→ بازگشت به جست‌وجو

انجیل و عرفان

Erfan Kianoor

Christianity، Religion & Spirituality

۵۱ قسمت

شنیدن در اپل پادکست ↗

تازه‌ترین قسمت‌ها

  • وصیت، برکات و پیشگویی یعقوب / فصل چهل و نهم

    ⁨۸ شهریور ۱۴۰۵⁩ · ⁨۶ دقیقه⁩

    در این اپیزود از پادکست انجیل و عرفان، یعقوب در واپسین روزهای زندگی خود، دوازده پسرش را گرد هم می‌آورد تا درباره آینده هر یک از آن‌ها سخن بگوید. این سخنان فقط یک خداحافظی خانوادگی نیست؛ در میان برکت‌ها، هشدارها و پیشگویی‌ها، سرنوشت نسل‌هایی شکل می‌گیرد که بعدها قبایل اسرائیل را تشکیل خواهند داد. بعضی از پسران با پیامد انتخاب‌های گذشته خود روبه‌رو می‌شوند و برخی دیگر وعده‌هایی دریافت می‌کنند که اهمیت آن‌ها بسیار فراتر از زندگی شخصی‌شان است. در میان همه این سخنان، جایگاه یهودا برجسته می‌شود؛ جایی که یعقوب از قدرت، پادشاهی و آینده‌ای سخن می‌گوید که بعدها معنایی بسیار بزرگ‌تر پیدا می‌کند. روایتی درباره برکت یعقوب بر دوازده پسر، قبایل اسرائیل، پیشگویی درباره یهودا، سرنوشت فرزندان یعقوب و آخرین سخنان اسرائیل پیش از مرگ. برکت دوازده پسر یعقوب | پیشگویی یهودا | قبایل اسرائیل | پیدایش ۴۹ | کتاب پیدایش | عهد عتیق #یعقوب #یوسف #یهودا #دوازده_قبیله_اسرائیل #پیدایش۴۹ #کتاب_پیدایش #کتاب_مقدس #پادکست_مسیحی #پادکست_فارسی #عهد_عتیق

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • دعای یعقوب برای افراییم و منسی / فصل چهل و هشتم

    ⁨۷ شهریور ۱۴۰۵⁩ · ⁨۵ دقیقه⁩

    در این اپیزود، یوسف دو پسرش، مَنَسّی و افرایم را نزد یعقوب می‌آورد تا از پدربزرگ خود برکت بگیرند. اما در لحظه‌ای غیرمنتظره، یعقوب دست‌هایش را به شکل ضربدری روی سر آن‌ها می‌گذارد و برکت بزرگ‌تر را به افرایم، پسر کوچک‌تر، می‌دهد. یوسف تلاش می‌کند دست پدرش را جابه‌جا کند، اما یعقوب می‌داند چه می‌کند. چرا این بار نیز در داستان پیدایش، جایگاه نخست‌زادگی آن‌گونه که انتظار می‌رود پیش نمی‌رود؟ و این برکت چه نقشی در آینده قوم اسرائیل خواهد داشت؟   روایتی درباره برکت یعقوب بر افرایم و منسی، پسران یوسف، نخست‌زادگی، وعده خدا و انتقال برکت به نسل بعد.   یعقوب و پسران یوسف | برکت افرایم و منسی | پیدایش ۴۸ | داستان یوسف | کتاب پیدایش | عهد عتیق   #یعقوب #یوسف #افرایم #منسی #پیدایش۴۸ #کتاب_پیدایش #داستان_یوسف #کتاب_مقدس #پادکست_مسیحی #پادکست_فارسی

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • یوسف و اقامت خانواده او در مصر / فصل چهل و هفتم

