→ همه برچسب‌ها

هنر

Arts

۱٬۱۰۷ قسمت

  • ▨ نام شعر: ای وای مادرم ▨ شاعر: شهریار ▨ با صدای: ساعد باقری ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــ تذکر: نسخه‌های دیگری از شعر موجود است که طولانی‌تر است، اما متن شعر ارایه شده در اینجا منطبق بر نسخه‌ی خوانش شده توسط استاد ساعد باقری است. ــــــــــــــــــ ۱ آهسته باز از بغل پلّه‌ها گذشت در فکرِ آش و سبزی بیمار خویش بود امّا گرفته دور و برش هاله‌ای سیاه او مرده است و باز پرستارِ حال ماست در زندگیّ ما همه جا وول می خورد هر کنجِ خانه صحنه‌ای از داستان اوست در ختم خویش هم به سرِ کارِ خویش بود بیچاره مادرم ۲ هر روز می‌گذشت از این زیرپلّه‌ها آهسته تا به هم نزند خوابِ نازِ من امروز هم گذشت در باز و بسته شد با پشت خم از این بغلِ کوچه می‌رود چادرنماز فلفلی انداخته به سر کفشِ چروک‌خورده و جورابِ وصله‌دار او فکر بچّه‌هاست هر جا شده هویج هم امروز می‌خرد بیچاره پیرزن، همه برف است کوچه‌ها ۵ انصاف می‌دهم که پدر رادمرد بود با آن همه درآمد سرشارش از حلال روزی که مُرد روزی یک سال خود نداشت امّا قطارهای پُر از زاد آخرت وز پی هنوز قافله های دعای خیر این مادر از چنان پدری یادگار بود تنها نه مادر من و درماندگان خیل او یک چراغ روشن ایل و قبیله بود خاموش شد دریغ ۶ نه، او نمرده، می‌شنوم من صدای او با بچّه‌ها هنوز سر و کلّه می‌زند؛ ناهید، لال شو بیژن، برو کنار کفگیر بی‌صدا دارد برای ناخوشِ خود آش می‌پزد ۷ او مُرد و در کنار پدر زیر خاک رفت اقوامش آمدند پیِ سرسلامتی یک ختم هم گرفته شد و پُر بدک نبود بسیار تسلیت که به عرضه داشتند؛ لطف شما زیاد امّا ندای قلب، به گوشم همیشه گفت: این حرف‌ها برای تو مادر نمی‌شود. ۸ پس این که بود؟ دیشب لحافِ رد شده بر روی من کشید لیوان آب از بغل من کنار زد، در نصفه‌های شب. یک خواب سهمناک و پریدم به حال تب نزدیک‌های صبح او باز زیر پای من اینجا نشسته بود آهسته با خدا، راز و نیاز داشت نه، او نمرده است. ۱۱ او پنج سال کرد پرستاری مریض در اشک و خون نشست و پسر را نجات داد امّا پسر چه کرد برای تو؟ هیچ، هیچ تنها مریضخانه، به اُمّیدِ دیگران یک روز هم خبر: که بیا او تمام کرد. ۱۲ در راه قُم به هرچه گذشتم عبوس بود پیچید کوه و فحش به من داد و دور شد صحرا همه خطوط کج و کوله و سیاه طومار سرنوشت و خبرهای سهمگین دریاچه هم به حال من از دور می گریست تنها طواف دور ضریح و یکی نماز یک اشک هم به سوره‌ی یاسین من چکید مادر به خاک رفت. ۱۴ آینده بود و قصّه ی بی مادریّ من ناگاه ضجّه‌ای که به هم زد سکوت مرگ من می‌دویدم از وسط قبرها برون او بود و سر به ناله برآورده از مغاک خود را به ضعف از پی من باز می‌کشید دیوانه و رمیده، دویدم به ایستگاه خود را به هم فشرده خزیدم میان جمع ترسان ز پشت شیشه‌ی در آخرین نگاه باز آن سفیدپوش و همان کوشش و تلاش چشمان نیمه‌باز: از من مشو جدا. ۱۵ می‌آمدم و کلّه‌ی من گیج و منگ بود انگار جیوه در دل من آب می‌کنند پیچیده صحنه‌های زمین و زمان به هم خاموش و خوفناک همه می‌گریختند می‌گشت آسمان که بکوبد به مغز من دنیا به پیش چشم گنه‌کارِ من سیاه وز هر شکاف و رخنه‌ی ماشین غریو باد یک ناله‌ی ضعیف هم از پی دوان دوان می‌آمد و به مغر من آهسته می‌خلید: تنها شدی پسر. ۱۶ باز آمدم به خانه چه حالی! نگفتنی دیدم نشسته مثل همیشه کنار حوض پیراهن پلید مرا باز شسته بود انگار خنده کرد ولی دل‌شکسته بود: بردی مرا به خاک سپردیّ و آمدی؟ تنها نمی‌گذارمت ای بینوا پسر! می‌خواستم به خنده درآیم ز اشتباه امّا خیال بود ای وای مادرم ▨ سیّد محمّدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

