→ بازگشت به فهرست قسمت‌ها

آوازه‌خوان‌های شهر قصه - سوپراسکوپ شماره ۱۲

ادبیات کودکان

koodaki

⁨۲۸ بهمن ۱۳۹۹⁩ · ⁨۲۶ دقیقه⁩

خیلی خیلی سال پیش، توی یک ده، یک ارباب و زنش خونه‌ای داشتن وتوی خون‌شون خودشون بودن و یک خر، چه خری یک خرکاری و فعال و زرنگ، اسم اون فستر بود، صبح تا شب کار می‌کرد، هر چی گندم توی انبار بودش بار می‌کرد، بارو از راه درازی واسه ارباب نمک‌نشناسش توی آسیاب می‌برد، توی راه عرو عرو عرعر می‌کرد، هرچی سر راهش بود همه رو کر می‌کرد. راستی که من همچون پدرم خر هستم درخربت توی خرها همه‌جا سر هستم  از صبح تا شب‌کاری به‌جز بارندارم بارک‌الله به خودم که یک خر نر هستم کاری از سازمان انتشار مجموعه داستان‌های ناطق شرکت ۴۸ داستان، سوپراسکوپ مؤلف و شاعر: علیرضا اکبریان با صدای گروهی از هنرمندان برجسته ایران

آموزشپیشنهاد خودکار۰داستانپیشنهاد خودکار۰هنرپیشنهاد خودکار۰
شنیدن در اپل پادکست ↗