→ همه برچسب‌ها

موسیقی

Music

۴۷۳ قسمت

  • 2697.دُن‌کیشوت (قسمت چهاردهم)

    داستان شب

    ⁨۱۱ شهریور ۱۴۰۵⁩ · ⁨۳۵ دقیقه⁩

    رفقا شب بخیر، وقت داستان است… شماره‌ی دو هزار و ششصد و نود و هفتم ۱۱ شهریور ۱۴۰۵ داستان: «#دن_کیشوت» (قسمت چهاردهم) نویسنده: «#میگل_سروانتس» صداپیشه: «#رضا_ریحانی»‌ موسیقی : «ژان توبا» برای حمایت از ما به لینک حامی‌باش داستان شب مراجعه کنید :👇🏻 hamibash.com/dastaneshab ‌ #داستان_شب @dastaneshab Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

  • دانلود اهنگ ها و کلی عکس و کلیپ جذاب دیگه در: کانال تلگرام

  • ▪️ شجریان چگونه «شجریان»‌ شد؟ مروری بر کتاب «سرود سیاوش» ▪️ کیوان یداللهی | پژوهشگر و مولف کتاب در این اپیزود با کیوان یداللهی، نویسنده‌ی کتاب «سرود سیاوش»، درباره‌ی مسیرِ «شجریان شدن» گفت‌وگو می‌کنیم؛ از سال‌های آغازین فعالیت محمدرضا شجریان و حضور او در رادیو و تلویزیون پیش از انقلاب تا عواملی که به‌تدریج از او چهره‌ای محبوب و ماندگار ساخت. تلاش می‌کنیم بفهمیم جایگاه ویژه‌ی شجریان در موسیقی و حافظه‌ی جمعی ایرانیان چگونه شکل گرفت و سهمِ هنر، رسانه، انتخاب‌های حرفه‌ای و زمینه‌ی اجتماعی در این مسیر چه بوده است. ▪️Youtube https://www.youtube.com/watch?v=xL_E8vXFMjI ▪️Kargah https://kargah.net/keyvan-yadollahi ▪️خرید کتاب «سرود سیاوش» از دیجی‌کالا https://aflo.ir/emvM9qKL 🔸 ▪️ حمایت از کارگاه: https://daramet.com/kargahnet Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

  • اگر جنگ از راه برسد و مجبور باشی همه‌چیز را رها کنی، آخرین چیزی که به آن فکر می‌کنی چیست؟ در این قسمت از رادیو حکایت، سراغ یکی از شناخته‌شده‌ترین داستان‌های کوتاه ارنست همینگوی، «پیرمرد سر پل» می‌رویم؛ داستانی کوتاه و ساده درباره‌ی جنگ، اما با لایه‌هایی عمیق درباره‌ی تنهایی، آوارگی، بی‌پناهی و رنج انسان و حیوان در روزهای جنگ. داستان در جریان جنگ داخلی اسپانیا روایت می‌شود. پیرمردی خسته در کنار پلی نشسته و در میان هجوم مردم برای فرار از منطقه‌ی جنگی، دیگر توان حرکت ندارد. چیزی که ذهن او را بیش از هر چیز به خود مشغول کرده، سرنوشت حیواناتی است که مجبور شده آن‌ها را رها کند. همینگوی در این داستان با همان نثر ساده، موجز و خونسرد شناخته‌شده‌ی خودش، بدون توضیح مستقیم درباره‌ی وحشت جنگ، تصویری انسانی و تأثیرگذار از پیامدهای آن ارائه می‌دهد؛ تصویری که در آن جنگ فقط به معنای میدان نبرد نیست، بلکه به معنای از دست دادن خانه، امنیت، زندگی و موجوداتی است که به آن‌ها وابسته‌ایم. در این اپیزود، ابتدا با ارنست همینگوی و سبک نوشتن او آشنا می‌شویم، سپس داستان «پیرمرد سر پل» را می‌خوانیم و در ادامه درباره‌ی نمادها و لایه‌های پنهان داستان، از پل و آوارگی گرفته تا حیوانات، تنهایی و نگاه ضدجنگ همینگوی صحبت می‌کنیم. 🎧 در این اپیزود می‌شنوید: • معرفی کوتاه ارنست همینگوی و سبک نویسندگی او • داستان کوتاه «پیرمرد سر پل» • نگاهی به جنگ داخلی اسپانیا و فضای داستان • تحلیل داستان و بررسی نمادهای آن • بررسی مفهوم تنهایی و آوارگی در داستان • نقش حیوانات و بی‌پناهی آن‌ها در روایت • نماد پل و مفهوم عبور، فرار و بی‌بازگشت • نگاه انسانی و ضدجنگ ارنست همینگوی • بررسی لایه‌های پنهان یکی از داستان‌های ماندگار ادبیات جهان اگر به داستان کوتاه، ادبیات کلاسیک، ادبیات آمریکا، داستان‌های جنگ، داستان‌های ضدجنگ، آثار ارنست همینگوی و تحلیل داستان‌های ماندگار جهان علاقه دارید، این قسمت از رادیو حکایت را از دست ندهید. 🎙️ رادیو حکایت؛ جایی برای شنیدن داستان‌ها و کشف لایه‌های پنهان آن‌ها. 📷 اینستاگرام: https://www.instagram.com/radiohekayat 📢 تلگرام: https://t.me/radiohekayat1403 💛 حمایت مالی: https://hamibash.com/Radiohekayat Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

