هنر
Arts
۱٬۱۰۷ قسمت

بگو، بخند، بگو و بخند! بگیر، ببند، بگیر و ببند! پاشو، برو، کجا برم؟! جایی رو ندارم که برم. کسی رو هم ندارم که بگم: «من اومدم.» «من آمدم» از آن واژههای غریب است؛ به ارث پدری میماند؛ غریب برای او که سهمی ندارد. برای کسی هم که منتظرِ جواب نمیشود، «من آمدم» خودِ خانهٔ امن است. مثل سفرهٔ غذایی که تا تو نیایی، پهن نمیشود. یادم نیست گفتم «من آمدم» یا نه؛ فقط خاطرم هست دویدم تو، به اشتیاقِ آغوش و بوی آشنا. مثل انتظار مشتری دایمی از کافهدار برای همان قهوهٔ همیشگیاش، و عاشقی منتظر در خانهای محقر و کاهگلی، با سقفی از تیرهای چوبی و دیوارهای سفید گچی. برای پخت یک نان خوشمزه، مگر چیزی جز مقداری آرد و آب و کمی نمک لازم است؟ او رفت، بیآنکه منتظری داشته باشد؛ با دلی پر و چشمانی تر. ترس؟! برای او که چیزی ندارد، تنها داراییاش سهم ترسیست که ندارد. آری، رفت. چه شد، سؤالِ ما نیست. سؤالِ ما بیش از اینهاست: «داشتنِ سهم کوچکی از زندگی!»

------------------------------------------------------------------ در خانهٔ غم بودن، از همت دون باشد. و اندر دل دونهمت، اسرار تو چون باشد؟ بر هر چه همی لرزی، میدان که همان ارزی. زین روی دل عاشق از عرش فزون باشد. آن را که شفا دانی، درد تو از آن باشد. وان را که وفا خوانی، آن مکر و فسون باشد. آن جای که عشق آمد، جان را چه محل باشد؟ هر عقل کجا پرد، آن جا که جنون باشد. سیمرغ دل عاشق، در دام کجا گنجد؟ پرواز چنین مرغی، از کون برون باشد. بر گرد خسان گردد چون چرخ دل تاری. آن دل که چنین گردد، او را چه سکون باشد؟ جام می موسی کش، شمس الحق تبریزی. تا آب شود پیشت، هر نیل که خون باشد.

▨ نام شعر: آذربایجان ▨ شاعر: استاد شهریار ▨ با صدای: استاد شهریار ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پر میزند مرغ ِ دلم با یاد آذربایجان خوشباد وقت ِ مردم ِ آزاد آذربایجان دیریست دور از دامن ِ مهرش مرا افسرده دل باز ای عزیزان زندهام با یاد آذربایجان آزادی ایران ز تو، آبادی ایران ز تو آزاد باش ای خطّهی آباد آذربایجان تا باشد آذربایجان، پیوند ِایران است و بس این گفت با صوتی رسا؛ فریاد ِ آذربایجان در بیستون ِ انقلاب، از شور ِ شیرین ِ وطن بس تیشه بر سر کوفته، فرهاد ِ آذربایجان در مکتب ِ عشق ِ وطن، جانباختن آموخته یارب که بودست از ازل استاد آذربایجان؟ شمشاد ِ ری را تا بُوَد آزادی از جلاد ِ دی در خاک و خون غلتیده بس شمشاد آذربایجان آوخ که نیرنگ ِعدو، با دست ِ ناپاک ِ خودی بگسیخت طوق ِ طاعت از اکراد آذربایجان اشک ارومی بین که با، خون دل سلماس و خوی دریا شد و برمیکَنَد بنیاد ِآذربایجان ضحاکیان ِمرکزی بیرون برند از حد ستم تا سر برآرد کاوهی حداد ِآذربایجان خون شد دل ِ آزادگان یارب پس از چندین ستم کام ستمگر میدهی؛ یا داد ِ آذربایجان؟ جان داده آذربایجان امداد ِ ایران را و، نیست ایرانمداران را سَر ِ امداد ِآذربایجان تا چند در هر بوم و بر آوارهاید و دربهدر دستی به هم ای نامور اولاد آذربایجان از آتش ِ پاشیدگی تا چند خاکسترنشین آباد باید خانهی بر باد ِ آذربایجان بر زخم آذرباییان هان شهریارا مرهمی تا شاد گردانی دل ِ ناشاد ِ آذربایجان ▨ سیّد محمّدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار

6 - قرار ما، لارناکا، نوشته آذر محلوجیان
کتاب صوتی ناصر زراعتی - Ketab soti۱۱ مهر ۱۴۰۵ · ۱۰ دقیقه
6 - قرار ما، لارناکا، نوشته آذر محلوجیان با صدای ناصر زراعتی

مرگ ایوان ایلیچ_بخش دهم نویسنده: لئو تولستوی ترجمه: سروش حبیبی کتابخوان: ویدا در این بخش قسمت 11و 12 مرگ ایوان ایلیچ و براتون می خوانم. لینک حمایت مالی ارزی https://hamibash.com/Ketab_ghese_ba_vida لینک حمایت ریالی https://daramet.com/Vidaread

♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️ از اونجایی که مجموعه ((کتاب صوتی با شی لا)) کتاب های صوتی را رایگان در اختیار شنونده های عزیز قرار میدهد حمایت شما میتواند در عمر طولانی تر این امر موثر باشد. شما میتوانید با هر مبلغی که مد نظرتون هست تیم ما رو حمایت کنید. 6104337840931446 امیدواریم بتوانیم رضایت خاطر دوستان را فراهم کنیم. 💟

رفقا شب بخیر، وقت داستان است… شمارهی دو هزار و هفتصد و چهاردهم ۱۰ مهر ۱۴۰۴ داستان: «#درخت_انجیر_معابد» (قسمت شصتم) (فصل دوم کتاب) نویسنده: «#احمد_محمود» خوانش: «#آناهیتا_دلدار» موسیقی :«#حسین_بهروزی_نیا #ناصر_شمه #مهرپویا .#مهدی_ساکی #گیتی_پاشایی (گل مریم )» برای حمایت از ما به لینک حامیباش داستان شب مراجعه کنید :👇🏻 hamibash.com/dastaneshab #داستان_شب @dastaneshab Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