  • رفقا شب بخیر، وقت داستان است… شماره‌ی دو هزار و هفتصد و دوازدهم ۶ مهر ۱۴۰۵ داستان: «#دایی_جان_ناپلئون» (قسمت سی‌ و دوم) نویسنده: «#ایرج_پزشک_زاد» خوانش: «#مریم_حاجی_بنده»‌ موسیقی :«#پرویز_یاحقی #حسین_علیزاده #علی_اصغر_بهاری #اُنیک (بخند)» برای حمایت از ما به لینک حامی‌باش داستان شب مراجعه کنید :👇🏻 hamibash.com/dastaneshab ‌ #داستان_شب @dastaneshab Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

  • باضیا - بهرام دبیری

    پادکست باضیا - Ba Ziya Podcast

    ⁨۶ مهر ۱۴۰۵⁩ · ⁨۱ ساعت و ۳۴ دقیقه⁩

    ساعتی با شاعرِنقاش ها مهمان این اپیزود از باضیا، بهرام دبیری، نقاش و هنرمند معاصر است. استاد بهرام عزیز در این گفتگوی خودمونی ،از سال‌های دانشگاه و شروع نقاشی گفت؛ عشق تو سال‌های جوانی و زندگی‌ای که نزدیک به ۵۰ ساله با کار منظم تو آتلیه گره خورده. از این که همیشه جلوی چارچوب‌ها و «باید»ها ایستاده و سعی کرده برخلاف ساختارهای موجود، جهان خودش رو بسازه. این مسیر چطور گذشته و این همه سال زندگی با نقاشی، چه چیزی از بهرام دبیری ساخته؟ گفت‌وگوی بهرام دبیری با علی ضیا رو می‌تونید از یوتیوب باضیا و همه‌ی اپ‌های پادگیر ببینید و بشنوید حامی همیشگی ما و مردم، ویتالوژیک Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

  • توی این اپیزود، همسفر دختری میشیم که عاشق نجوم و سفره ‌‌‌و تونسته به بهترین شکل ممکن علاقه‌‌هاشو در کنار هم زندگی کنه تو این قسمت از نجوم و سفر صحبت میکنیم- از سفرهای کاری با چاشنی نجوم- از رویا داشتن و تلاش برای تحققشون- از کودکی پریسا در روستای سده ی لار- تا تحصیل در بهترین دانشگاه‌های دنیا - این اپیزود مال توئه اگه عاشق سفری اگه عاشق کهکشان و نجومی اگه دختری اگه احساس میکنی نمیشه 🤍مرسی که گوش میدید و حمایت میکنید 🤍 اینستاگرام پریسا @parisaastro ‌اینستاگرام اسپانسر این قسمت hajsadeghi.honey Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