  • رفقا شب بخیر، وقت داستان است… شماره‌ی دو هزار و ششصد و نود و ششم ۸ شهریور ۱۴۰۵ داستان: «#دایی_جان_ناپلئون» (قسمت بیست و هشتم) نویسنده: «#ایرج_پزشک_زاد» خوانش: «#مریم_حاجی_بنده»‌ موسیقی :«#پرویز_یاحقی #حسین_علیزاده #محمدرضا_شجریان (تصنیف اشک مهتاب)» برای حمایت از ما به لینک حامی‌باش داستان شب مراجعه کنید :👇🏻 hamibash.com/dastaneshab ‌ #داستان_شب @dastaneshab Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

  • 2695.جن‌نامه (قسمت بیست و سوم)

    داستان شب

    ⁨۷ شهریور ۱۴۰۵⁩ · ⁨۲۱ دقیقه⁩

    رفقا شب بخیر، وقت داستان است… شماره‌ی دو هزار و ششصد و نود و پنجم ۷ شهریور ۱۴۰۵ داستان: «#جن_نامه» (قسمت بیست و سوم/مجلس سوم) نویسنده: «#هوشنگ_گلشیری» خوانش: «#هانیه_طهرانی» موسیقی :«#رضا_میرجلالی #مسعود_شعاری #کیهان_کلهر #افشین_مقدم (گذشته)» برای حمایت از ما به لینک حامی‌باش داستان شب مراجعه کنید :👇🏻 hamibash.com/dastaneshab #داستان_شب @dastaneshab Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

  • ژنو – ۵ شهریور ۱۴۰۵ – مأموران حکومت ایران در هفت استان به خانه‌های بهائیان یورش برده و وسایل شخصی آن‌ها را ضبط و با خود بردند. آن‌ها از دیوار خانه‌ها بالا رفتند، والدین را در برابر چشمان کودک دوساله‌شان بازداشت کردند، سازهای موسیقی را مصادره کردند و گلدان‌ها و کیسه‌های برنج را زیر و رو کردند؛ بی‌آنکه در بیشتر موارد حکم قضایی در دست داشته باشند، اتهامی مطرح کنند یا دلیلی ارائه دهند. در مواردی، ۱۴ مأمور با پنج خودرو و همراه نماینده‌ای از دادستانی به خانۀ یک زن یورش بردند تا او را بازداشت کنند. دلیلی که به همۀ این بهائیان اعلام شد، صریح و بی‌رحمانه بود: «چون بهائی هستید.»متن کامل بیانیهمنبع: جامعه جهانی بهائی

