باز بشه و میگه تا وقتی این اتفاق نیفته پاش رو به ورزشگاه نمیگذاره، تو این قسمت شراره، هدیه و مهتاب داستان علاقه مند شدن به فوتبالشون رو تعریف میکنن، حس تلخ ممنوعیت به ورزشگاه رو برامون توضیح میدن و بالاخره از اولین تجربه حضور در ورزشگاه حرف میزنن، جایی که همیشه توی خیالشون تصورش میکردن، جایی که وقتی برای اولین بار بهش پا گذاشتن ... متفاوت از چیزی بود که تو خیالشون تو همه این سالها ساخته بودن.

پیانیست فیلمی ساخته رومن پولانسکی. فیلمی بر مبنای داستانی واقعی از زندگی نوازنده ای یهودی در دوران جنگ جهانی دوم درلهستان و به هنگام اشغال این کشور توسط آلمان.

همیشه داستان همینه! بی هدف، بدون نقشه...

تو این اپیزود ما سراغ هر دو قسمت بازی نوستالژیک آی-جی-آی رفتیم و داستانشون رو مرور کردیم. آخر کار هم یکم در مورد خود بازی ها صحبت کردیم و خاطراتمون رو زنده کردیم پ.ن: تو 6 دقیقه اول پادکست، یه یادگاری گذاشتم. بخصوص برای شماهایی که درآینده دارید به این اپیزود گوش میدید ---- بازی باز در : توییتر | اینستاگرام | تلگرام وب سایت بازی باز ---- حمایت های شما همیشه مایه دلگرمی ما بوده و خواهد بود حمایت از بازی باز ---- با ایمیل زیر هم میتونید با ما در ارتباط باشید bazibazpodcast@gmail.com ---- در شبکه های اجتماعی هم ما رو با هشتگ #بازیباز دنبال کنید

تو ماجراجویی آخرش، ناتان دنبال گنج عظیم دزدهای دریایه. ولی تو این داستان اون تنها نیست. یکی دیگه هم بهش کمک میکنه. فردی که ما دفعه اولمونه که باهاش آشنا میشیم ولی ناتان آشنایی طولانی مدتی باهاش داره. یه دیدار غیرمنتظره تو این اپیزود یه سری به داستان اسپین آف بازی آنچارتد یعنی The Lost Legacy هم میزنیم " نکته مهم: خوشبختانه مشکل فیلترینگ حل شده و شما میتونید پادکست مارو بدون فیلترشکن بشنوید " ---- بازی باز در : توییتر | اینستاگرام | تلگرام ---- حمایت های شما همیشه مایه دلگرمی ما بوده و خواهد بود حمایت از بازی باز ---- با ایمیل زیر هم میتونید با ما در ارتباط باشید bazibazpodcast@gmail.com ---- در شبکه های اجتماعی هم ما رو با هشتگ #بازیباز دنبال کنید

علاقمندان به کتاب و کتاب خوانان حرفه ای، از شما دعوت می کنیم تا با کافه هنر امروز همراه شوید تا براتون از نویسنده ای بگیم که رمانی خاص رو به رشته تحریر در آورد. نویسنده ای که با وجود کمترین امکانات، و در شرایطی سخت و غیر قابل توصیف، داستانی رو نوشت که جوایزی بزرگ رو برای او به ارمغان آورد. رمان: «هیچ رفیقی به جز کوهستان» به قلم بهروز بوچانی ، پناه جوی ایرانی اردوگاه مانوس

این قسمت، اولین اپیزود از سری بازی های آنچارتده. ما تو 4 قسمت قراره در مورد این بازی محبوب صحبت کنیم تو اولین اپیزود، ما داستان ناتان دریک و همراهاش رو میشنویم که دنبال گنج افسانه ای ال-دورادو هستن. گنجی که نفرین شومی رو همراه خودش داره ولی کسی ازش اطلاعی نداره ---- بازی باز در : توییتر | اینستاگرام | تلگرام ---- حمایت های شما همیشه مایه دلگرمی ما بوده و خواهد بود حمایت از بازی باز ---- با ایمیل زیر هم میتونید با ما در ارتباط باشید bazibazpodcast@gmail.com ---- در شبکه های اجتماعی هم ما رو با هشتگ #بازیباز دنبال کنید