    ⁨۵ شهریور ۱۴۰۵⁩ · ⁨۷ دقیقه⁩

    یعقوب و خانواده‌اش سرانجام در مصر مستقر می‌شوند و زندگی تازه‌ای را در سرزمین جوشن آغاز می‌کنند. یوسف پدرش را نزد فرعون می‌برد؛ جایی که یعقوب، با وجود سال‌های سخت و پررنج زندگی‌اش، فرعون را برکت می‌دهد. در همین زمان، قحطی مصر شدیدتر می‌شود و یوسف باید برای نجات مردم و مدیریت بحران، تصمیم‌هایی بزرگ و سرنوشت‌ساز بگیرد. اما در میان این تغییرات، یعقوب یک خواسته مهم از یوسف دارد؛ خواسته‌ای که نشان می‌دهد قلب او هنوز به سرزمینی بسته است که خدا وعده داده بود. روایتی درباره یعقوب و فرعون، زندگی در سرزمین جوشن، قحطی مصر، مدیریت یوسف، برکت یعقوب و وعده سرزمین کنعان. یعقوب در مصر | یوسف و فرعون | سرزمین جوشن | قحطی مصر | پیدایش ۴۷ | داستان یوسف | کتاب پیدایش #یوسف #یعقوب #فرعون #جوشن #قحطی_مصر #پیدایش۴۷ #کتاب_پیدایش #داستان_یوسف #کتاب_مقدس #پادکست_مسیحی #پادکست_فارسی

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • دیدار دوباره یعقوب و یوسف / فصل چهل و ششم

    ⁨۴ شهریور ۱۴۰۵⁩ · ⁨۶ دقیقه⁩

    در این اپیزود، یعقوب در سال‌های پایانی زندگی خود تصمیمی بزرگ می‌گیرد: ترک سرزمین کنعان و حرکت به سوی مصر. پیش از این سفر، خدا در بئرشبع با او سخن می‌گوید و به او اطمینان می‌دهد که از رفتن به مصر نترسد؛ زیرا همان‌جا نسل او به قومی بزرگ تبدیل خواهد شد. اما احساسی‌ترین لحظه زمانی فرا می‌رسد که یعقوب و یوسف پس از سال‌ها جدایی دوباره یکدیگر را می‌بینند. پدری که سال‌ها تصور می‌کرد پسرش مرده است، اکنون او را زنده و در جایگاهی بلند در مصر می‌بیند. این بخش از داستان، روایتی از اعتماد به وعده خدا، مهاجرت خاندان یعقوب به مصر، سرزمین جوشن و دیدار دوباره یوسف و پدرش است. یعقوب به مصر می‌رود | دیدار یوسف و یعقوب | مهاجرت بنی‌اسرائیل به مصر | پیدایش ۴۶ | داستان یوسف | کتاب پیدایش #یوسف #یعقوب #مصر #جوشن #پیدایش۴۶ #کتاب_پیدایش #داستان_یوسف #کتاب_مقدس #پادکست_مسیحی #پادکست_فارسی

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • فاش‌شدن راز یوسف / فصل چهل و پنجم

    ⁨۳ شهریور ۱۴۰۵⁩ · ⁨۶ دقیقه⁩

    در این اپیزود، یکی از احساسی‌ترین لحظات داستان یوسف رقم می‌خورد؛ لحظه‌ای که او دیگر نمی‌تواند هویت خود را پنهان کند. یوسف در برابر برادرانی که سال‌ها پیش او را فروخته بودند، خود را آشکار می‌کند. ترس و شرمندگی برادران با اشک، بخشش و سخنانی روبه‌رو می‌شود که همه‌چیز را تغییر می‌دهد: آنچه انسان‌ها برای بدی قصد کرده بودند، خدا در مسیری بزرگ‌تر به کار گرفته بود. حالا زمان آن رسیده که یعقوب بداند پسرش هنوز زنده است و تمام خانواده برای شروع فصلی تازه راهی مصر شوند. روایتی درباره آشکار شدن هویت یوسف، بخشش برادران، ملاقات دوباره خانواده، مشیت خدا و تبدیل رنج به نجات.   یوسف خود را به برادرانش معرفی می‌کند | بخشش یوسف | یوسف و برادرانش | یعقوب به مصر می‌آید | پیدایش ۴۵ | کتاب پیدایش | عهد عتیق #یوسف #برادران_یوسف #بخشش #یعقوب #پیدایش۴۵ #کتاب_پیدایش #داستان_یوسف #کتاب_مقدس #پادکست_مسیحی #پادکست_فارسی