  • حسین منزوی | آخرین دیدار

    شعر | با صدای شاعر

    ⁨۶ شهریور ۱۴۰۵⁩ · ⁨۵ دقیقه⁩

    ▨ نام شعر: آخرین دیدار ▨ شاعر: حسین منزوی ▨ با صدای: حسین منزوی ▨ موسیقی: برف روی کاج‌ها از کارن همایونفر ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــ این شعر، غزلی است که حسین منزوی، برای برادر کوچک‌ترش سروده است. برادرش حسن منزوی، به دلیل فعالیت سیاسی، در سوم آذرماه ۱۳۶۰ تیرباران شد و به ضرب چهار گلوله، از این جهان پر کشید. در این شعر، منزوی با توجه به رد شدن گلوله از پیکر برادر و خونین شدن هر دو سوی پیراهن او، آن چهار زخم را، هشت گل دانسته است.  منزوی در چندین شعر دیگر هم به این غم بزرگ اشاره کرده؛ از جمله در غزل «ای دوست» که آن هم با صدای شاعر موجود است و می‌توانید بشنوید. ــــــــــــــــ خاکِ باران‌خورده آغشته‌ست با بویِ تنت باد، بوی آشنا می‌آورد از مَدفنت زنده‌ای در هر گیاهِ سبز {تازه}، کز خاکت دَمَد گر چه می‌دانم که ذره‌ذره می‌پوسد تنت عصرِ تلخی بود، عصرِ آخرین دیدارمان آخرین باری که دستم حلقه شد بر گردنت مهربان بودی و آن ایمانِ دریایی هنوز موج می‌زد، در «خدا پشت و پناهت» گفتنت «آخرین دیدار» گفتم؟ عذر می‌خواهم، عزیز! آخرین باری که دیدم، غرق خون دیدم منت با دهانِ نیم‌باز، انگار می‌خواندی هنوز خیره در آفاقِ خونین، چشمِ بازِ روشنت صبح بود اما هوا دلگیر و بغض‌آلود بود آسمان گویی سیه پوشیده بود، از مردنت گل به سوکت جامه‌ی جان تا به دامان می‌درید باد در مرگ تو می‌زارید و می‌زد شیونت بی‌خزان است آن بهارِ سرخ تو در خاطرم آن که از خون هَشت گل رویاند بر پیراهنت {آن که از خون هِشت، گل رویاند بر پیراهنت} با تمام سروهایت دیده‌ام در بوستان با تمام ارغوان‌ها دیده‌ام در گلشنت نیستی، -بالابلند! اما چه خوش پیچیده است در همه جنگل، طنینِ نعره‌ی شور افکنت زنده‌ای و سیل خونت می‌کَنَد بیخ ستم ای تو فرهادی دگر، با تیشه‌ی بنیان کَنت ▨ حسین منزوی غزل ۷۳ از مجموعه اشعار حسین منزوی ــــــــــــــــ پی‌نوشت: متن شعر منطبق بر خوانش شاعر است و با نسخه‌ی چاپ شده در کتاب، تفاوت‌هایی دارد. شکل مکتوب شعر‌، در داخل آکولاد {} آمده است.

  • آیا می‌شود گذشته را فراموش کرد و همه‌چیز را از نو شروع کرد، وقتی پول و منفعت دوباره وارد زندگی‌مان می‌شوند؟ در این قسمت از رادیو حکایت، سراغ یکی از داستان‌های کوتاه و تأمل‌برانگیز هاینریش بل، نویسنده‌ی بزرگ آلمانی و برنده‌ی جایزه نوبل ادبیات، می‌رویم: «کاسبی، کاسبی است». داستانی کوتاه و ظاهراً ساده که پشت یک ماجرای روزمره، پرسش‌هایی جدی درباره‌ی پول، منفعت، اخلاق، گذشته و انسانیت مطرح می‌کند. هاینریش بل با زبان ساده و طنز تلخ خود، آدم‌هایی را به تصویر می‌کشد که در جامعه‌ای پس از جنگ تلاش می‌کنند زندگی‌شان را دوباره بسازند؛ اما گذشته همیشه آن‌قدرها هم که فکر می‌کنیم دور نیست. در این داستان، «کاسبی» فقط یک معامله یا راهی برای پول درآوردن نیست؛ بلکه بهانه‌ای است برای نگاه کردن به رفتار انسان، ارزش‌های اخلاقی و جامعه‌ای که پس از جنگ می‌خواهد گذشته را پشت سر بگذارد و به زندگی عادی برگردد. در این اپیزود، ابتدا با هاینریش بل و فضای ادبی آثار او آشنا می‌شویم، سپس داستان «کاسبی، کاسبی است» را می‌شنویم و در ادامه درباره‌ی لایه‌های پنهان داستان، طنز تلخ بل و پرسش‌هایی که درباره‌ی پول، اخلاق و گذشته مطرح می‌کند صحبت می‌کنیم. 🎧 در این اپیزود می‌شنوید: • داستان کوتاه «کاسبی، کاسبی است» از هاینریش بل • معرفی کوتاه هاینریش بل و جهان داستانی او • نگاهی به ادبیات آلمان و فضای پس از جنگ • بررسی طنز تلخ و زبان ساده‌ی هاینریش بل • تحلیل رابطه‌ی پول، منفعت و اخلاق • بررسی مفهوم گذشته و تلاش برای فراموش کردن آن • نگاهی به انسان و جامعه در دوران پس از جنگ • بررسی لایه‌های پنهان و معنای داستان • تأملی درباره‌ی ارزش‌های انسانی در برابر منفعت اقتصادی اگر به داستان کوتاه، ادبیات آلمان، ادبیات پس از جنگ، داستان‌های اجتماعی، داستان‌های تأمل‌برانگیز، طنز تلخ و آثار هاینریش بل علاقه دارید، این قسمت از رادیو حکایت را از دست ندهید. 🎙️ رادیو حکایت؛ جایی برای شنیدن داستان‌ها و کشف لایه‌های پنهان آن‌ها. 📷 اینستاگرام: https://www.instagram.com/radiohekayat 📢 تلگرام: https://t.me/radiohekayat1403 💛 حمایت مالی: https://hamibash.com/Radiohekayat Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