این بار در رادیو دال همراه با قاسم از آلمان، قسمتی کاملا متفاوت از قسمتهای قبل داریم. در اینجا دیگه خبری از درس و مدرک و دانشگاه نیست و به جاش پروازهای متوالی، قایقهای زهوار در رفته و زندانهای تک نفره داریم. قاسم یک روز تصمیم میگیره زندگی قبلی خودش در ایران رو کنار بذاره و به دنبال رویایی که سالها در ذهن داشته بره؛ یک زندگی ساده و بیدردسر در مزرعهای در استرالیا. حالا اینکه چطور قاسم وارد این مسیر میشه و در انتها چگونه از قاسمی که در ایران ازش فرار کرده بود متفاوت میشه، داستانی است که در این قسمت قراره بشنویم. توضیحات بیشتر در سایت رادیو دال.

داستانهای عاشقانه ادبیات فارسی - شیخ صنعان
Love Stories in Persian Literature داستانهای عاشقانه ادبیات فارسی۲۷ آبان ۱۳۹۸ · ۱۸ دقیقه

قسمتی از اپیزود اول، قلعه محاصره شده. برای اینکه این داستان فوق العاده رو بشنوید، لطفا اپیزود اول رو کنید. Fortress Besieged by Qian Zhongshu Book. کتاب

تو این اپیزود داستان تلخ زندگی 4 نفر در جنگ جهانی اول رو میشنویم. اینکه چجوری این 4 نفر به کمک هم میرن تا بتونن سختی های جنگ رو پشت سر بذارن، ولی مطمئنا سرنوشت همیشه با آدما مهربون نیست و قرار نیست اوضاع اونجوری باشه که میخوایم ---- بازی باز در : توییتر | اینستاگرام | تلگرام ---- حمایت های شما همیشه مایه دلگرمی ما بوده و خواهد بود حمایت از بازی باز ---- با ایمیل زیر هم میتونید با ما در ارتباط باشید bazibazpodcast@gmail.com ---- در شبکه های اجتماعی هم ما رو با هشتگ #بازیباز دنبال کنید

این اپیزود داستان یه نویسنده معروفی رو داریم که تخصصش نوشتن داستان های خیالیه ولی قدرت خیال پردازی این شخص اینقدر قویه که بعضی وقتا نمیتونه مرز بین واقعیت و خیال رو تشخیص بده. حالا بعد از چند سال، اتفاقی میفته که زندگیش رو برای همیشه تحت تاثیر خودش قرار میده ---- بازی باز در : توییتر | اینستاگرام | تلگرام ---- حمایت های شما همیشه مایه دلگرمی ما بوده و خواهد بود حمایت از بازی باز ---- با ایمیل زیر هم میتونید با ما در ارتباط باشید bazibazpodcast@gmail.com ---- در شبکه های اجتماعی هم ما رو با هشتگ #بازیباز دنبال کنید

تو این اپیزود قسمت آخر داستان اینجاستیس رو میشنوید. تو این قسمت، که چندین سال بعد از حوادث قسمت اوله، اتفاق مهمی میفته که بتمن ناچار میشه از سوپرمن کمک بگیره ولی .... ---- بازی باز در : توییتر | اینستاگرام | تلگرام ---- حمایت های شما همیشه مایه دلگرمی ما بوده و خواهد بود حمایت از بازی باز ---- با ایمیل زیر هم میتونید با ما در ارتباط باشید bazibazpodcast@gmail.com ---- در شبکه های اجتماعی هم ما رو با هشتگ #بازیباز دنبال کنید

بازی معروفی که برگرفته از دنیای دی سی و کمیکی به همین نام هستش. تو این بازی، ما داستان جنگ بین سوپرمن و بتمن رو خواهیم شنید. جنگی که کل دنیا رو در برمیگیره. حتی دنیاهای موازی رو ---- بازی باز در : توییتر | اینستاگرام | تلگرام ---- حمایت های شما همیشه مایه دلگرمی ما بوده و خواهد بود حمایت از بازی باز ---- با ایمیل زیر هم میتونید با ما در ارتباط باشید bazibazpodcast@gmail.com ---- در شبکه های اجتماعی هم ما رو با هشتگ #بازیباز دنبال کنید