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • جام گمشده و فداکاری یهودا / فصل چهل و چهارم

    ⁨۲ شهریور ۱۴۰۵⁩ · ⁨۶ دقیقه⁩

    در این اپیزود، ماجرای یوسف و برادرانش به یکی از پرتنش‌ترین لحظات خود می‌رسد. برادران پس از دریافت غله، مصر را ترک می‌کنند؛ اما هنوز از شهر دور نشده‌اند که خدمتکار یوسف به آن‌ها می‌رسد و جام نقره‌ای یوسف را جست‌وجو می‌کند. جام در کیسه بنیامین پیدا می‌شود و ترس همه را فرا می‌گیرد. آیا بنیامین باید در مصر بماند؟ آیا برادران این بار هم یکی از اعضای خانواده را رها خواهند کرد؟ و چرا یهودا حاضر می‌شود خودش را به جای بنیامین فدا کند؟ روایتی درباره جام نقره‌ای یوسف، بنیامین، آزمایش برادران، وفاداری یهودا، عذاب وجدان و تغییر قلب؛ نقطه‌ای حساس در داستانی که به آشکار شدن حقیقت نزدیک می‌شود.   داستان یوسف و برادرانش | جام نقره‌ای در کیسه بنیامین | یهودا و بنیامین | پیدایش ۴۴ | کتاب پیدایش | عهد عتیق   #یوسف #بنیامین #یهودا #جام_نقره‌ای #برادران_یوسف #پیدایش۴۴ #کتاب_پیدایش #داستان_یوسف #کتاب_مقدس #پادکست_مسیحی #پادکست_فارسی

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • بازگشت پرتنش برادران یوسف / فصل چهل و سوم

    ⁨۱ شهریور ۱۴۰۵⁩ · ⁨۷ دقیقه⁩

    در این اپیزود، برادران یوسف بار دیگر به مصر بازمی‌گردند؛ این بار همراه با بنیامین، کوچک‌ترین برادر خانواده. یوسف پس از سال‌ها جدایی، ناگهان برادر تنی خود را در برابرش می‌بیند. احساسی که سال‌ها پنهان مانده بود، دیگر قابل کنترل نیست؛ او از جمع فاصله می‌گیرد و در تنهایی اشک می‌ریزد، در حالی که برادرانش هنوز نمی‌دانند مرد قدرتمندی که روبه‌رویشان ایستاده، همان یوسفی است که سال‌ها پیش فروخته بودند. اما چرا یوسف هنوز هویت خود را آشکار نمی‌کند؟ این دیدار چه چیزی را در قلب او و برادرانش تغییر خواهد داد؟   داستان یوسف و بنیامین | بازگشت برادران به مصر | دیدار یوسف و بنیامین | یوسف در مصر | کتاب پیدایش ۴۳ | عهد عتیق   #یوسف #بنیامین #برادران_یوسف #پیدایش۴۳ #کتاب_پیدایش #داستان_یوسف #کتاب_مقدس #پادکست_مسیحی #پادکست_فارسی #عهد_عتیق

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • سفر برادران یوسف به مصر / فصل چهل و دوم

    ⁨۱ شهریور ۱۴۰۵⁩ · ⁨۷ دقیقه⁩

    در این اپیزود، داستان یوسف وارد مرحله‌ای تازه می‌شود؛ برادرانی که سال‌ها پیش او را فروختند، حالا برای خرید غله به مصر آمده‌اند و بی‌آنکه بدانند، در برابر همان برادری زانو می‌زنند که گمان می‌کردند برای همیشه از زندگی‌شان حذف شده است. یوسف آن‌ها را می‌شناسد، اما برادرانش او را نمی‌شناسند. گذشته دوباره زنده می‌شود؛ ترس، عذاب وجدان و رازهایی که سال‌ها دفن شده بودند، یکی‌یکی خود را نشان می‌دهند. آیا یوسف به دنبال انتقام است یا در حال آزمایش قلب برادرانش؟ و این دیدار غیرمنتظره چگونه مسیر خانواده یعقوب را تغییر خواهد داد؟   داستان یوسف و برادرانش | قحطی مصر | بنیامین | عذاب وجدان برادران | کتاب پیدایش | عهد عتیق   #یوسف #برادران_یوسف #کتاب_پیدایش #پیدایش۴۲ #بنیامین #قحطی_مصر #کتاب_مقدس #پادکست_مسیحی #پادکست_فارسی #داستان_یوسف