  • رفقا شب بخیر، وقت داستان است… شماره‌ی دو هزار و ششصد و نود و چهارم ۵ شهریور ۱۴۰۴ داستان: «#درخت_انجیر_معابد» (قسمت پنجاه و پنجم) (فصل دوم کتاب) نویسنده: «#احمد_محمود» خوانش: «#آناهیتا_دلدار»‌ موسیقی :«#حسین_بهروزی_نیا #ناصر_شمه #ابراهیم_معلوف #گوگوش (مرداب)» برای حمایت از ما به لینک حامی‌باش داستان شب مراجعه کنید :👇🏻 hamibash.com/dastaneshab #داستان_شب @dastaneshab Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

  • 2693.دُن‌کیشوت(قسمت سیزدهم)

    داستان شب

    ⁨۴ شهریور ۱۴۰۵⁩ · ⁨۴۰ دقیقه⁩

    رفقا شب بخیر، وقت داستان است… شماره‌ی دو هزار و ششصد و نود و سوم ۴ شهریور ۱۴۰۵ داستان: «#دن_کیشوت» (قسمت سیزدهم) نویسنده: «#میگل_سروانتس» صداپیشه: «#رضا_ریحانی»‌ موسیقی : «اسکات باکلی، جین توبا» برای حمایت از ما به لینک حامی‌باش داستان شب مراجعه کنید :👇🏻 hamibash.com/dastaneshab ‌ #داستان_شب @dastaneshab Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

  • در این قسمت از پادکست سازک، به یکی از تأثیرگذارترین آلبوم‌های تاریخ موسیقی راک می‌پردازیم؛ The Dark Side of the Moon، شاهکار سال ۱۹۷۳ گروه Pink Floyd. این قسمت، بخش دوم آن است . این آلبوم فقط مجموعه‌ای از چند ترانه نیست؛ سفری است به درون ذهن انسان. از گذر زمان و اضطراب زندگی گرفته تا پول، مرگ، جنون و معنای بودن. پینک فلوید با استفاده از صداهای محیطی، افکت‌های صوتی، سینث‌سایزر، گفت‌وگوهای واقعی و اجراهای فراموش‌نشدنی، اثری خلق کرد که مرز میان موسیقی، فلسفه و هنر را از میان برداشت. در این اپیزود، ایده‌های پشت هر قطعه، نوآوری‌های موسیقایی و تجزیه و تحلیل قطعات آلبوم میپردازیم . #پینک_فلوید #دارک_ساید_آف_د_مون #موسیقی #راک #راک_کلاسیک #تاریخ_موسیقی #تحلیل_موسیقی #پادکست #پادکست_فارسی #سازک #سوی تاریک ماه #امین میرزایی