  • هوشنگ ابتهاج | بهانه

    شعر | با صدای شاعر

    ⁨۶ مهر ۱۴۰۵⁩ · ⁨۳ دقیقه⁩

    ▨ نام شعر: بهانه ▨ شاعر: هوشنگ ابتهاج ▨ با صدای: هوشنگ ابتهاج ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ـــــــــــــــــــــ ای عشق همه بهانه از توست من خامُشم این ترانه از توست   آن بانگِ بلندِ صبح‌گاهی  وین زمزمه‌ی شبانه از توست   من اندُه خویش را ندانم این گریه‌ی بی‌بهانه از توست   آی آتشِ جانِ پاک‌بازان  در خرمنِ من زبانه از توست   افسون شده‌ی تو را زبان نیست  ور هست، همه فسانه از توست   کشتیِ مرا چه بیمِ دریا؟ طوفان ز تو و کرانه از توست   گر باده دهی و گر نه، غم نیست مست از تو، شراب‌خانه از توست   مِی را چه اثر به پیشِ چشمت؟ کاین مستیِ شادمانه از توست   پیش تو چه توسنی کُند عقل؟ رام است که تازیانه از توست   من می‌گذرم خموش و گمنام  آوازه‌ی جاودانه از توست   چون «سایه» مرا ز خاک برگیر  کاینجا سر و آستانه از توست

  • 2711.جن‌نامه (قسمت بیست و هفتم)

    داستان شب

    ⁨۵ مهر ۱۴۰۵⁩ · ⁨۳۰ دقیقه⁩

    رفقا شب بخیر، وقت داستان است… شماره‌ی دو هزار و هفتصد و یازدهم ۵ مهر ۱۴۰۵ داستان: «#جن_نامه» (قسمت بیست و هفتم/مجلس سوم) نویسنده: «#هوشنگ_گلشیری» خوانش: «#هانیه_طهرانی» موسیقی :«#رضا_میرجلالی #کیهان_کلهر #مهسا_وحدت / سم مکلین (A Deeper Tone Of Longing )» برای حمایت از ما به لینک حامی‌باش داستان شب مراجعه کنید :👇🏻 hamibash.com/dastaneshab #داستان_شب @dastaneshab Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

  • کتاب صوتی عارف جان‌سوخته نوشته‌ی نهال تجدد قسمت بیست‌‌وسوم به‌روایت محسن بوالحسنی این رمان، #داستان زندگی #مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، #شاعر و #عارف بزرگ ایرانی‌ از تولد تا مرگ اوست و آشنایی‌اش با #شمس_تبریزی که از زبان حسام‌الدین چلبی، شاگرد و جانشین او بازگو می‌شود ممنون می‌شم این پست رو برای دوستان علاقه‌مندتون بفرستید و حتماً نظرات‌‌تون رو هم بی‌تعارف همین‌جا کامنت کنید در  تلگرام، کست‌باکس، اپل‌پادکست، یوتیوب، اسپاتی‌فای و... #پادکست_خرقه بشنوید اگر دوست داشتید از خرقه #حمایت کنید https://donito.me/khergheh

  • اگر اهل کتاب هستی کتابخونه عبدی مدیا برای شما جذاب و مفیده. از لینک زیر میتونید توی کانال کتابخونه عبدی مدیا عضو بشیدhttps://castbox.fm/channel/id6754333 بابک کریمی، بازیگر و تدوینگر سینما و فرزند نصرت کریمی، در این گفتگوی آرشیوی که در ۱۶ بهمن ۱۴۰۳ پخش شده، درباره مستند شش‌قسمتی «نصرت کریمی؛ هنرمند بودن در ایران»، روند طولانی ساخت و تدوین آن و تصمیم برای انتشار رایگان مستند در یوتیوب صحبت می‌کند گفتگویی درباره زندگی شخصی و هنری نصرت کریمی؛ از روابط خانوادگی و تأثیر او بر فرزندانش تا نقش او در تئاتر و سینمای ایران و تجربه سال‌های ممنوع‌الکاری پس از انقلاب. با حمایت مالی خود، از طریق ارزهای دیجیتال یا پی پل از هر نقطه از جهان، می‌توانید در تولید محتوای بهتر و بیشتر عبدی مدیا به عنوان یک رسانه مستقل کمک کنید. حتی کوچک‌ترین کمک شما، برایم ارزشمند است و انگیزه می‌دهد تا به فعالیت خود ادامه دهم.⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠عبدی مدیا را به یک فنجان قهوه دعوت کنید یا ⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠از طریق پی‌پل⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠ حمایت کنید **************************** عبدی مدیا یک کانال تولید محتوای منحصر به فرد است. تمام مطالب و محتواهای تولید شده در این کانال، متعلق به عبدی مدیا بوده و هرگونه استفاده از آن‌ها بدون کسب مجوز قبلی، تخلف محسوب می‌شود. خواهشمندم از دانلود، کپی و انتشار مجدد محتوای این کانال خودداری فرمایید. Abdi Media is a unique content creation channel. All content produced on this channel belongs to Abdi Media, and any use of this content without prior permission is considered a violation. Please refrain from downloading, copying, or redistributing the content of this channel. **************************** ⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠تلگرام⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠ I ⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠توییتر⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠ I⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠ ⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠اینستاگرام⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠ I ⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠واتس‌اپ ⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠I⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠ کست باکس I ⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠اپل پادکست ⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠I⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠ اسپاتیفای⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠ I فیس‌بوک I تردز I یوتیوب I بلواسکای I تیک‌تاک I وب‌سایت⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠⁠ Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