آیا ممکن است آدمی آنقدر با نگاه و قضاوت دیگران زندگی کند که کمکم خودش هم خودش را از چشم دیگران ببیند؟ در این قسمت از رادیو حکایت، سراغ یکی از داستانهای کوتاه و تأملبرانگیز صادق هدایت میرویم: «داود گوژپشت»؛ داستانی دربارهی تنهایی، طردشدن، قضاوت اجتماعی و زخمی که نگاه دیگران میتواند روی زندگی یک آدم به جا بگذارد. پیش از روایت داستان، کمی با صادق هدایت، زندگی و جهان داستانی او آشنا میشیم و دربارهی فضای اجتماعی و ادبی «داود گوژپشت» صحبت میکنیم. بعد داستان رو با هم میشنویم و در ادامه، نگاهی داریم به شخصیت داود، رابطهی او با جامعه، نقش ظاهر و «نگاه دیگری» در سرنوشت او و همچنین جایگاه سگ در داستان. در انتهای این اپیزود بخشی از آواز ابوعطای استاد بنان رو که در اواسط داستان زیر صدا شنیدید براتون گذاشتم که بشنوید و لذت ببرید. دیالوگ های نقش زیبنده توسط همسرم بهاره گفته شدن. 🎧 در این اپیزود میشنوید: • معرفی کوتاه صادق هدایت و جهان داستانی او • آشنایی با فضای داستان «داود گوژپشت» • روایت کامل داستان «داود گوژپشت» • بررسی شخصیت داود و تجربهی تنهایی و طردشدن او • نگاهی به مفهوم ظاهر، قضاوت و داغ اجتماعی • بررسی رابطهی داود با جامعه و تأثیر نگاه دیگران بر شخصیت او • بررسی نقش سگ و ارتباط آن با تنهایی داود • نگاهی به رابطهی داود و زیبنده و معنای این مواجهه • بررسی پایان تلخ و تأثیرگذار داستان • و در نهایت، نگاهی به این پرسش که وقتی یک انسان سالها طرد و تحقیر میشود، این تجربه چه تغییری در نگاه او به خودش و دیگران ایجاد میکند؟ اگر به داستانهای صادق هدایت، ادبیات معاصر ایران، داستانهای اجتماعی و روانشناختی و روایتهایی دربارهی تنهایی، قضاوت و روابط انسانی علاقه دارید، این قسمت از رادیو حکایت رو از دست ندید. 🎧 امیدوارم از شنیدن «داود گوژپشت» لذت ببرید. اگر بعد از شنیدن داستان برداشت یا نظری داشتید، خوشحال میشم با من به اشتراک بذارید. 📷 اینستاگرام: https://www.instagram.com/radiohekayat 📢 تلگرام: https://t.me/radiohekayat1403 💛 حمایت مالی: https://hamibash.com/Radiohekayat Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

امشب در جامجهاننما: اعزام یک ناوگروه تازه آمریکا به خاورمیانه؛ در حالی که میانجیها همچنان برای یافتن راهی برای پایان جنگ تلاش میکنند. رئیسجمهوری آمریکا از یک سو میگوید ایران آماده تسلیم است و از سوی دیگر میگوید نمیداند در ایران با چه کسی باید گفتوگو کند. چه چیزی مانع پایان جنگ است؟ این پرسش را با مهمانان برنامه در میان میگذاریم. همزمان، تلاش خونین حوثیها برای تصرف سومین شهر بزرگ یمن ادامه دارد؛ دستکم ۸۰ نفر در درگیری میان نیروهای مورد حمایت ایران و عربستان کشته شدهاند. و در ایران، انتقاد صداوسیما و کیهان از بازگشت برخی هنرمندان به کشور؛ تندروها خواهان محاکمه و اظهار پشیمانی آنها هستند. میپرسیم: رنسانس فرهنگی که از آن سخن گفته میشد، چه شد؟

5 - قرار ما، لارناکا، نوشته آذر محلوجیان
کتاب صوتی ناصر زراعتی - Ketab soti۱۰ مهر ۱۴۰۵ · ۱۵ دقیقه
5 - قرار ما، لارناکا، نوشته آذر محلوجیان با صدای ناصر زراعتی

▨ نام شعر: میعاد در لجن ▨ شاعر: نصرت رحمانی ▨ با صدای: نصرت رحمانی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــــــ رقصید پر زد، رمید از سرِ انگشتِ او پرید [سکه] گفتم: خط پروانهی مسین پرواز کرد چرخید، چرخید پرپر زنان چکید؛ کفِ جویِ پُر لجن. تابید، سوخت فضا را نگاهها بر هم رسید در هم خزید در سینه عشقهای سوخته فریاد میکشید: ـ ای یأس، ای امید! آسیمهسر بهسوی «سکه» تاختیم از مرز هست و نیست تا جوی پُر لجن با هم شتافتیم آنگه نگاه را به تنِ سکه بافتیم. پروانهٔ مسین آیینهوار! بر پا نشسته بود در پهنهٔ لجن! و هر دو روی آن خط بود خطی بهسوی پوچ، خطی به مرز هیچ اندوه لِرد بست در قلبوارهاش و خنده را شیار لبانش مکید و گفت: پس… آه، نقش شیر!؟ رویید اشک خاموش گشت. گفتم: کُنام شیر لجنزار نیست، نیست! خط است و خال گذرگاهِ کرمها اینجا نه کشتگاه عشق و غرور است میعادگاه زشتی و پستیست. از هم گریختیم بر خط سرنوشت خونآبه ریختیم. ما هر دو باختیم ما هر دو باختیم. ▨ نصرت رحمانی از دفتر شعر »میعاد در لجن» منتشر شده به سال ۱۳۳۵ Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