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • یوسف از زندان تا تخت پادشاهی / فصل چهل و یکم

    ⁨۱۶ مرداد ۱۴۰۵⁩ · ⁨۹ دقیقه⁩

    در این اپیزود به یکی از مهم‌ترین بخش‌های داستان یوسف در مصر می‌رسیم؛ زمانی که فرعون دو خواب عجیب می‌بیند: هفت گاو چاق که توسط هفت گاو لاغر بلعیده می‌شوند و هفت خوشه پُر که در برابر هفت خوشه خشک و نحیف از بین می‌روند. هیچ‌یک از حکیمان مصر نمی‌توانند معنای این خواب‌ها را توضیح دهند، تا اینکه یوسف از زندان فراخوانده می‌شود. او نه‌تنها خواب فرعون را تعبیر می‌کند، بلکه از هفت سال فراوانی و هفت سال قحطی خبر می‌دهد و راهی برای نجات مصر پیشنهاد می‌کند. اما چگونه یک زندانی فراموش‌شده، در یک روز در برابر قدرتمندترین مرد مصر قرار می‌گیرد؟ و آیا سال‌های سخت زندگی یوسف سرانجام بخشی از برنامه بزرگ‌تری بوده‌اند؟ روایتی درباره تعبیر خواب فرعون، یوسف در مصر، هفت گاو چاق و لاغر، هفت خوشه گندم، قحطی مصر، حکمت الهی و زمان‌بندی خدا. #یوسف #فرعون #تعبیر_خواب #هفت_گاو #کتاب_پیدایش #داستان_یوسف #کتاب_مقدس #پادکست_مسیحی #مسیحیت_فارسی #عهد_عتیق

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • تعبیر خواب ساقی و نانوا؛ یوسف در زندان / فصل چهلم

    ⁨۱۳ مرداد ۱۴۰۵⁩ · ⁨۳ دقیقه⁩

    در این اپیزود، داستان یوسف در زندان مصر و تعبیر خواب دو خدمتگزار فرعون، یعنی ساقی و نانوا را از کتاب پیدایش می‌شنویم. یوسف با وجود بی‌گناهی و سال‌های حبس، اعلام می‌کند که تعبیر خواب‌ها از آنِ خداست و آینده متفاوت این دو زندانی را آشکار می‌سازد. یکی به جایگاه گذشته خود بازمی‌گردد و دیگری با سرنوشتی تلخ روبه‌رو می‌شود؛ اما پس از تحقق تعبیرها، کسی که می‌توانست به آزادی یوسف کمک کند، او را فراموش می‌کند. چرا خدا اجازه داد انتظار یوسف طولانی‌تر شود و چگونه می‌توان در زمان فراموش‌شدن، همچنان به وعده‌های خدا اعتماد کرد؟  این اپیزود روایتی درباره تعبیر خواب یوسف، امید در زندان، اعتماد به زمان خدا، وفاداری در سختی و فراموش‌شدن توسط انسان‌ها است.

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • یوسف؛ پیروزی بر وسوسه / فصل سی و نهم

    ⁨۳ مرداد ۱۴۰۵⁩ · ⁨۴ دقیقه⁩

    یوسف به مصر برده و به فوتیفار، فرماندهٔ محافظان کاخ، فروخته شد و به‌خاطر همراهی خداوند در همهٔ کارها مورد اعتماد ارباب قرار گرفت و امور خانه و دارایی‌ها را به او سپردند. یوسف در خانه‌ای که می‌توانست برایش امنیت، قدرت و آسایش بیاورد، با سخت‌ترین وسوسه روبه‌رو شد؛ اما به جای سقوط، فرار را انتخاب کرد. این روایت فقط داستان یک وسوسه نیست؛ داستان پاکی، وفاداری و بهایی‌ست که انسان گاهی برای درست‌ماندن می‌پردازد. وقتی هیچ‌کس ناظر نیست، انتخاب تو نشان می‌دهد واقعاً چه کسی هستی. اگر می‌خواهی داستانی از مقاومت، ایمان و پیروزی در دلِ آزمایش بشنوی، این اپیزود را از دست نده.