  • مرگ ایوان ایلیچ_بخش هشتم نویسنده:لئو تولستوی ترجمه:سروش حبیبی کتابخوان: ویدا لینک حمایت مالی ارزی https://hamibash.com/Ketab_ghese_ba_vida لینک حمایت ریالی https://daramet.com/Vidaread پ ن:اسم‌های مهم برای فصل دوم به بعد ایوان ایلیچ گالووین – شخصیت اصلی داستان • پراسکویا فئودورونا – زن ایوان • پیوتر ایوانیچ – دوست و همکار قدیمی ایوان • لیزا- دختر ایوان • میخائیل دانیلوویچ - دکترغیر مشهور • فیودورو پتروویچ - نامزد دحتر ایوان • گراسیم – نوکر خونه •

  • ♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️ از اونجایی که مجموعه ((کتاب صوتی با شی لا)) کتاب های صوتی را رایگان در اختیار شنونده های عزیز قرار میدهد حمایت شما میتواند در عمر طولانی تر این امر موثر باشد. شما میتوانید با هر مبلغی که مد نظرتون هست تیم ما رو حمایت کنید. 6104337840931446 امیدواریم بتوانیم رضایت خاطر دوستان را فراهم کنیم. 💟

  • ♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️♥️ از اونجایی که مجموعه ((کتاب صوتی با شی لا)) کتاب های صوتی را رایگان در اختیار شنونده های عزیز قرار میدهد حمایت شما میتواند در عمر طولانی تر این امر موثر باشد. شما میتوانید با هر مبلغی که مد نظرتون هست تیم ما رو حمایت کنید. 6104337840931446 امیدواریم بتوانیم رضایت خاطر دوستان را فراهم کنیم. 💟