رفقا شب بخیر، وقت داستان است… شمارهی دو هزار و هفتصد و سیزدهم ۸ مهر ۱۴۰۵ داستان: «#دن_کیشوت» (قسمت هجدهم) نویسنده: «#میگل_سروانتس» صداپیشه: «#رضا_ریحانی» موسیقی : «اسکات باکلی/ ژان توبا» برای حمایت از ما به لینک حامیباش داستان شب مراجعه کنید :👇🏻 hamibash.com/dastaneshab #داستان_شب @dastaneshab Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

تاریخ ضبط: هفته چهارم شهریور ماه ۱۴۰۵ یکی از لذتهای پنهان برای هر آدمی که هیچ وقت شاید دلش نخواد راجع بهش صحبت کنه، دقیقاً همون جاهاییه که جامعه دورش خط قرمز کشیده. اما توی این اپیزود شاید بتونیم بالاخره از این ناگفتهها بگیم و خودمون و بدنمون رو بیشتر بشناسیم... توی این اپیزود هم میزبان یک روانشناس هستیم و هم یک سکستراپیست اسپانسر این اپیزود: پلتفرم خدمات مشاوره و روانشناختی آنلاین «همره»: کارشناس مهمان: فاطمه خاتمی نسب کارشناس مهمان: بهرنگ عجم اگر مایل هستید اسپانسر پادکست ناجی باشید، لطفا ایمیل بزنید: Naaji.info@gmail.com صفحهی اینستاگرام ناجی تنها کانال تلگرام پادکست ناجی Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

مرگ ایوان ایلیچ نویسنده:لئو تولستوی ترجمه:سروش حبیبی کتابخوان: ویدا در این بخش قسمت 9 و10 مرگ ایوان ایلیچ و براتون می خونم. لینک حمایت مالی ارزی https://hamibash.com/Ketab_ghese_ba_vida لینک حمایت ریالی https://daramet.com/Vidaread

♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️ از اونجایی که مجموعه ((کتاب صوتی با شی لا)) کتاب های صوتی را رایگان در اختیار شنونده های عزیز قرار میدهد حمایت شما میتواند در عمر طولانی تر این امر موثر باشد. شما میتوانید با هر مبلغی که مد نظرتون هست تیم ما رو حمایت کنید. 6104337840931446 امیدواریم بتوانیم رضایت خاطر دوستان را فراهم کنیم. 💟

این دومین فیلم از مجموعهٔ «نسلِ زدِ موزیسین ایرانی» هست که به تهیهکنندگی «راه گوش» تولید و منتشر میشه: گفتگو با علی انصاریفرد (ویولننواز) و رامتین وقاری (کلارینتنواز) این گفتگو آذر ۱۴٠۳ انجام شده و اون موقع علی و رامتین سال آخر هنرستان موسیقی تهران بودند. این دو تا موزیسینِ نسل زِدیِ، توی این ویدیو نظراتشون رو در مورد مهاجرت، موسیقی کلاسیک، وضعیت آموزش موسیقی در ایران و بطور ویژه در هنرستان میگن... ------------------------------ لینک حمایت مالی از پادکست راهگوش حمایت مالی با رمز ارز ------------------------------ کانال یوتیوب راهگوش اینستاگرام راهگوش کانال تلگرام راهگوش ----------------------------- :مدیر رسانه سعید یعقوبیان :مدیر اجرایی کیانوش معتمدیان Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

