امام نگاهش را به نگاه علي اكبر دوخت و فرمود: (( لحظه اي خواب مرا در ربود و سواري را ديدم كه پيام مرگمان را با خود داشت. مي گفت اين قوم روانند و مرگ در پي ايشان. دريافتم كه جانمان بشارت رحيل مي دهد .)) باز خوانی ماجرای کربلا از کتاب پدر، عشق، پسر... نوشته ی سید مهدی حجازی با کلام عرفان مرشدی کاری مشترک از رادیو بیک و پادکست مینوتوم
شنیدن در اپل پادکست ↗