فخرالدین مزراعی | شرمنده ز عمر | صدای علیاکبر یاغیتبار
شعر با صدای شاعرSchahrouz Kabiri
۲۷ شهریور ۱۴۰۵ · ۵ دقیقه
▨ نام شعر: شرمنده ز عمر ▨ شاعر: فخرالدین مزارعی ▨ با صدای: علیاکبر یاغیتبار ____________ نیست آسان به چنین ورطه دوامآوردن توسنِ معرکه در زیر لگام آوردن بام را بردن در لعنت و دشنام به شام شام، پردغدغه در بیم به بام آوردن شیرِ نر بودن و در جلدِ خر ماده شدن تن به بیغیرتیِ خاصِ عوام آوردن عصب کوفته را داده به تاراجِ غضب آنچنانترکُنِ شورنده بهجامآوردن در گریز از خود و از خیل امیرانِ کلام رو به همصحبتیِ شُربِ مدام آوردن زنبهمزدی بشد افسانه و، اکنون هنر است مزهی باده برِ فاسقِ مام آوردن صبح بیرونزدن از خانه چُنان ببر و به شام خونچکان لاشهی زخمین به کنام آوردن خوک را گر به لطافت بتوان شبپره کرد پختگی را نتوان در دلِ خام آوردن خلق را دیدن در قیدِ قعودی جاوید لیک در قافیه ترسان ز قیام آوردن تیغ بر نای و هراسان سرِ تسلیم فرود به رجزخوانیِ هر تخم حرام آوردن نتوانستن بیوسوسهی هول و هراس به شب از اینهمه، یک روز تمام آوردن ترس را دادن در قعرِ رگ و ریشه رسوب خوف با مایهی تمکین به قوام آوردن روز و شب بر سر این فاجعه شرمنده ز عمر مهر و مه را به تماشا لب بام آوردن نه کرامات، قرمساقی و بیغیرتی است اینهمه دیدن و اینگونه دوام آوردن آبروریزی ارباب سخن دیدن و سخت خاک بر فرقِ امیرانِ کلام آوردن ▨ فخرالدین مزارعی Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
شنیدن در اپل پادکست ↗