  • مومن قناعت | آبشار

    شعر با صدای شاعر

    ⁨۳ مهر ۱۴۰۵⁩ · ⁨۴ دقیقه⁩

    ▨ نام شعر: آبشار ▨ شاعر: مومن قناعت ▨ با صدای: لایق شیرعلی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ــــــــــــــــــــــــ ای آبشار! آیينه‌ی بی‌غبارِ من یارِ زمان کودکی بی‌قرار من از روزهای رفته تویی یادگار من آهنگ‌های رفته را تکرار می‌کنی یاد به خواب رفته را بیدار می‌کنی راز مرا به لفظ خود اظهار می‌کنی داری به یاد لحظه‌ای آن خوب‌منظری کآمد به آب صبح‌دم، آن کرته پرپری پای برهنه روی گل، آن چوجه‌ی پری موی سیاه بر قد موزون، چو آبشار چشمی چو چشمه‌ی صفا، رویی چو نوبهار قدی به مثل شرشره، لرزان و بی‌غبار گل‌خنده می‌زد و گلِ در آب می‌فکند طفلی به آب، گوهر نایاب می‌فکند سوزی به جانِ بچه‌ی بیتاب می‌فکند می رفت رنگ و رونق گلزار می‌شکست می‌آمد و ز آمدش خمار می‌شکست لب‌تشنگیِ تشنه‌ی دیدار می‌شکست آن دخترک که بود مرا؟ بلکه خواهرم یا در بهارِ نورسی، او بود دلبرم یا چون کبوتر سفید، او بود هم‌پرم هرکس که بود، او مرا از جان عزیز بود جانم ز جانِ شربتِ او، ریز ریز بود روزی که چون دو ساحلِ دریا جدا شدیم دریا صدا نموده و ما بی‌صدا شدیم در تارهای شرشره هر دو نوا شدیم آن لحظه‌های بی‌بدل، گویی به خواب رفت عمر عزیز بچگی، مانند آب رفت چون کبکِ ... آمد و لیکن شتاب رفت ای آبشار باز بیا در کنار من بنواز آن ترانه را چون یادگار من باری نمای صورت آن نوبهار من ▨ پی نوشت: کَرته: در لغت‌نامه‌ی دهخدا آمده که به معنی پیراهن است شرشره: در لغت‌نامه‌ی دهخدا آمده؛ آبشار کوچک و کم آب یا جایی است که رشتهٔ باریکی از آب از فاصلهٔ نسبةً زیاد به پایین ریزد خواه در هنگام ریزش از روی سنگ و بستری سراشیب و تقریباً عمودی سرازیر شود، یا این فاصله را در میان فضا طی کند. Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

  • رفقا شب بخیر، وقت داستان است… شماره‌ی دو هزار و هفتصد و دهم ۳ مهر ۱۴۰۴ داستان: «#درخت_انجیر_معابد» (قسمت پنجاه و نهم) (فصل دوم کتاب) نویسنده: «#احمد_محمود» خوانش: «#آناهیتا_دلدار»‌ موسیقی :«#حسین_بهروزی_نیا #ناصر_شمه #ابراهیم_معلوف #الهه (افسانه من )» برای حمایت از ما به لینک حامی‌باش داستان شب مراجعه کنید :👇🏻 hamibash.com/dastaneshab #داستان_شب @dastaneshab Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

  • آدم‌ها همیشه همون چیزی نیستن که جلوی ما نشون می‌دن؛ گاهی فقط کافیه از یک خونه وارد خونه‌ی دیگه‌ای بشن تا ببینیم چقدر راحت رنگ عوض می‌کنن. در این قسمت از رادیو حکایت، سراغ داستان کوتاه «درد پنجم» نوشته‌ی امیرحسن چهل‌تن می‌ریم؛ داستانی درباره‌ی یک زن، یک سفره‌ی ابوالفضل و چند خانه در تهرانِ سال‌های پیش از انقلاب. اما پشت این ماجرای ساده، تصویری زنده و گاهی طعنه‌آمیز از آدم‌ها، روابط اجتماعی، باورها و تناقض‌های یک جامعه شکل می‌گیره. پیش از روایت داستان، کمی با امیرحسن چهل‌تن، زندگی و سبک داستان‌نویسی او آشنا می‌شیم و درباره‌ی فضای اجتماعی و تاریخی «درد پنجم» صحبت می‌کنیم. بعد داستان رو با هم می‌شنویم و در پایان، نگاهی کوتاه به شخصیت نصرت، زبان داستان، لایه‌های اجتماعی و معنای پنهان عنوان «درد پنجم» خواهیم داشت. 🎧 در این اپیزود می‌شنوید: • معرفی کوتاه امیرحسن چهل‌تن و سبک داستان‌نویسی او • آشنایی با فضای اجتماعی و تاریخی داستان «درد پنجم» • روایت داستان کوتاه «درد پنجم» • بررسی شخصیت نصرت و تناقض‌های رفتاری او • نگاهی به زبان عامیانه و گفت‌وگومحور داستان • بررسی تصویری که داستان از جامعه و روابط آدم‌ها ارائه می‌دهد • بررسی لایه‌های پنهان و اجتماعی داستان • نگاهی به معنای عنوان «درد پنجم» • بررسی رابطه‌ی میان درد فردی و دردهای اجتماعی در داستان • و در نهایت، نگاهی به اینکه چرا یک ماجرای ساده‌ی روزمره می‌تواند تصویری از یک جامعه‌ی بزرگ‌تر باشد اگر به داستان کوتاه فارسی، ادبیات معاصر ایران، داستان‌های اجتماعی و آثاری که پشت یک روایت ساده حرف‌های بیشتری برای گفتن دارند علاقه دارید، این قسمت از رادیو حکایت رو از دست ندید. 🎧 امیدوارم از شنیدن این داستان لذت ببرید. اگر بعد از شنیدن «درد پنجم» برداشت یا نظری داشتید، خوشحال می‌شم با من به اشتراک بذارید. 📷 اینستاگرام: https://www.instagram.com/radiohekayat 📢 تلگرام: https://t.me/radiohekayat1403 💛 حمایت مالی: https://hamibash.com/Radiohekayat Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