🔅قسمت ویژه بهبهانهی بزرگداشت #شمس_تبریزی و #مولانا، ۷ و ۸ مهرماه ۱۴۰۵ بهروایت: محسن بوالحسنی منابع این قسمت: مشهورتر از خورشید/ شمس تبریزی: محمدعلی موحد / مناقبالعارفین: افلاکی/ شرح زندگی مولانا: بدیعالزمان فروزانفر/ پلهپله تا ملاقات خدا و... در #پادکست_خرقه بشنوید: کستباکس | یوتیوب | اپلپادکست | اسپاتیفای | شنیدن بدون نیاز به فیلترشکن اگر دوست داشتید از خرقه #حمایت کنید: https://donito.me/khergheh

خارج شدن شاه بیمار از شهر لندن و مهمون شدنش به عمارت یکی از بزرگان بریتانیا. در این گفتار شاه از شطرنج بازی کردنش بهمون میگه و از بدمستی یکی از همراهاش. یه دیدار هم داره با کسی که شاه رو یاد ماجرای جدا شدن افغانستان از ایران میندازه. نگاره از بازدید شاه از عمارت هتفیلد در صفحه اینستاگرام: https://www.instagram.com/reel/Dd1Xlc-SDSV/?stkn=MXExYXB6bWNqM2dweA==

«ازدواج حسابگرانه» از میخاییل زوشنکو، یکی از داستانهای طنز و درخشان ادبیات روسیه است؛ داستانی با زبان ساده و لحنی شوخطبع که از خلال ماجرایی ظاهراً معمولی، به رابطه میان عشق، منفعت و مناسبات اجتماعی میپردازد. زوشنکو در این داستان، آدمهایی را به تصویر میکشد که حتی برای ازدواج هم با منطق حسابوکتاب و سود و زیان تصمیم میگیرند. موقعیتهای کمیک داستان، از همین نگاه اقتصادی به یکی از عاطفیترین تصمیمهای زندگی شکل میگیرند؛ جایی که موقعیت اجتماعی، پول و منفعت، گاهی از خودِ عشق مهمتر میشوند. اما پشت این طنز ساده و شیرین، نقدی جدی به روابط انسانی و مناسبات اجتماعی پنهان شده است؛ نقدی که با گذشت نزدیک به یک قرن، همچنان آشنا و قابل لمس به نظر میرسد. «ازدواج حسابگرانه» داستان آدمهایی است که میخواهند حتی عشق را هم حساب کنند؛ و شاید یادآوری طنزآمیزی باشد از اینکه وقتی عشق به معامله تبدیل میشود، چیزی از انسانیت در این میان جا میماند. 📷 اینستاگرام: https://www.instagram.com/radiohekayat 📢 تلگرام: https://t.me/radiohekayat1403 💛 حمایت مالی: https://hamibash.com/Radiohekayat Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

اثر پروانهای (۹۸) - بهرنگ صمدزادگان | چطور فیلمها و نقاشیها را بهتر بفهمیم؟
پادکست اثر پروانهای۶ مهر ۱۴۰۵ · ۱ ساعت و ۵۰ دقیقه
چطور فیلمها و نقاشیها را بهتر بفهمیم؟ بهرنگ صمدزادگان، مهمان قسمت ۹۸ام پادکست اثر پروانهای 🦋 در این گفتوگوی جذاب از مسیر نقاش شدن، نزدیک شدن به فیلم و سریالها و کتابها از دریچهی هنر و دنیای تجسمی صحبت کردهایم. حامی این قسمت: لوما استادی @sangak404 این اپیزود را میتوانید در کانال یوتیوب و آپارات پادکست اثر پروانهای ببینید 📺 نسخهی صوتی اثر پروانهای را در کانال تلگرام ما دنبال کنید 🎧 #پادکست_فارسی #اثر_پروانه_ای #امین_محمدی #بهرنگ_صمدزادگان #نقاشی