  • آخرین برگ - اُ هنری

    Radio Hekayat | رادیو حکایت

    ⁨۳ شهریور ۱۴۰۵⁩ · ⁨۳۴ دقیقه⁩

    اگر امید فقط به یک برگ روی شاخه‌ای خشکیده بند باشد، آیا می‌تواند کسی را دوباره به زندگی برگرداند؟ در این قسمت از رادیو حکایت، سراغ یکی از ماندگارترین داستان‌های کوتاه جهان، «آخرین برگ» نوشته‌ی اُ. هنری، نویسنده‌ی مشهور آمریکایی، می‌رویم؛ داستانی ساده و صمیمی که در پسِ یک ماجرای ظاهراً معمولی، درباره‌ی امید، دوستی، فداکاری و معنای واقعی زندگی حرف می‌زند. داستان درباره‌ی دختری جوان است که بیمار شده و باور دارد با افتادن آخرین برگ از درخت، زندگی خودش هم به پایان خواهد رسید. اما در این میان، نقاشی سالخورده تصمیمی می‌گیرد که همه‌چیز را تغییر می‌دهد. اُ. هنری با نثری ساده و داستان‌پردازی تأثیرگذار، روایتی می‌سازد که در پایان، معنای تازه‌ای از عشق، فداکاری و امید پیش روی خواننده قرار می‌دهد. «آخرین برگ» یکی از نمونه‌های ماندگار داستان کوتاه کلاسیک آمریکاست؛ داستانی که بدون پیچیدگی‌های زبانی، تأثیری عاطفی و انسانی بر مخاطب می‌گذارد. در این اپیزود، ابتدا کمی با اُ. هنری و سبک داستان‌نویسی او آشنا می‌شویم، سپس داستان «آخرین برگ» را می‌شنویم و در ادامه درباره‌ی مفهوم امید، نقش هنر، دوستی و فداکاری و همچنین پایان تأثیرگذار داستان صحبت می‌کنیم. 🎧 در این اپیزود می‌شنوید: • داستان کوتاه «آخرین برگ» از اُ. هنری • معرفی کوتاه اُ. هنری و سبک داستان‌نویسی او • نگاهی به ادبیات آمریکا و داستان کوتاه کلاسیک • بررسی مفهوم امید و تأثیر آن بر زندگی انسان • تحلیل نقش دوستی و فداکاری در داستان • بررسی نماد «آخرین برگ» • نقش هنر و هنرمند در روایت • نگاهی به پایان غافلگیرکننده و تأثیرگذار داستان • بررسی لایه‌های انسانی و عاطفی یکی از داستان‌های ماندگار جهان اگر به داستان کوتاه، ادبیات آمریکا، داستان‌های کلاسیک، داستان‌های الهام‌بخش، داستان‌های تأثیرگذار و آثار اُ. هنری علاقه دارید، این قسمت از رادیو حکایت را از دست ندهید. 🎙️ رادیو حکایت؛ جایی برای شنیدن داستان‌ها و کشف لایه‌های پنهان آن‌ها. 📷 اینستاگرام: https://www.instagram.com/radiohekayat 📢 تلگرام: https://t.me/radiohekayat1403 💛 حمایت مالی: https://hamibash.com/Radiohekayat Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

  • رفقا شب بخیر، وقت داستان است… شماره‌ی دو هزار و ششصد و نود و دوم ۲ شهریور ۱۴۰۵ داستان: «#دایی_جان_ناپلئون» (قسمت بیست و هفتم) نویسنده: «#ایرج_پزشک_زاد» خوانش: «#مریم_حاجی_بنده»‌ موسیقی :«#پرویز_یاحقی #حسین_علیزاده #ایرج / #عهدیه (گذشته ها)» برای حمایت از ما به لینک حامی‌باش داستان شب مراجعه کنید :👇🏻 hamibash.com/dastaneshab ‌ #داستان_شب @dastaneshab Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

  • سخنرانی خانم صبا کوه‌بر در بیست و هفت‌امین کنفرانس سالانه انجمن ادب و هنر ایران؛ لندن - دسامبر سال ۲۰۲۵ میلادیمفهوم خلاقیت به توانائی پردازش ذهن و خروج از چارچوب‌های چه باید بکنم؟ چگونه باید باشم؟  قضاوت‌هایی که مفاهیم را خودمان در آن محدود می‌کنیم گرفتار می‌کنیم و از اجازه سیر افکار و اندیشه، خودمان را محروم می‌نماییم و در قالب‌های تکراری خودمان را گرفتار می‌کنیم. پس اولین قدم برای تقویت و پرورش این خلاقیت این هست که این دیوارها و قضاوت‌های ذهنی را کنار بگذاریم و اجازه سیر اندیشه به خودمان بدهیم.