  • 2709.دُن‌کیشوت (قسمت هفدهم)

    داستان شب

    ⁨۲ مهر ۱۴۰۵⁩ · ⁨۳۷ دقیقه⁩

    رفقا شب بخیر، وقت داستان است… شماره‌ی دو هزار و هفتصد و نهم ۱ مهر ۱۴۰۵ داستان: «#دن_کیشوت» (قسمت هفدهم) نویسنده: «#میگل_سروانتس» صداپیشه: «#رضا_ریحانی»‌ موسیقی : «اسکات باکلی/ ژان توبا» برای حمایت از ما به لینک حامی‌باش داستان شب مراجعه کنید :👇🏻 hamibash.com/dastaneshab ‌ #داستان_شب @dastaneshab Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

  • کتاب صوتی عارف جان‌سوخته نوشته‌ی نهال تجدد قسمت بیست‌‌ودوم به‌روایت محسن بوالحسنی این رمان، #داستان زندگی #مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، #شاعر و #عارف بزرگ ایرانی‌ از تولد تا مرگ اوست و آشنایی‌اش با #شمس_تبریزی که از زبان حسام‌الدین چلبی، شاگرد و جانشین او بازگو می‌شود ممنون می‌شم این پست رو برای دوستان علاقه‌مندتون بفرستید و حتماً نظرات‌‌تون رو هم بی‌تعارف همین‌جا کامنت کنید در  تلگرام، کست‌باکس، اپل‌پادکست، یوتیوب، اسپاتی‌فای و... #پادکست_خرقه بشنوید اگر دوست داشتید از خرقه #حمایت کنید https://donito.me/khergheh

  • تنگه

    نقاشی خیال با شعر

    ⁨۱ مهر ۱۴۰۵⁩ · ⁨۳ دقیقه⁩

    میان دو کوه، میان فرسایشِ دو روح، دشتی‌ست. در میان دشت، دره‌ای، در دره، تنگه‌ای، و در تنگه، آبی‌ست روان. بیا لحظه‌ای را با من در این تنگه درنگ کن. دستی بر آبش بزن، حس لحظه‌ات را فریاد بزن، بگو: «چه خنک است.» نگران چیزی نباش، کسی دور و بر ما نیست. این هم کار فراعنه نیست، کارِ یک شب و دو شب هم نیست؛ ثمره‌ی یک جنگ است در گذر میلیون‌ها سال، میان دو قطب، دو نیرو؛ خشم و قهر سنگ از یک سو، و نرمی و مهر آب از سوی دیگر. یک چشم، خنده، یک چشم، گریه، و زنی از تنگه‌ای بچه‌ای می‌زاید. میوه‌ی عشق یک شکل نیست؛ گاهی در حرکتِ یک شن، گاهی در لرزشِ دستانی از کهولتِ سن. به دیواره‌های دو طرفت نگاه کن. حالا، سرت را رو به بالا کن. آبی‌ست! و زیر پایت آبی‌ست، و این تصادفی نیست. بیا نزدیک بنشین. بگذار ساعتی را با هم سکوت کنیم. بگذار ما هم از صلح تنگه سهمی داشته باشیم. اگر خورشید رفت اگر تاریک شد نترس. نگران نباش اگر سرما از تن ما بالا رفت. تا چشم بر هم زنی، فرصت تمام می‌شود و جهان خالی از من و تو. اما لحظه‌ سکوت‌مان، وقتی دستان هم را گرفته بودیم، تا ابد باقی خواهد ماند؛ درست مثل بوی تو، درست مثل خواب در چشمان تو. ‌