۱۰. امپرسیونیسم، اکسپرسیونیسم و نئوکلاسیسم
Dastan-e Mousighi | داستان موسیقی۱۴ مهر ۱۳۹۸ · ۱۶ دقیقه
در دو برنامهی قبلی با موسیقی دورهی رمانتیک آشنا شدیم. در این برنامه داستان موسیقی را در قرن بیستم پی میگیریم. از حدود سالهای ۱۸۹۰ به بعد، به آثاری که با ارزشهای موسیقی سنتی اروپا متضاد بود مدرن میگفتند. آهنگسازهای مدرن پیرو مکتبهای مختلفی بودند. یکی از مکتبهای موسیقی مدرن اکسپرسیونیسم بود که پیشرو آن آرنولد شوئنبرگ، آهنگساز اتریشی بود. موسیقی شوئنبرگ تفاوت عمدهای با موسیقی اروپایی قرنهای ۱۷ تا ۱۹ میلادی داشت. تا قبل از قرن بیستم، موسیقی اروپایی تونال بود، یعنی در گام مشخصی نوشته میشد. گام به مجموعهای از نتها گفته میشود که در آن یک نت از بقیه نتها مهمتر است. معمولا اسم هر گام از آن نت کلیدی گرفته میشود. مثلا اگر در گامی نت «دو» نقش کلیدی را دارد، در اصطلاح موسیقی اسم آن گام، گام «دو» است. موسیقی اروپایی بین قرون ۱۷ تا ۱۹ میلادی موسیقی تونال بود. یعنی اگر قطعهای در گام «دو» شروع میشد با همان گام «دو» هم تمام میشد. در اواخر دورهی رمانتیک، در آثار آهنگسازهایی مثل واگنر، اگرچه آثار موسیقی همچنان تونال بودند اما تغییرات اساسیای رخ داد. مثلا، اگر واگنر قطعهای را در گام «دو» شروع میکرد، لزوما آن را در همان گام هم تمام نمیکرد، بلکه در گام دیگری مثلا گام «می» به پایان میبرد. شوئنبرگ، ایدهی واگنر را بسط داد و سبک جدیدی برای نوشتن یک اثر موسیقی ابداع کرد. در سبک ابداعی او و پیروانش که به مکتب اکسپرسیونیسم معروف است، در یک قطعه موسیقی همهی نتها به یک اندازه اهمیت داشت. به عبارت دیگر، در این سبک آثار موسیقی در گام مشخصی نوشته نمیشد. این نوع آثار به موسیقی آتونال یا بدون تونالیتی و یا موسیقی بدون گام معروف بود. با هم به یکی از آثار آتونال آرنولد شوئنبرگ برای پیانو گوش میدهیم. این اثر با آثاری که تا حالا شنیدیم خیلی متفاوت است. مهمترین دلیلش این است که گام مشخصی ندارد. نکتهی دیگر اینکه ملودی این اثر به آسانی قابل تشخیص نیست و به همین دلیل به آسانی هم در خاطر نمیماند. * * * یکی دیگر از مکتبیهای مدرن، مکتب امپرسیونیسم است. آثار موسیقی امپرسیونیست، مثل آثار نقاشی این سبک، حالتی رؤیاگونه داشت و اهمیت چندانی به جزئیات نمیداد. آهنگسازهای امپرسیونیست تنها حال و هوای کلی شعر یا داستان را به زبان موسیقی در میآوردند. آثار این آهنگسازها برای شنوندههای موسیقی سنتی اروپایی غریب بود. شنوندههای موسیقی تونال به توالی قاعدهمندی از آکوردها عادت داشتند. به دو یا چند نت که با هم به صدا در بیاید آکورد میگویند، مثلِ .... حالا به یکی از توالیهای متداول آکوردها در موسیقی تونال گوش کنید: آهنگسازهای امپرسیونیسم چندان به توالی آکوردهای سنتی توجهی نداشتند. کلود دبوسی از جمله آهنگسازهایی بود که بدون توجه به این توالیهای متداول، نتها را به ترتیبی روی هم میچید و کنار هم میگذاشت که به گوش خودش خوشایند میآمد. به این نمونه از توالی مورد پسند دبوسی که در یکی از آثارش به کار برده گوش کنید: با هم به قسمتی از موومان سوم سوئیت بارگامسک به نام مهتاب، اثر کلود دبوسی، برای پیانو گوش میدهیم. خیلی از خصوصیات آثار دبوسی به سبک امپرسیونیست نزدیک است، اما دبوسی سبکش را به سبک سمبولیزم که از ادبیات برگرفته بود نزدیکتر میدانست. اثری را که میشنویم، برداشتی است آزاد از شعری به همین نام. در اوایل قرن بیستم آهنگسازهایی هم بودند که همچنان موسیقی تونال مینوشتند. به این آهنگسازها که از فرمها و ژانرهای دورهی کلاسیک استفاده میکردند نئوکلاسیک میگفتند. از جملهی این آهنگسازها میشود به موریس راول، فرانسیس پولنک، نادیا بولانژه، و آرون کوپلند اشاره کرد. این برنامه را با شنیدن قسمتی از کنسرتوی فرانسیس پولنک، برای دو پیانو و ارکستر به پایان میبریم. همانطور که به یاد دارید، کنسرتو یکی از ژانرهای معمول دورهی کلاسیک بود. به علاوه ملودی این اثر ساده و جذاب و به یاد ماندنی است، مثل آثار دورهی کلاسیک. * * * در این برنامه با چند سبک قرن بیستم آشنا شدیم. در برنامهی بعد به چند سبک دیگر قرن بیست خواهیم پرداخت.

