→ بازگشت به فهرست قسمت‌ها

آش سرکه

روهین کودک

Roohin Group

⁨۲۲ آبان ۱۴۰۴⁩ · ⁨۹ دقیقه⁩

«دلم آش سرکه می‌خواد!» 🍲 ارسلان شکمو برای پیدا کردن سرکه، یک گروه عجیب و غریب جمع می‌کنه: یه گربه، یه کلاغ و یه میخ! 🐱🐦📌 اما وقتی به خونه‌ی بی‌بی نسا می‌رسن و می‌بینن در بازه، به جای اجازه گرفتن، نقشه‌ی دیگه‌ای می‌کشن! داستانی درباره‌ی یک کار اشتباه، یه عذرخواهی بزرگ و آشی که اولش اصلاً خوشمزه نبود! 💡 در قصه آش سرکه یاد می‌گیریم 💡 🌱 یاد می‌گیریم که برای برداشتن وسایل دیگران، باید حتماً اجازه بگیریم. 🌱 می‌آموزیم که نباید بدون اجازه وارد خانه یا اتاق کسی شویم، حتی اگر در آن باز باشد. 🌱 به یاد داشته باشیم که برداشتن چیزی بدون اجازه، کار بسیار اشتباهی است. 🌱 یاد می‌گیریم که برای رسیدن به خواسته‌هایمان، نباید دیگران را اذیت کنیم یا بترسانیم. 🌱 می‌آموزیم که اگر کار اشتباهی کردیم، باید شجاعت داشته باشیم و معذرت‌خواهی کنیم. 🌱 به یاد داشته باشیم که بخشیدن کسی که از کارش پشیمان شده، کار بسیار خوبی است. 👇🏻دعوت از شما 👇🏻 اگر اين قصه را دوست داشتيد، لطفاً پادكست «روهين كودک» را در كست‌باكس، اپل‌پادکست، اسپاتيفاى يا هر اپلیکیشنی كه ما را می‌شنويد، دنبال (Subscribe/Follow) كنيد. امتياز دادن (⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️) شما به ما کمک می‌کند تا بچه‌هاى بيشترى اين قصه هاى شب را بشنوند.

داستانپیشنهاد خودکار۰کودک و خانوادهپیشنهاد خودکار۰
شنیدن در اپل پادکست ↗