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • بیوه‌ای در لباس فاحشه / فصل سی و هشتم

    ⁨۳۱ تیر ۱۴۰۵⁩ · ⁨۶ دقیقه⁩

    زنی که نادیده گرفته شد، مردی که خیلی زود داوری کرد و سه نشانه که حقیقت را آشکار ساختند. تامار در برابر بی‌عدالتی ساکت نمی‌ماند و تصمیمی می‌گیرد که سرنوشت او و خاندان یهودا را تغییر می‌دهد. اما هنگامی که راز پنهان آشکار می‌شود، چه کسی واقعاً گناهکار است و چه کسی عادل‌تر رفتار کرده است؟ روایتی پیچیده و تکان‌دهنده درباره وعده‌های شکسته‌شده، قضاوت عجولانه، شجاعت و اعتراف به حقیقت.

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • یوسف و آغاز حسادت برادران / فصل سی و هفتم

    ⁨۲۹ تیر ۱۴۰۵⁩ · ⁨۷ دقیقه⁩

    یوسف، جوانی 17 ساله و پسر یعقوب، به‌خاطر محبت ویژه پدر و رؤیاهایش مورد حسادت برادران قرار می‌گیرد. او خواب‌هایی می‌بیند که آینده‌ای والا را برایش نوید می‌دهد و این خواب‌ها خشم برادران را بیشتر می‌کند. آن‌ها در فرصتی یوسف را در چاهی می‌اندازند و سپس او را به بازرگانان می‌فروشند. یوسف به مصر برده می‌شود و ردای خونین او به پدرش نشان داده می‌شود تا باور کنند جانوران او را کشتند؛ یعقوب در ماتمی طولانی فرو می‌رود.

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • نسل‌ عیسو (اَدومیان) / فصل سی و ششم

    ⁨۲۸ تیر ۱۴۰۵⁩ · ⁨۵ دقیقه⁩

    این قسمت نسل‌شناسی عیسو (اَدومیان) را شرح می‌دهد: همسران، فرزندان و شاخه‌های طایفه‌ای که از او و زنانش به‌وجود آمدند. همچنین تقسیم‌بندی قبایل حوری در سرزمین سعیر و فهرست طوایف و جدّهایشان آورده شده است. در پایان، پادشاهان اَدوم پیش از پادشاهی در اسرائیل، مناطق سکونت هر قبیله و روابط تاریخی آن‌ها معرفی شده‌اند.

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • یعقوب و برکت در بیت‌ئیل / فصل سی و پنجم

    ⁨۲۳ تیر ۱۴۰۵⁩ · ⁨۵ دقیقه⁩

    یعقوب پس از روزهایی پرآشوب، بار دیگر صدای خدا را می‌شنود و به جایی بازمی‌گردد که سال‌ها پیش زندگی‌اش در آن دگرگون شده بود. اما این بازگشت، تنها یک سفر نیست؛ زمان آن رسیده که گذشته کنار گذاشته شود، بت‌ها دفن شوند و عهدی فراموش‌شده دوباره زنده گردد. در میان وعده‌های الهی، تولدی تازه، فقدانی دردناک و اتفاقاتی غیرمنتظره در انتظار خانواده یعقوب است. آیا ایمان می‌تواند در دل اندوه، ترس و تغییر همچنان استوار بماند؟

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • داستان دل‌خراش تجاوز به دینه / فصل سی و چهارم

    ⁨۲۱ تیر ۱۴۰۵⁩ · ⁨۵ دقیقه⁩

    این اپیزود روایت یکی از دختران یعقوب به‌نام دینه است که توسط شکیم کنعانی مورد تجاوز قرار می‌گیرد و پس از آن تلاش‌ها برای ازدواج، فریب و توافق میان دو قوم منجر به خشن‌ترین واکنش‌ها می‌شود. در پی این حادثه، برادران دینه با حمله به شهر، مردان را کشتند، غنائم بردند و پیامدهای این خشونت و نگرانی یعقوب دربارهٔ عواقب اتحادها و دشمنی‌ها را نشان می‌دهد.