در برنامه قبل با سمفونی، سونات و اپرا در دورهی کلاسیک آشنا شدیم. در این برنامه به موسیقی دورهی رومانتیک میپردازیم. موسیقی قرن نوزدهم به موسیقی رومانتیک معروف است. به غیر از بتهوون، شاخصترین آهنگساز اوائل قرن نوزدهم، اسم خیلی دیگر از آهنگسازهای این دوره برای ما آشناست: مثلاً شوبرت، شومان، شوپن، واگنر، وردی، چایکوفسکی، مالر و خیلیهای دیگر. بر خلاف دورهی کلاسیک که فرم و ساختار موسیقی خیلی مهم بود، در دورهی رومانتیک آهنگسازها بیشتر به بیان احساسات توجه داشتند. در این دوره آثاری نوشته شد که داستان، رؤیا یا تجربهای از زندگی شخصی آهنگساز را به زبان موسیقی به تصویر میکشید. موسیقی رومانتیک، به خاطر همین توانایی بینظیر در بیان احساسات عمیق، شخصی و گاه اغراقآمیز، توجه شنوندهها را به خودش جذب کرد. به دلیل شخصی بودن موسیقی رمانتیک، این دوره از نظر سبک خیلی یکدست نیست و یکی از راههای شناخت این موسیقی شناخت احوالات شخصی و روحیات تکتک آهنگسازهاست. بتهوون نقش مهمی در انتقال دوره کلاسیک به رومانتیک داشت. بتهوون که رمز و راز سبک کلاسیک را از هایدن یاد گرفته بود و تا آخر عمر در آثارش به کار میبرد، در بیان احساس سبک رومانتیک داشت. در آثار بتهوون عواطف و احساسات مختلفی تصویر شده؛ از رنج و اندوه گرفته تا شادی و خشم و قدرت. با هم به قسمتی از موومان اول سمفونی شماره ۳ بتهوون گوش میدهیم. این سمفونی پر است از احساسات مختلف. بارزترینش کشاکش و تقلایی است که در تم اصلی نمودار میشود و در نهایت در انتهای قطعه به پیروزی منجر میشود. میگویند بتهوون اول این اثر را به ناپلئون بناپارت تقدیم کرده بوده. اما بعد از اینکه ناپلئون خودش را امپراطور فرانسه اعلام میکند، بتهوون اسم ناپلئون را خط میزند و مینویسد: به یاد مردی بزرگ. یکی دیگر از آهنگسازهای معروف دورهی رمانتیک شوپن، آهنگساز لهستانی است. او به خاطر آثار پیانویی پر احساسی که نوشته به شاعر پیانو معروف است. شوپن چثهای نحیف و ضعیف داشت و بیشتر وقتها بیمار بود. احساسات عمیق و لطیف شوپن و درد و رنجهایش در آثارش به وضوح پیداست. با هم به پرلود شماره ۴ شوپن گوش میدهیم. شوبرت، یکی دیگر از آهنگسازهای مهم موسیقی رومانتیک است که آثار زیادی برای پیانو و آواز نوشته. در یکی از این آثار زنی در حین ریسندگی خاطرات اولین عشقش را مرور میکند. در این قطعه، فراز و فرودهای پیانو گردش تند چرخ ریسندگی را تداعی میکند و لحظهای که زن بوسه معشوقش را به یاد میآورد، پیانو مثل چرخ نخریسی میایستد. با هم این قطعه زیبا را میشنویم. در دورهی رومانتیک، پیانو رواج گستردهای پیدا کرد و خیلی از خانوادههای طبقهی متوسط در خانههایشان پیانو داشتند. به همین دلیل در این دوره آثار زیادی برای پیانو نوشته شد، مثل مجموعۀ معروف «آوازهای بدون کلام» مندلسون، آهنگساز آلمانی. این برنامه را با شنیدن یکی از قطعات این مجموعه به پایان میبریم. ملودی این اثر حالتی آوازی دارد، انگار پیانو دارد آواز میخواند. در این برنامه با چند آهنگساز دورهی رمانتیک آشنا شدیم. در برنامهی بعد با چند آهنگساز دیگر دورهی رومانتیک آشنا میشویم.