  • 2691.جن‌نامه (قسمت بیست و دوم)

    داستان شب

    ⁨۱ شهریور ۱۴۰۵⁩ · ⁨۳۱ دقیقه⁩

    رفقا شب بخیر، وقت داستان است… شماره‌ی دو هزار و ششصد و نود و یکم ۱ شهریور ۱۴۰۵ داستان: «#جن_نامه» (قسمت بیست و دوم/مجلس سوم) نویسنده: «#هوشنگ_گلشیری» خوانش: «#هانیه_طهرانی» موسیقی :«#رضا_میرجلالی #مسعود_شعاری #کیهان_کلهر #هیوا_سیفی_زاده (سر راه برگشتنت)» برای حمایت از ما به لینک حامی‌باش داستان شب مراجعه کنید :👇🏻 hamibash.com/dastaneshab #داستان_شب @dastaneshab Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

  • دانلود اهنگ ها و کلی عکس و کلیپ جذاب دیگه در: کانال تلگرام

  • صد و چهل و دو - گفتگو با گل

    شعر کست | SherCast

    ⁨۳۰ مرداد ۱۴۰۵⁩ · ⁨۷ دقیقه⁩

    ‌مجیر بیلقانی ‌گل صبح دم از باد برآشفت و بریخت ‌با باد صبا حکایتی گفت و بریخت ‌بدعهدی عمر بین که گل در ده روز ‌سر بر زد و غنچه کرد و بشکفت و بریخت   ‌انوری ابیوردی ‌با گل گفتم شکوفه در خاک بخفت ‌گل دیده پر آب کرد از باران گفت ‌آری نتوان گرفت با گیتی جفت ‌بنمای گلی که ریختن را نشکفت ‌ ‌انوری ابیوردی با گل گفتم ابر چرا می‌گرید ماتم زده نیست بر کجا می‌گرید گل گفت اگر راست همی باید گفت بر عمر من و عهد شما می‌گرید   انوری ابیوردی با گل گفتم چون به چمن برگذریم چون از همه باغ آرزوی تو بریم گل گفت مرا چو نیک درمی‌نگریم از روی بقا برابر یکدیگریم     عبید زاکانی ای عبید این گل صد برگ بر اطراف چمن هیچ دانی که سحرگاه چرا می‌خندد با وجود گره غنچه و آن تنگ‌دلی حکمتی هست نه از باد هوا می‌خندد چون ثبات فلک و کار جهان می‌بیند بر بقای خود و بر غفلت ما می‌خندد   لینک های پادکست‌ ‌‌پادکست بوطیقا - قسمت سی و سوم ‌شبکه های اجتماعی : یوتوب بوطیقا | اینستاگرام بوطیقا | تلگرام بوطیقا | توییتر بوطیقا‌ حمایت مالی از پادکست: حامی باش | دارمت معرفی پادکست : ویرادیو تماس : BoutighaPodcast@Gmail.com   Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

  • 134- در قلب مخاطب | کوروش زَراَندوز

    AmiFar | امیرحسین فرزانه

    ⁨۳۰ مرداد ۱۴۰۵⁩ · ⁨۱ ساعت و ۵ دقیقه⁩

    چطوری یک آدم می‌تونه این‌قدر توی دل مردم جا پیدا کنه؟ در این قسمت از امیفر میزبان کوروش زراندوز هستیم؛ یوتیوبر و موزیسینی که مسیر متفاوتی را از موسیقی و گیتار شروع کرد و در نهایت به یکی از چهره‌های شناخته‌شده یوتیوب فارسی تبدیل شد️ از اولین روزهای یوتوب و داستان تبدیل کردنش به یک کسب‌وکار، تا مهاجرت، دلتنگی برای ایران، مسئولیت اجتماعی و همکاری با یوتوب کانادا؛ از «خودت باش!» تا داستان کومان و راز همیشه در اوج ماندن... اما شاید جذاب‌ترین بخش این گفتگو، خودِ کوروش باشد؛ آدمی که به گفته امیرحسین، فقط یوتوبر نیست و چیزی در شخصیتش هست که باعث شده این‌قدر در دل مخاطب‌هایش جا باز کند  این قسمت را ببینید و بشنوید؛ شاید شما هم چیزی از مسیر خودتان را در داستان کوروش پیدا کنید صفحه اینستاگرام حامی این اپیزود: https://instagram.com/hmwatches.ae صفحه اینستاگرام کوروش زراندوز: https://instagram.com/kourosh.zz صفحه اینستاگرام پادکست امیفر: https://instagram.com/amifarpodcast صفحه اینستاگرام امیرحسین فرزانه: https://instagram.com/amifar.me کانال یوتیوب پادکست امیفر: https://youtube.com/@amirhosseinfarzaneh