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • دیدار پرشور یعقوب و عیسو / فصل سی و سوم

    ⁨۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵⁩ · ⁨۴ دقیقه⁩

    یعقوب هنگام دیدار با عیسو خانواده‌اش را ترتیب داد، هفت بار به خاک افتاد و عیسو با آغوش و بوسه او را پذیرفت؛ هر دو به‌طور احساسی گریه کردند و عیسو هدایا را قبول کرد. یعقوب سپس به سکوت رفت، خانه و جایگاه برای گله ساخت، زمینی در شکیم خرید و قربانگاهی بنا نهاد که آن را «قربانگاه ایل» یا «قربانگاه خدای اسرائیل» نامید.

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • ملاقات سرنوشت‌ساز یعقوب / فصل سی و دوم

    ⁨۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵⁩ · ⁨۶ دقیقه⁩

    یعقوب در راه بازگشت به زادگاهش برای ملاقات با برادرش عیسو، هدایایی پیش فرستاد و مردم و اموالش را تقسیم کرد تا از احتمال درگیری جلوگیری کند و از خدا طلب حمایت کرد. شبانه یعقوب تنها ماند و با مردی تا سپیده‌دم کشتی گرفت؛ پس از آن برکت گرفت و نام او به «اسرائیل» تغییر یافت و محل را «فِنیئیل» نامید، اما از ناحیه ران آسیب دید.

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • فرار یعقوب: از فریب لابان تا فرمان الهی / فصل سی و یکم

    ⁨۱۹ فروردین ۱۴۰۵⁩ · ⁨۱۱ دقیقه⁩

    در این قسمت پس از آن‌ که یعقوب دریافت که لابان و فرزندانش نسبت به او خصومت دارند و خدا او را به بازگشت به سرزمین اجدادش فراخواند، همراه خانواده و اموالش مخفیانه فرار می‌کند. یعقوب به راحیل و لیه می‌گوید چگونه پدرشان بارها اجرت او  را تغییر داد و با این حال خداوند برکتش داد. لابان پس از تعقیب یعقوب او را درمی‌یابد اما خدا به او هشدار می‌دهد که آسیبی نرساند. بعد از جستجو و پیدانشدن بت‌هایی که راحیل از پدرش دزدید، دو طرف بر سر برپایی سنگ‌ها و پیمانی به عنوان شاهد مصالحه می‌کنند و سپس لابان به خانه‌اش بازمی‌گردد.

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • رقابت زنان یعقوب / فصل سی‌ام

    ⁨۱۸ فروردین ۱۴۰۵⁩ · ⁨۸ دقیقه⁩

    در این بخش، روایت رقابت میان راحیل و لیَه و استفاده از کنیزان خود برای داشتن فرزند بیان می‌شود: راحیل به خاطر نداشتن فرزند به خواهرش حسادت می‌کرد و با دادن بلهه (کنیز خود) به یعقوب صاحب دو پسر یعنی دان و نفتالی شد؛ لیه نیز زلفه را به یعقوب داد و جاد و اشیر از او متولد شدند. سپس با مبادله مهرگیاه، لیه بار دیگر شب با یعقوب خوابید و یساکار و زبولون و دینه زاییده شدند و در نهایت خداوند یوسف را به راحیل عطا کرد. بخش دوم قرارداد یعقوب با لابان و افزایش ثروت یعقوب را شرح می‌دهد: یعقوب برای مزد، گوسفندان و بزهای ابلق و خالدار را برای خود تعیین کرد و با روشی خاص، نسل‌های خالدار و ابلق را پدید آورد و به این وسیله گله و ثروتش را بسیار رونق داد.