۲. پیدایش موسیقی چندصدایی از اواسط قرون وسطی تا اوائل رنسانس
Dastan-e Mousighi | داستان موسیقی۱۴ مهر ۱۳۹۸ · ۱۵ دقیقه
در برنامهی گذشته، موسیقی اوائل قرون وسطی را بررسی کردیم و به چند نمونه از آثار آن دوره گوش دادیم. در این برنامه داستان موسیقی را از اواسط قرون وسطی پی میگیریم و میبینیم که چگونه موسیقی تکصدایی اوائل قرون وسطی به موسیقی پولیفونیک یا چندصدایی تبدیل میشود. در برنامه قبل گفتیم که کلیسا موسیقی را وسیلهای مهم برای تعالی روحانی میدانست. به همین دلیل راهبهها مراسم و عبادات دینی را با آواز و به صورت گروهی برگزار میکردند. این آوازها تکصدایی یا به اصطلاح مونوفونیک بودند. موسیقی چندصدایی یا پولیفونیک به عنوان راهی برای غنیتر کردن مراسم مذهبی به وجود آمد. اولین تجربههای موسیقی چندصدایی با تقسیم کردن خوانندگان به دو گروه شروع شد. هر دو گروه همزمان شروع به خواندن میکردند با این تفاوت که گروه دوم ملودی را از نتی دیگر میخواند. برای مثال، اگر گروه اول ملودی را از نت «دو» شروع میکرد، گروه دوم از چهار نت بالاتر، یعنی نت «فا» یا از پنج نت بالاتر، یعنی نت «سل» میخواند. به عبارت دیگر گروه دوم از فاصله چهارم یا پنجم گروه اول را همراهی میکرد. در این حالت همزمان به جای یک نت، دو نت شنیده میشد. با این روش، ملودی در آواز گروهی غنیتر و جذابتر میشد. در قرون ۱۲ و ۱۳، موسیقی چندصدایی بر اساس تغییر ریتم یا تعداد گروهها انواع مختلفی پیدا کرد. مثلا در بعضی از آثار چندصدایی، گروه دوم با ریتمی آهستهتر یا تندتر گروه اول را همراهی میکرد. در بعضی دیگر، مثل آثار پیروتن (Pérotin)، آهنگساز قرن ۱۳، تعداد گروهها حتی به ۴ یا ۵ هم میرسید. با هم به نمونهی کوتاهی گوش میکنیم که در آن یک گروه متن را میخواند و گروه دیگر با سرعت آهستهتر گروه اول را همراهی میکند. این اثر ساختهی لیونن (Léonin) آهنگساز قرن دوازدهم میلادی است. در شکل دیگری از موسیقی چندصدایی که در قرون ۱۵ میلادی رواج پیدا کرد، آهنگسازان از فواصل دیگری برای چندصدایی کردن گروهها استفاده کردند. برای مثال اگر گروه اول از نت «دو» شروع به خواندن میکرد، گروه دوم از چهار نت پایینتر، یعنی نت «سل» و گروه سوم از شش نت پایینتر، یعنی نت «می» بقیه را همراهی میکرد. اثری که میشنویم از گیوم دو فِی (Guillaume Du Fay) آهنگساز فرانسوی قرن پانزدهم میلادی است. در نمونههایی که شنیدیم، همهی خوانندگان متن را با هم از اول تا آخر میخواندند. مهمترین تفاوت دو نمونهای که قبلا شنیدیم، در تعداد گروهها و فواصل موسیقایی بود. اما علاوه بر این روش، آهنگسازان راههای دیگری هم در چندصدایی کردن آوازهای مذهبی آزمودند. مثلا در حالی که گروه اول تمام متن را میخواند، گروه دیگر تنها قسمت کوتاهی از همان متن را تا انتها مرتب تکرار