سفر یعقوب به بینالنهرین: آغاز راهِ سرنوشت / فصل بیست و هشتم
انجیل و عرفانErfan Kianoor
۳ فروردین ۱۴۰۵ · ۴ دقیقه
اسحاق یعقوب را به خانهٔ پدربزرگش در بینالنهرین نزد لابان فرستاد تا با یکی از دختران خانواده ازدواج کند و از او خواست از زنان کنعانی دوری کند تا برکت الهی شامل نسلش باشد. در راه، یعقوب در بیتئیل خوابی دید که پلهای میان زمین و آسمان بود و خداوند به او وعدهٔ زمین، نسل فراوان و همراهی همیشگی داد. یعقوب ستون یادبودی برپا کرد، عهدی با خدا بست و به سفرش ادامه داد تا سرنوشت وعدههای الهی تحقق یابد.
برای افزودن برچسب وارد شوید