  • پایان بحران - مری بولتی

    Radio Hekayat | رادیو حکایت

    ⁨۳۰ مرداد ۱۴۰۵⁩ · ⁨۴۸ دقیقه⁩

    وقتی یک جامعه با بحران اقتصادی روبه‌رو می‌شود، این بحران فقط در آمار و کتاب‌های تاریخ دیده نمی‌شود؛ زندگی آدم‌های معمولی را هم زیرورو می‌کند. در این قسمت از رادیو حکایت، سراغ داستان کوتاه «پایان بحران» نوشته‌ی مری بولتی می‌رویم؛ داستانی که در پس‌زمینه‌ی سال‌های رکود بزرگ آمریکا روایت می‌شود و تصویری انسانی از زندگی آدم‌هایی ارائه می‌دهد که با دشواری‌های اقتصادی و اجتماعی آن دوران دست‌وپنجه نرم می‌کنند. رکود بزرگ آمریکا یکی از مهم‌ترین بحران‌های اقتصادی قرن بیستم بود، اما این داستان به جای پرداختن مستقیم به تاریخ و سیاست، تأثیر آن دوران را از زاویه‌ی زندگی روزمره‌ی انسان‌ها دنبال می‌کند؛ جایی که بحران اقتصادی در کوچک‌ترین انتخاب‌ها، نگرانی‌ها، روابط و امیدهای آدم‌ها خودش را نشان می‌دهد. «پایان بحران» با نگاهی ساده و صمیمی، درباره‌ی انسان‌هایی است که در شرایط سخت تلاش می‌کنند زندگی خودشان را ادامه دهند. در این داستان، امید و زیبایی‌های کوچک زندگی در کنار فقر، بحران و دشواری‌های اجتماعی قرار می‌گیرند. این داستان را با ترجمه‌ی حسن شهباز می‌شنویم؛ مترجمی که آثار متعددی از ادبیات جهان را به فارسی برگردانده است. در این اپیزود، ابتدا با مری بولتی و فضای تاریخی داستان آشنا می‌شویم، سپس «پایان بحران» را می‌شنویم و در ادامه درباره‌ی تأثیر بحران اقتصادی بر زندگی انسان‌ها و لایه‌های انسانی داستان صحبت می‌کنیم. 🎧 در این اپیزود می‌شنوید: • داستان کوتاه «پایان بحران» از مری بولتی • معرفی مری بولتی و فضای داستان • آشنایی با دوران رکود بزرگ آمریکا • نگاهی به تأثیر بحران اقتصادی بر زندگی مردم • بررسی زندگی آدم‌های معمولی در شرایط دشوار • تحلیل مفاهیم امید، انسانیت و زندگی روزمره • نگاهی به فضای اجتماعی و تاریخی داستان • معرفی ترجمه‌ی حسن شهباز • بررسی لایه‌های انسانی و تأمل‌برانگیز داستان اگر به داستان کوتاه، ادبیات آمریکا، داستان‌های اجتماعی، ادبیات قرن بیستم، داستان‌های تاریخی، بحران‌های اقتصادی و روایت‌های انسانی از زندگی مردم علاقه دارید، این قسمت از رادیو حکایت را از دست ندهید. 🎙️ رادیو حکایت؛ جایی برای شنیدن داستان‌ها و کشف لایه‌های پنهان آن‌ها. 📷 اینستاگرام: https://www.instagram.com/radiohekayat 📢 تلگرام: https://t.me/radiohekayat1403 💛 حمایت مالی: https://hamibash.com/Radiohekayat Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.