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • دیدار یعقوب با راحیل / فصل بیست و نهم

    ⁨۱۸ فروردین ۱۴۰۵⁩ · ⁨۶ دقیقه⁩

    یعقوب در راه به سرزمین مشرق با چوپانان حران روبه‌رو می‌شود، راحیل را در کنار چاه می‌بیند و برای به‌دست آوردن او به منزل پدرش لابان می‌رود و طبق قراری هفت سال برایش کار می‌کند. لابان در روز عروسی، لیه را به‌جای راحیل به یعقوب می‌دهد، سپس یعقوب هفت سال دیگر کار می‌کند و در نهایت هر دو خواهر را به‌همسری می‌پذیرد؛ لیه چهار پسر به‌دنیا می‌آورد: روبین، شمعون، لاوی و یهودا، در حالی که راحیل نازا باقی می‌ماند.

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • رقابت زنان یعقوب / فصل سی‌ام

    ⁨۱۷ فروردین ۱۴۰۵⁩ · ⁨۸ دقیقه⁩

    در این بخش، روایت رقابت میان راحیل و لیَه و استفاده از کنیزان خود برای داشتن فرزند بیان می‌شود: راحیل به خاطر نداشتن فرزند به خواهرش حسادت می‌کرد و با دادن بلهه (کنیز خود) به یعقوب صاحب دو پسر یعنی دان و نفتالی شد؛ لیه نیز زلفه را به یعقوب داد و جاد و اشیر از او متولد شدند. سپس با مبادله مهرگیاه، لیه بار دیگر شب با یعقوب خوابید و یساکار و زبولون و دینه زاییده شدند و در نهایت خداوند یوسف را به راحیل عطا کرد. بخش دوم قرارداد یعقوب با لابان و افزایش ثروت یعقوب را شرح می‌دهد: یعقوب برای مزد، گوسفندان و بزهای ابلق و خالدار را برای خود تعیین کرد و با روشی خاص، نسل‌های خالدار و ابلق را پدید آورد و به این وسیله گله و ثروتش را بسیار رونق داد.

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • سفر یعقوب به بین‌النهرین: آغاز راهِ سرنوشت / فصل بیست و هشتم

    ⁨۳ فروردین ۱۴۰۵⁩ · ⁨۴ دقیقه⁩

    اسحاق یعقوب را به خانهٔ پدربزرگش در بین‌النهرین نزد لابان فرستاد تا با یکی از دختران خانواده ازدواج کند و از او خواست از زنان کنعانی دوری کند تا برکت الهی شامل نسلش باشد. در راه، یعقوب در بیت‌ئیل خوابی دید که پله‌ای میان زمین و آسمان بود و خداوند به او وعدهٔ زمین، نسل فراوان و همراهی همیشگی داد. یعقوب ستون یادبودی برپا کرد، عهدی با خدا بست و به سفرش ادامه داد تا سرنوشت وعده‌های الهی تحقق یابد.

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • فریب بزرگ: دریافت برکت یعقوب / فصل بیست و هفتم

    ⁨۲ فروردین ۱۴۰۵⁩ · ⁨۹ دقیقه⁩

    اسحاق که پیر و نابینا شده، از عیسو می‌خواهد از شکار، غذایی برایش پخته و بیاورد تا پیش از مرگ برای عیسو برکت بخواند. ربکا متوجه شده و نقشه می‌کشد و یعقوب را وادار می‌کند با لباس‌های عیسو، پدر را فریب دهد و برکت را بگیرد. پس از خوردن غذا و لمس یعقوب، اسحاق برکت را به او می‌دهد؛ وقتی عیسو بازمی‌گردد و متوجه می‌شود برکت را از دست داده، شدیداً می‌گرید و دشمنى میان برادران شکل می‌گیرد.

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • برکت و نزاع در وادی جرار / فصل بیست و ششم

    ⁨۲ فروردین ۱۴۰۵⁩ · ⁨۷ دقیقه⁩

    این قسمت زندگی اسحاق در جرار را روایت می‌کند: خداوند به او وعده برکت و نسل زیاد می‌دهد و به همین سبب ثروتمند می‌گردد. ثروت او حسادت فلسطینیان را برمی‌انگیزد و او را از شهر بیرون میکنند و درگیری‌هایی پیش می‌آید که به نام‌گذاری چاه‌های تازه کنده شده (دعوا، دشمنی، آزادی) می‌انجامد؛ در نهایت آشتی با ابی‌ملک برقرار می‌شود.