میکرد. با هم به نمونهای از این نوع چند صدایی گوش میدهیم. اثری که میشنویم از گیوم دو ماشو (Guillaume De Machaut) آهنگساز و شاعر فرانسوی قرن 14 میلادی است. یکی از متداولترین اشکال موسیقی چندصدایی به کَنُن (canon) معروف شد. در این شکل موسیقی، هر گروه با کمی تاخیر گروه قبل را همراهی میکرد. مثلا گروه اول شروع به خواندن میکرد و گروه دوم، سوم، و همینطور بقیهی گروهها ملودی را بعد از گروه قبل، کمی دیرتر، میخواندند. اثری که میشنویم از ژوسکن دِ پره (Josquin des Prez) آهنگساز فرانسوی قرن ۱۵ میلادی است. خیلی از آهنگسازان در لحظههای اوج آثارشان از تکنیک کَنُن استفاده میکنند تا به آن لحظه قدرت و تأثیر عمیقتری بدهند. با اینکه این نوع آواز گروهی زیبایی و جذابیت مخصوص به خودش را دارد، بدون اشکال هم نیست. معمولا در کَنُن کلمات به وضوح شنیده نمیشوند چون خوانندگان در آن واحد قسمتهای مختلفی از متن را میخوانند. برای مثال هنگامی که گروه اول در حال خواندن انتهای متن است، گروه دوم قسمتهای میانی و گروه سوم ابتدای متن را میخواند. همانطور که در برنامهی بعد خواهیم دید، همین اشکال باعث شد که کلیسا در اواخر دورهی رنسانس استفاده از موسیقی چندصدایی را محدود کند. در نمونهای که از ژوسکن دِ پره آهنگساز اواسط رنسانس با هم میشنویم، ۸ گروه خواننده قسمتهای مختلفی از متن را همزمان میخوانند. همانطور که خواهید شنید در این اثر تشخیص کلمات کار سادهای نیست. موسیقی چندصدایی منحصر به کلیسا و موسیقی مذهبی نبود. موسیقی چندصدایی راه خودش را به موسیقی غیرمذهبی هم باز کرد. به خاطر دارید که موسیقی غیرمذهبی بر خلاف موسیقی کلیسایی به زبان محلی اجرا میشد و گاه ساز آن را همراهی میکرد. این برنامه را با شنیدن اثری غیرمذهبی از ژوسکن دِ پره به اتمام میرسانیم. همانطور که در این قطعه میشنویم خوانندگان با استفاده از موسیقی چندصدایی با یکدیگر به نوعی سوال و جواب میکنند.

قلعه محاصره شده. داستانی درباره روابط اجتماعی
MiM Podcast | میم پادکست۹ مهر ۱۳۹۸ · ۱ ساعت و ۳ دقیقه
آقای فنگ قهرمان داستان ما، شخصیت سر درگم و ضعیفی داره که باعث میشه در همه ماجراهای عشقی خودش و ارتباطش با دیگر افراد جامعه دچار مشکلات عدیده ای بشه. میم پادکست دانش است. تهیه و تنظیم: محسن درخشان خلاصه کتاب قلعه محاصره شده - داستانی درباره روابط اجتماعی Fortress Besieged Book موسیقی ها به ترتیب اجرا: 1st Coronation by Ryuichi Sakamoto Chinese Modern Instruments Old by 12 Girls Band I Saw Three Ships by Lindsey Stirling Rendez-Vous by Dantes Dai Liang E10 Weicheng TV Series The Wandering Kind by Josh Groban mim2podcast@gmail.com Twitter: @podcastmim Instagram: @mimpodcast Facebook: @mim2podcast Youtube: mimpodcast