  • ▨ نام شعر: آن لحظه‌های روشن ▨ شاعر: م. آزاد (محمود مشرف آزاد تهرانی) ▨ با صدای: م. آزاد (محمود مشرف آزاد تهرانی) ▨ موسیقی: olafur arnalds ▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری ــــــــــــــــــــــــ وقتی که دوست داشتنت زیباست، مثل خیالِ آبیِ نیلوفر در باغِ باژگونه‌ی تالاب؛ و مثل جشن سرخ شقایق‌ها در بامداد روشن بارانی؛ وقتی که می‌خوانند مرغان آبزی آواز رودها را؛ آنگاه می‌بینم، بیدار-خوابِ شادی دیدار؛ گیسوی باد را که پریشان است و مرگ عاشقانه‌ی ماهی‌ها را در چشمه‌های کوچک بارانی ▨  م. آزاد

  • شرور | اول

    رادیو جاده | داستان و نمایش های صوتی

    ⁨۳۱ شهریور ۱۴۰۵⁩ · ⁨۴۹ دقیقه⁩

    یک دفترچه‌ی قدیمی، یک گنج افسانه‌ای و داستان قومی که سال‌هاست هیچ‌کس از سرنوشتشان خبر ندارد... — — — سلماز در روستای مادری‌اش، دست‌نوشته‌های پدربزرگش را پیدا می‌کند؛ نوشته‌هایی که پرده از ماجرای جست‌وجوی گنجینه‌ای باستانی برمی‌دارند؛ گنجی که نامش در افسانه‌ها مانده و سرنوشت قوم کوهستان‌نشین «جوهوری» را برای همیشه تغییر داده است. — — — حالا سلماز، پوریا، سوگند و بهرام در کافه‌تریای دانشگاه، قدم‌به‌قدم این روایت عجیب را دنبال می‌کنند. اما هرچه بیشتر می‌خوانند، مرز میان یک افسانه‌ی قدیمی و واقعیتی که هنوز زنده است، کمرنگ‌تر می‌شود... و شاید آن‌ها نمی‌دانند که با ورق زدن این دفترچه، چیزی را بیدار کرده‌اند که سال‌ها در انتظار بازگشت بوده است... — — — 🎧 «شرور» یک سریال صوتی رازآلود، ماجراجویانه و تاریک از «رادیو جاده | داستان و نمایش‌های صوتی» 📅 اولین دوشنبه‌ی هر ماه، منتظر قسمت جدیدی از «شرور» باشید. سیستم پخش ماشین را روشن کنید، یا هدفون را هر جایی که هستید، روی گوش بگذارید. و با داستان به دنیای سحر آمیز قصه ها سفر کنید... «شرور»؛ اولین دوشنبه‌ی هر ماه، در رادیو جاده. Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

  • Ep 139 - سکس و صمیمیت - Sex and Intimacy

    Naaji /ناجـی

    ⁨۳۱ شهریور ۱۴۰۵⁩ · ⁨۱ ساعت و ۷ دقیقه⁩

    چرا اینقدر خجالت میکشیم درباره سکس و مسائل جنسی حرف بزنیم؟ نکات خیلی مهمی درباره روابط جنسی توی این اپیزود گفته شده که لازمه بشنوی !! اسپانسر این اپیزود: پلتفرم خدمات مشاوره و روان‌شناختی آنلاین «هم‌ره» کارشناس مهمان: فاطمه خاتمی نسب اگر مایل هستید اسپانسر پادکست ناجی باشید، لطفا ایمیل بزنید: Naaji.info@gmail.com صفحه‌ی اینستاگرام ناجی پادکست رنگ روان تنها کانال تلگرام پادکست ناجی Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.