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • خانواده ابراهیم پس از سارا / فصل بیست و پنجم

    ⁨۲ فروردین ۱۴۰۵⁩ · ⁨۶ دقیقه⁩

    در این قسمت، زندگی ابراهیم پس از سارا، ازدواج او با قطوره و تولد فرزندان جدیدش، تقسیم دارایی و دفن ابراهیم در مَکفیله روایت می‌شود. نسل‌های اسماعیل و سکونت آنها در سرزمین مشرق و همچنین برکت الهی بر اسحاق شرح داده می‌شود. در پایان تولد ایسو و یعقوب، تفاوت‌های اخلاقی و سرانجام فروش حقِ نخست‌زادگی توسط ایسو در ازای یک کاسه آش عدس بیان می‌گردد.

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • انتخابی الهی برای اسحاق / فصل بیست و چهارم

    ⁨۲۴ اسفند ۱۴۰۴⁩ · ⁨۱۳ دقیقه⁩

    سارا در پیری پسری به نام اسحاق به دنیا آورد و ابراهیم نوکری را سوگند داد تا برای او همسری از خاندان خود بیاورد، نه از کنعانی‌ها. نوکر در کنار چشمه دعا کرد و ربکا با مهربانی به او و شترانش آب داد؛ این علامت انتخاب الهی بود. او با هدایای گرانبها به خانه ربکا رفت، خانواده رضایت دادند و ربکا با خوش‌رویی همراه شد. ربکا به سرزمین کنعان آمد، با اسحاق ازدواج کرد و مایه آرامش او شد. این داستان نشان‌دهنده وفاداری به پیمان، هدایت الهی و شکل‌گیری پیوندی است که به نسل‌های آینده ادامه یافت.

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • خاک ماندگار سارا / فصل بیست و سوم

    ⁨۲۴ اسفند ۱۴۰۴⁩ · ⁨۳ دقیقه⁩

    سارا در حبِرون در سرزمین کنعان درگذشت و ابراهیم برای مرگ او ماتم گرفت. او خواست همسرش را در جایی شایسته دفن کند و به مذاکره با مردم حتیان پرداخت. ابراهیم پس از گفت‌وگو با عفرون، قطعه زمین و غار مکفیله را به قیمت چهارصد سکهٔ نقره خرید و سارا را در آنجا دفن کرد؛ این معامله مالکیت مزرعه و غار را به نام ابراهیم ثبت کرد.

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • آزمون ابراهیم: قربانی پسر/ فصل بیست و دوم

    ⁨۱۷ اسفند ۱۴۰۴⁩ · ⁨۵ دقیقه⁩

    در این قسمت خداوند ابراهیم را امتحان می‌کند و از او می‌خواهد پسر عزیزش اسحاق را برای قربانی ببرد. ابراهیم اطاعت می‌کند، اما در آخر فرشتهٔ خدا او را از کشتن پسر بازمی‌دارد و قوچی به عنوان قربانی جانشین اسحاق می‌شود. خدا به خاطر اطاعت ابراهیم او را برکت می‌دهد و نسلش را فراوان می‌سازد. همچنین داستان با اشاره‌ای به نسل‌های ناحور و فرزندانش پایان می‌یابد.

    برای افزودن برچسب وارد شوید
  • معجزه تولد اسحاق / فصل بیست و یکم

    ⁨۱۷ اسفند ۱۴۰۴⁩ · ⁨۵ دقیقه⁩

    تولد اسحاق، فرزند وعده داده شده، شادی و سرور را برای سارا و ابراهیم به ارمغان آورد. پس از آن، به خواست سارا، هاجر و اسماعیل رها شدند ولی خدا پشتیبانشان بود و وعده داد از اسماعیل نیز نسلی بزرگ پدید خواهد آمد. ابراهیم نیز با ابی‌ملک پیمان بست و در بئرشبع چاهی به یادگار گذاشت.

    برای افزودن برچسب وارد شوید